<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820</id><updated>2012-02-16T12:38:06.168+03:30</updated><category term='اعتیاد'/><category term='انتخابات'/><category term='غيرسياسي'/><category term='اقتصادي'/><category term='ورزش'/><category term='شخصي'/><category term='خاتمی'/><category term='اتمی'/><category term='رسانه'/><category term='اجتماعي'/><category term='فرهنگی'/><category term='وبلاگ'/><category term='ايسنا'/><category term='سياسي'/><category term='فاتح'/><category term='کروبی'/><category term='جوانان'/><category term='باكو'/><category term='مذهبي'/><category term='مازندران'/><category term='کهریزک'/><category term='عكس'/><category term='طبیعت'/><category term='دانشجويي'/><title type='text'>گــــــــــذار</title><subtitle type='html'>وبلاگ شخصی علی اصغر شفیعیان</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>582</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-8166232390490525253</id><published>2011-01-15T21:40:00.001+03:30</published><updated>2011-01-16T10:51:17.972+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>پاسخ به اهالی کیهان و بالاترین</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;یادداشت "&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2011/01/blog-post.htm"&gt;دست خاتمی و وظیفه خردمندان خیرخواه&lt;/a&gt;" واکنش هایی طبیعی را برانگیخت از اهالی بالاترین گرفته تا اهالی کیهان. وقتی صدای اینان یکجا درمی آید معلوم است که درست به هدف زده شده. از سوی دیگر بسیار خوشحال کننده است که در همین یک هفته بخشی از آن خردمندان خیرخواه پا به میدان گذاشتن، از جمله آقایان هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و سید رضا اکرمی و علی مطهری و به علاوه، سخنرانی مجدد و مفصل آقای خاتمی در این هفته و تشریح آن سه شرط پیش گفته، از مصمم  بودن ایشان خبر می دهد که بسیار امیدوار کننده است. طی یادداشت آتی به این موضوع و سخنان مهم اخیر رهبری خواهم پرداخت. اما در این یادداشت، به بررسی مختصر برخی واکنش ها به یادداشت «دست خاتمی و ..." می پردازم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.medrounds.org/guide-to-realistic-parenting/uploaded_images/question-707287.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="199" src="http://www.medrounds.org/guide-to-realistic-parenting/uploaded_images/question-707287.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;اهالی بالاترین&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;بالاترین سایتی است که عضو دارد و کسانی که عضو نیستند فقط می توانند نظاره گر آن باشند و از دادن نظر و گذاشتن لینک محرومند. مرور &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2011/1/9/2319169"&gt;69 نظر ثبت شده در بالاترین&lt;/a&gt;، نشان می دهد که اکثریت اعضای این سایت اتفاقا جزو همان رادیکال های سبز و فعلا در فکر براندازی هستند، هر چند اقلیت قلیل باانصاف و معتدلی هم در میانشان پیدا می شود و جالب اینجاست که هیچ کسی با افکار اصولگرایی یا نزدیک به این جریان، حتی یک نفر هم در آن جایی ندارد. البته به شخصه بر این باورم که برخی از اعضای آن، در آن نفوذ کرده و برای تحریک مخاطبان بالاترین، مواضعی فوق رادیکالی می گیرند. نظرات زیر درباره ی یادداشت «دست خاتمی و ...»، بیشترین رای مثبت(موافق) را در  میان نظرات اعضای بالاترین گرفته اند: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"رادیکالهای سبز؟ منظورتون همونهایی که در یک سال گذشته برای من و شما باتوم خوردند، زندان رفتند و کشته شدند؟ / کسی که با این همه سند جنایت حرف از اصلاح طلبی حکومتی بزند دیگر خائن به شهدا و مردم است. جمهوری اسلامی و اصلاح طلبی حکومتی مرده و راه برگشت ندارد چون ریخته شده است. / جنبش سبز هم مربوط به اصلاح طلبان نبود و نیست، اصلاح طلبان بخشی از جنبش سبز هستند که متأسفانه بیشترین تأثیر منفی بر جنبش را همین اصلاح طلبان داشتند. چه با اعلام مواضع انفعالی از طرف محمد خاتمی و چه با آدرس غلط دادن به مسیر اعتراضات و چه با ضعف برخی چهره ها. / آرام آرام باید آش پشت پای رژیم رو پخت. مهمترین اصلاحات نابودی رژیمه که در کمتر از چند سال آینده خواهیم دید. / دیکتاتوری [...] اصلاح ناپذیر است. این رژیم را تنها باید جارو کرد و یک انتخابات آزاد زیر نظر سازمان ملل بر پا کرد. " &lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;و نظرات زیر نیز جزو بیشترین نظرات با رای منفی(مخالف) این سایت درباره ی آن یادداشت است: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"برای انتخابات نیازی به سازمان ملل نداریم. اگر همین ساز و کارهای کنونی در قانون اساسی انجام بشه (نظارت همه کاندیدا ها) دیگه امکان هیچ تقلبی نخواهد بود. / رادیکال‌های سبز کتک نخوردند. فقط توی تلویزیون های 24 ساعته فحش دادند. کتک خورده ها ما بودیم که طبق تقسیم بندی شما سبزاللهی محسوب می شیم! / خاتمی هم از معترضان به انتخابات بوده و هست و همین شرط هایی که گذاشته نشان دهنده اینه که دیگه تو انتخاباتی با این شرایط شرکت نمیکنه و قرار دادنش در کنار لاریحانی و مطهری و مهدوی کنی درست نیست.اکثر زندانیان سیاسی سرشناس از اطرافیان ایشون هستن. در حالی که لاریجانی علنا خواسته بود معترضا رو محاکمه کنن / چقدر بین براندازان و کیهان نشینان شباهت زیاده " &lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;اهالی کیهان&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;a href="http://kayhannews.ir/891020/2.htm#other208"&gt;روزنامه ی کیهان&lt;/a&gt; هم به درستی نوشت که یادداشت فلانی در دفاع از تحرك تازه خاتمي با اعتراض هاي تند روبرو شد. کیهان چند جمله ی آن یادداشت را به صورت یک خط در میان منعکس کرده و سپس بخشی از کامنت های بالاترین را درباره ی آن نقل کرد. مشی کیهان معمولا همین است که از مخالفان اصلاحات در کوبیدن اصلاحات استفاده می کند و اتفاقا انعکاس یادداشت و نظرات بالاترینی ها، خود واکنشی اعتراض آمیز به آن است. باکی نیست، هر کاری می خواهد بکند، اما مطمئن باشد که بار کج به مقصد نمی رسد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;کامنت های وبلاگ&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;در ذیل یادداشت در خود وبلاگ نیز&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2011/01/blog-post.html#comments"&gt; کامنت هایی&lt;/a&gt; درج شد. از جمله یکی از "مدح و ثنا" نسبت به خاتمی شاکی بود؛ در حالی که در آن یادداشت به توصیف شروط آقای خاتمی پرداخته شده بود و تصور می کنم در میان این همه هجمه به آقای خاتمی، دفاع از او در واقع دفاع از مظلوم است. دیگری پرسیده بود که آیا باور دارید که خاتمی هنوز در دل مردم ایران جای دارد؟ پاسخ بنده آری است؛ البته در دل بخشی قابل توجه. دیگری اصلاح طلبان را «مصلحت طلب های عافیت طلب» خوانده و شروط آقای خاتمی را مبهم می دانست و پرسیده که چه تضمینی دارند که مردم را به شرکت در انتخابات فرا بخوانند و تقلب در انتخابات صورت نگیرد؟ پاسخ اما یک کلمه است، امید به حضور با قوت خردمندان خیرخواه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگری به محبوبیت آقای موسوی در بخشی از جامعه سخن گفته و پرسیده که منظور از تندروهای اصلاح طلب چیست؟ در آن یادداشت به رادیکالهای سبز اشاره شده چون باید پذیرفت که امروز حتی رضا ربع پهلوی که خود را پادشاه ایران می داند و ضدانقلاب ها و حتی تلویحا منافقین و رادیو اسرائیل هم خودشان را جلو می اندازند و مبلغ راه سبز خود می شوند. در حالی که اصلاح طلبان حاضر نیستند جمهوری اسلامی را با هیچ چیز عوض دیگری عوض کنند، به ادامه ی آن اعتقاد دارند، و تغییرات و اصلاحات را در چارچوب قانون اساسی دنبال می کنند. اصلاحات نشات گرفته از انقلاب اسلامی است، قانون اساسی وحی منزل نیست اما پای این قانون اساسی و جمهوری اسلامی خون هزاران هزار شهید ریخته شده است. در این جنبش سبزی که همه ی نحله ها باشند نمی شود فعالیت کرد. یا باید دو اسم متفاوت برای معتقدان به اصلاحات و معتقدان به براندازی تعریف شود و یا باید یکی از این دو گروه نام جنبش سبز را یدک نکشد. داشتن اعتراض که نمی شود وجه اشتراک. وجه اشتراک باید در اهداف باشد. در اهداف، ما با میانه روهای اصولگرایان مشترکیم و طیف برانداز و رادیکال سبزها با رادیکالهای اصولگرایان مشترکند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگری با اشاره به &lt;a href="http://www.khatami.ir/fa/news/901.html"&gt;سخنان آقای خاتمی در روز 25 خرداد 88&lt;/a&gt; اشاره کرده و نوشته است "اگرچه قلبا با محتوای صحبت شما موافقم، اما خیال میکنم که در فاصله انداختن میان آقایان خاتمی و موسوی اشتباه می کنید". اظهارات آقای خاتمی در آن روز را مجدد ملاحظه کردم، ایشان تنها ضرورت پیگیری اعتراض آقای موسوی اشاره کرده بودند. اما باز هم تاکید می شود که آقای خاتمی مانند همه ی اصلاح طلبان قطعا به روند انتخابات پارسال اعتراض شدیدی داشت اما اگر به تقلب موثر در نتیجه اعتقاد داشت حداقل یک بار به آن اشاره می کرد. چند روز آینده در یادداشتی به صورت مجزا به موضع انتخابات گذشته خواهم پرداخت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگری نوشته است:&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;blockquote&gt;"در تحلیل وقایع مختلف کشور در سال های اخیر بر این نکته می توان اجماع کرد که با احترام به تمامی افکار آنچه نیاز جامعه ایران و مورد علاقه مردم است، وجود افرادی مانند دکتر مصدق، مهندس بازرگان و سید محمد خاتمی است و نیاز به آرامش و فعالیت در جهت رسیدن به آزادی علی". &lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;شخص دیگری هم نوشته:&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;blockquote&gt;"چقدر ما امروز به صداها و درکی مانند شما نیاز داریم. درک بیشتر مردم از سیاست و دشواریهای آن درکی سیاه و سفید است و آنچه را در این فضا می گذرد با چهارچوب فکری خود تراز می کنند در حالی که درک سیاست درک تناقضات پیچیده آن و این حقیقت است که سیاست عرصه ای انسانی و تاثیر گرفته از مناسبات پیچیده انسانی است. جمهوری اسلامی هرگز یک وجود تعریف شده ثابت نبوده است ... یک بودن نیست ... بلکه شدنی است که نیروهای بسیار در تکامل مسیر آن نقش بازی می کنند ... بسیاری خاتمی را در این سالها به ترس، محافظه کاری، سکوت و سازش متهم کرده اند ولی تاریخ نشان داده و نشان خواهد داد که او همیشه بر سر میثاق خویش استوار بوده است و پایمردی او در عرصه سیاست و ایستادگیش بر موضع اعتدال شگفت انگیز است ... اگر مصرانه در میانه طیف بایستی، اگر در مقام یک سیاست مدار در مرکز اعتدال تمام نیروهای اجتماعی بایستی از همه سو جریان رادیکال طیفهایی که خود را حق مطلق می پندارد تو را نزدیک ترین دشمن و راه ورود نیروی رادیکال مخالف خود می دانند و عجیب نیست که اپوزیسیون خاتمی را مهره سر سپرده رژیم و تمامیت گراهای رادیکال او رامهره غرب می دانند و این بهایی است که او برای اعتدال خویش مردانه می پردازد زیرا نیک می داند که این سرزمین نه با نیمی که با تمامی توان خویش پیروز خواهد شد ... او میداند که ایرانیت، اسلام و مدرنیته پاره های هویت ایران امروزند که هر یک نمایندگان خود را در جامعه دارند و تلاش ستودنی او برای آشتی دادن نیروهای اجتماعی این هویت پاره پاره نتیجه ای جز حمله بی امان بخشهای رادیکال این جریانات ندارد ... او آن اندازه بر موضع خود ثابت و صادقانه ایستاده که خود به ترازی بدل شده است ... اگر او را دوست ندارید بی شک باور ندارید که هویت ایرانی آمیخته با دین، ایرانیت و عناصر مدرنیته است و اصرار دارید که تنها سوی شما مطلقا برحق است ... او در پیشگاه تاریخ شکست نخواهد خورد حتی اگر دستاورد امروز نداشته باشد ... تا روزی که بر میثاق اعتدال بایستد راهی از او باقی می ماند که همواره الهام بخش خواهد بود ... او از جمهوری اسلامی دفاع می کند که یک دموکراسی اخلاقی است و قدرت را با فضیلت و ازادی را با مسئولیت پیوند می زند و این رویای انقلاب بود ... رویایی که هرگز امکان تحقق نیافت ... او در میان هجوم همه نیروهای اجتماعی از رویای انقلاب پاسداری می کند و حتی اگر همه اصلاح طلبان را نابود سازند این رویا در لفافی پیچیده از صداقت مردی که نامش در تاریخ ایران جاودانه خواهد شد به آینده خواهد رفت"&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;«پروژه ی پوچ خاتمیون»&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;در یادداشت «دست خاتمی و ...»، از جمله به موضعی از امین بزرگیان درباره ی آقای خاتمی اشاره شد. ایشان در کامنتی برداشت بنده را ناقص خواند. با مرور دقیقتر&amp;nbsp;&lt;a href="http://www.radiozamaneh.com/content/%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%B5%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6"&gt;آن مصاحبه&lt;/a&gt;&amp;nbsp;ملاحظه شد که آقای بزرگیان در لابلای آن مصاحبه گفته است:&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;"هیچ شخصیت سیاسی‌ای به اندازه‌ی خاتمی وضعیتی پارادوکسیکال ندارد / خاتمی سمبل شکست و ناکامیابی است / درباره‌ی خاتمی گفتن، در هر حال، تناقض‌گویی است / فکر نکنیم تنها راه پروژه‌ی سیاسی و اصلاح‌طلبی، راهی‌ست که آقای خاتمی می‌رود. این نکته نباید ما را نسبت به پروژه‌ی «پوچ» خاتمیون، بی‌تفاوت کند / هرچند جنبش سبز از درون جنبش اصلاحات زاده شده، اما منطق و ماهیت مستقلی دارد و خاتمی نسبت به این ماهیت، کوررنگی دارد / این وضعیت متناقض همراه خاتمی است. حتی اگر در صحبت‌های من در مورد او تناقض‌هایی را می‌بینید و می‌شنوید، این امر به خود شخصیت خاتمی برمی‌گردد"&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;آقای بزرگیان حتی تناقض گویی خود را به گردن آقای خاتمی می اندازد و در عین حال پروژه ی خاتمیون را پوچ می خواند، او را تناقض گو و سمبل شکست و ناکامیابی می داند و چون آقای خاتمی راهی برای اصلاح غیر از راه اصلاحات نمی شناسد، به کوررنگی متهمش می کند. چه خوب است در بررسی دوران و راه اصلاحات، انصاف بیشتری به خرج بدهیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;«راه بی  بازگشت» / مرتضی .گ&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;دوست عزیزم آقا مرتضی.گ در یادداشتی با عنوان «راه بي برگشت» در شش بند به نقد یادداشت پرداخته است: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 ) نه تنها جمهوري اسلامي در جريان حوادث پس از انتخابات قدم در راه بي برگشت گذاشت، بلكه حتي نيروهاي اصلاح طلب بويژه موسوي، رهنورد، كروبي و تاج زاده و ايضا نوري زاد نيز در اين راه قدم نهادند. در اين راه بي برگشت خواسته ها و تقاضاهايي شكل گرفته است كه اساسا نمي توان اين خواسته ها را در درخواست هاي سه گانه خاتمي خلاصه كرد. جنبش سبز به رغم همه بي در و پيكريهايش، درست يا غلط، امروز چندگام از خاتمي جلوتر است. درخواست هايي چون بازگشت به قانون اساسي ، آزادي زندانيان و ... كه از سوي خاتمي مطرح شد به معناي پذيرش همه استدلال هاي رهبري و طيف او در اين منازعه است. چرا كه رهبري نيز در آغاز و در خطبه هاي نماز جمعه معروف خواستار رعايت قانون از سوي معترضين بود و به حق بايد گفت غير از تظاهرات آرام كه مطابق قانون اساسي بود، معترضين به نتيجه انتخابات، قانون را زيرپا گذاشتند. از اين رو بايد گفت خواسته خاتمي براي بازگشت به قانون اساسي در حالي كه خود  و طيف او متهم عدم رعايت قانون است و چندان بي راه هم نيست، محلي از اعراب ندارد و خود به معناي زير سوال بردن همه كنش هاي صورت گرفته تا پيش از اين است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 ) جامعه كنوني ما به شدت قطبي شده است و اين قطبي شدن حتي به اجزاي سياسي ما نيز رسوخ كرده است. يك معناي اين قطبي شدن عدم وجود گفتگو در كشور و قطع آن است. امروز هم مردم و هم گروه هاي سياسي اساسا قايل به هيچ گونه گفتگو با يكديگر نيستند. اكنون طرف هاي درگير جز تبعيت و سرسپردگي به منويات و اراده هاي فكري يكديگر را طلب نمي كنند. به نظر من حتي نامه معروف هاشمي به رهبري در روزهاي پيش از انتخابت را نيز بايد به معناي پايان گفتگوي رهبري و هاشمي در نظر گفت. همچنين حذف روز گفتگوي تمدن ها از تقويم رسمي كشور ناظر ديگر اين مدعا است. در جامعه فاقد گفتگو كه اين فقدان خود از دو قطبي شدن جامعه نشات مي گيرد و در عين حال آن را تشديد مي كند، همه راه هاي مسالمت آميز تغيير مسدود مي شود. به عبارت دقيق تر جامعه ما به طور كلي از صدر تا ذيل ( چه نخبگان سياسي در صدر و چه مردم در ذيل) به دو بخش تقسيم شده است كه هر دو بخش خود را صاحب حق مي داند. و نيز از آنجايي كه در تاريخ، تاريخ انديشه و بويژه تاريخ انديشه تشيع حق همواره با علي بوده است و علي نيز با حق، پس اساسا اين تفكر و ايضا اين جامعه هرگونه گفتگويي براي يافتن راه ميانه را نفي و به جاي آن نبرد براي كسب پيروزي را به هر قيمتي و لو ناديده گرفتن و حذف رقيب تجويز و پياده مي كند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 ) آقاي شفيعيان عزيز، شما پيشنهاد كرده ايد كه بايد پاي خواسته هاي خاتمي ايستاد. اين امر به چند دليل غير ممكن است. نخست به اين دليل كه اساسا طيف مقابل شما و ما، ما را به رسميت نمي شناسد. درثاني راه هاي پايداري چيست؟ وبلاگ؟ فيس بوك؟ و يا تظاهرات؟ هر پايداري سياسي براي رسيدن به خواسته اي مشروع چند ركن دارد كه تنها يك ركن آن "بيان عمومي" خواسته ها است. يعني شما بايد وسيله و امكان آن را داشته باشيد كه صداي خود را هم به گوش مردم و هم به گوش مخاطبان سياسي خود در راس هرم قدرت برسانيد. در حالي كه امروز جنبش سبز فاقد چنين تواني است. از آن گذشته گروه هاي فشار كه از تشكل هاي مردم نهاد تا نخبگان و احزاب سياسي را شامل مي شود، اجزاي ديگر اين پايداري سياسي براي به كرسي نشاندن خواسته ها است. باز هم متاسفانه در اين زمينه نيز جنبش سبز عقيم است. چرا كه هم اجزاي با نفوذ آن عموما يا در زندانند و يا در تبعيد و ديگر اينكه طرف مقابل شما اين اشخاص را به رسميت نمي شناسد. همچنين بايد به اين نكته توجه كرد كه همه دستاوردهاي اصلاحات در پناه حضور و در سايه روزنامه هاي اصلاح طلب رقم خورده است. حال آنكه امروز نه روزنامه اي مانده است و نه روزنامه نگاري؟!! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 ) امروز وقتي خاتمي از بازگشت به قانون اساسي صحبت مي كند، بايد روشن كند كه منظور وي از قانون اساسي چيست؟ چرا كه امروز طيفي از جنبش سبز به قانون اساسي قايل نيست و در ثاني حتي قانون اساسي موجود خود منشا تضاد و دوگانگي حاكميتي است. لااقل مي توان گفت كه بخشي از اعتراضات اخير خود در تضادهاي قانون اساسي ريشه دارد. قانون به معناي محدوديت است، پس چگونه مي شود كه در همين قانون ولايت فردي مطلقه باشد. سير حوادث پس از انتخابات اساسا نتيجه همين مطلقه بودن است. همچنين همين مطلقه بودن است كه امروز مي تواند و توانسته است تا همه ابزار هاي اعتراض را از ما سلب و هر كنش ما را تقببيح كند كه كرده است. همچنين وقتي همين قانون اساسي راهپيمايي را آزاد كرده است، اما شوراي عالي امنيت ملي آن را با يك بخشنامه ساده محدود مي كند. و اين امري است كه در زمان دولت اصلاحات نيز امري مسبوق به سابقه بوده است.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 ) اشتباه فاحش خاتمي اين است كه خواست هاي تاريخي يك ملت را كه از صد و چند سال پيش و شايد حتي پيشتر از مشروطه ريشه مي گيرد در سه خواسته تقليل داد و محدود كرد. امروز پرسش هايي كه در جامعه و ميان فعالان جنبش سبز مطرح است، ريشه اي تر و راديكال تر و جدي تر از درخواست هاي سه گانه خاتمي است، پرسش هايي كه به قول زهرا رهنورد اگر مهندس موسوي در انتخابات پيروز اعلام مي شد، هيچ گاه فرصت بيان آنها به شكل كنوني به دست نمي آمد. پرسش هايي كه هر يك به نوبه خود خواستار روشن شدن زواياي پيدا و پنهان تاريخ 31 ساله اخير و نيز بازتعريف آزادي و قانون است. اين پرسش ها و در خواست هاي اجتماعي نه تنها در درخواستهاي سه گانه خاتمي خلاصه نمي شود، بلكه قانون اساسي موجود هم تنها بخش اندكي از اين خواسته ها را مي تواند تامين كند. در عين حال خود قانون اساسي امروز يك خواست حداقلي است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6 ) اما چرا هم رهبري و هم مجريان سياست هاي او اصرار به اعلام برائت موسوي و كروبي از معترضين و اپوزيسيون داخلي و خارجي دارند. به نظر مي رسد در صورت مرتكب شدن چنين عملي از سوي نامبردگان، جنبش بي سر مي شود. همچنين با بي سر شدن جنبش بار ديگر همه توان اپوزيسيون از بين رفته و نظام از زیر بار فشار رها مي گردد. به عبارت دقيق تر در صورتي كه كروبي و موسوي از حاميان خود تبري جويند راس جنبش حذف شده، تن از تصميم گيري عاجز مي شود، نيروها و توان ها پراكنده شده و بار ديگر شرايط و توان اپوزيسيون به دوران حتي پيش از وقايع تير 78 باز مي گردد. موسوي حتي اگر خود را رهبر جنبش نداند، مركز ثقل جنبش هست، درست مانند آهنربايي كه براده ها و تكه هاي منفرد آهن را كه نميتوانند در كنار هم جذب شوند و ماندگار، در كنار هم قرار مي دهد.   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پاسخ به «راه بی بازگشت»:&lt;/b&gt; با آقا مرتضی موافقم که اکثریت سبزها امروز چند گام با آقای خاتمي فاصله دارند اما نه جلوتر، بلکه آنها را عقب تر از خاتمی می دانم. خاتمی با تیز هوشی از فردای انتخابات این روزها را پیش بینی می کرد، هم عاقبت آن خیابانی شدن ها و هم برخوردهای طرف مقابل و هم این سرخوردگی های امروز را. علت مواضع امروز او را هم فردا بهتر درک خواهیم کرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز هم با آقا مرتضی موافقم که "امروز هم مردم و هم گروه هاي سياسي اساسا قايل به هيچ گونه گفتگو با يكديگر نيستند". اما موافق نیستم که این جو نمی شکند، باور دارم که روزگار افراطگرایی رو به افول است و اهالی گفتگو و مفاهمه به تدریج رو می آیند و گفتگو مجددا سکه ی رایج بازار خواهد شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما آقا مرتضی در بند سوم خیلی سخت گیری کرده و ایستادن به پاي خواسته هاي خاتمي را به چند دليل غير ممكن دانسته است، از جمله محدودیت های رسانه ای و سیاسی. اتفاقا در همین دوران سخت هم فعالان سیاسی بهتر از گذشته و بیشتر فعالیت کرده اند و هم حرف ها بیشتر شنیده می شود. کافی است که تنها ظواهر فعالیت های گذشته را نادیده بگیرید تا مقایسه واقعی شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بند چهار و پنج یادداشت خود اولا گفته که خاتمی روشن كند كه منظور وي از قانون اساسي چيست و ثانیا گفته که "خود قانون اساسي امروز يك خواست حداقلي است". خب منظور آقای خاتمی خود قانون اساسی است و نه تفسیر های غلط از جمله قلب ماهیت جایگاه نظارت شورای نگهبان بر انتخابات و مصوبات مجلس. خاتمی رویه های غلط جاری را یقینا نمی پذیرد، قانون اساسی را هم وحی منزل نمی داند اما به دنبال تغییر قانون اساسی نیست. او بر این باور نیست که با تغییر قانون اساسی اتفاق ویژه ای می افتد. لذاست که اجرای قانون اساسی را به عنوان میثاق ملی مدنظر قرار داده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بند آخر یادداشت آقا مرتضی نوشته که "در صورتي كه كروبي و موسوي از حاميان خود تبري جويند راس جنبش حذف شده، تن از تصميم گيري عاجز مي شود". مرتضی جان! به شخصه معتقدم باید چارچوبی برای هر حرکتی مشخص باشد، اگر مرزبندی نشود همین می شود که شهرام همایون هم از جنبش سبز دفاع می کند. حالا بفرما که آیا با مرزبندی کردن ها و تبری جستن ها موافق نیستی؟ مگر سبزها به حمایت چنین عناصری دلبسته اند؟! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;یادداشت طولانی شد، اما اجتناب ناپذیر بود. امیدوارم که دوستان اصلاح طلب بیشتر در مباحثات مشارکت کنند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;با عرض پوزش، در پی توضیح بجای یکی از دوستان، بخشی از یادداشت چند ساعت پس از درج، اصلاح شد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-8166232390490525253?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/8166232390490525253/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2011/01/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/8166232390490525253'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/8166232390490525253'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2011/01/blog-post_15.html' title='پاسخ به اهالی کیهان و بالاترین'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-7792033811795952372</id><published>2011-01-10T18:07:00.000+03:30</published><updated>2011-01-16T10:52:12.291+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>از ظلمی که به امثال فاتح می شود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شروط آقای خاتمی حاوی پیام صریحی بود که رادیکالهای سبز و اصولگرا را یکجا آچمز کرد، برای همین به دنبال جلوگیری از هر گونه تفاهم و گفتگویی دست به کار شده اند. نان رادیکالها در دعواست. آنها مدت هاست که می گویند اصلاحات مرده است اما سخنان آقای خاتمی نشان دهنده ی زنده بودن اصلاحات است؛ اصلاحاتی از جنس خود آقای خاتمی که هر چند آهسته اما پیوسته است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.khatami.ir/" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="188" src="http://smto.ir/wp-content/uploads/2009/02/255qnaw.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس از انتخابات 88 دو گروه افراطی نمی خواستند صدای آقای خاتمی شنیده شود چون هیچ گاه نه از ادعای تقلب دفاع کرد و نه از برخورد با معترضان. شروط سه گانه ی آقای خاتمی برای شرکت در انتخابات سال آینده ی مجلس هم اتفاقا پیامی به دو طرف است که اشتباهات هیچ کدام را تایید نمی کند:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;1 - قانون اساسی باید برای همه مبنا باشد و به آن عمل شود&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;2 - همه ی مردم باید احساس کنند که انتخابات سالم و آزاد است&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;3 - فضای امنیتی باید متوقف و زندانیان سیاسی آزاد شوند&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک طرف مستقیم یا غیر مستقیم به حامیانش گفته که تا جمهوری اسلامی هست نباید در انتخابات شرکت کنیم و آن طرف هم گفته تا جمهوری اسلامی هست نباید در انتخابات شرکت کنند. هر دو طرف به اشتباه دارند اصولگرایان رادیکال را با جمهوری اسلامی یکی می گیرند. آنها با هم موافق هستند و هیچ مشکلی ندارند؛ ائتلافی نانوشته برای حذف یکدیگر. اصلاح طلبان اما به رهبری آقای خاتمی مصمم و معتقد به وجود "حق شرکت در انتخابات" هستند؛ مطابق قانون اساسی. برای همین این شروط سه گانه را مطالبه نمی کنیم، تحمیل می کنیم، باید محقق شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ای آقایی که می فرمایی"این نظام اسلامی است که برای آنها شرط می گذارد"، خیلی خب! بفرمایید شرط های شما چیست؟ آیا چیزی غیر از قانون اساسی باید میثاق ملی باشد؟ آیا برداشتن دیوار بی اعتمادی بخشی از مردم نسبت به انتخابات از واجبات نظام نیست؟ و مگر قرار است تا قیام قیامت فضا امنیتی باشد؟ به قول آقای خاتمی، "ادامه ی اين شرايط تضعيف نظام است. ما از نظام دفاع می کنيم و می گوئيم "نظام خوب است ولی روش ها و سياست ها قابل نقد و اصلاح هستند"؛ با حذف و برخورد های خشن و ناروا صداهایی تقويت می شود که با اصل نظام و انقلاب مخالف است، چه در بيرون و چه در درون."&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;انتظار اعلام مواضع و مرزبندی علنی و لحظه به لحظه از امثال آقای خاتمی در برابر آقایان موسوی و کروبی و یا رادیکال های سبز یا با رسانه های غرب، انتظار زیادی و اشتباهی است، همان طور که نمی توان از رهبری و آقایان هاشمی شاهرودی و لاریجانی ها انتظار داشت که هر روز با قاضی مرتضوی و سردار مشفق و حوادث کهریزک و کوی دانشگاه مرزبندی کنند و موضع بگیرند. البته که مرزها مشخص است، مشکل از بی بصیرتی کسانی است که انتظار بیجا دارند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای خاتمی مانند همه ی اصلاح طلبان قطعا به روند انتخابات پارسال اعتراض شدیدی داشت اما اگر به تقلب موثر در نتیجه اعتقاد داشت حداقل یک بار به آن اشاره می کرد. همانطور که آقایان هاشمی شاهرودی و لاریجانی قطعا موافق جلوگیری از بلبشو در خیابان ها بوده اند اما قطع و یقین آنها با کهریزک و کوی دانشگاه و برخوردهای خشن غیر انسانی موافق نیستند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به دلیل اصرار دبیرکل موتلفه، اشاره می کنم که آقای خاتمی تنها در راهپیمایی آرام سه میلیونی در تهران در اعتراض به روند انتخابات شرکت کرد، آن راهپیمایی آرام را تلویزیون خودمان هم پخش کرد و معتقدم چنین راهپیمایی عظیمی افتخار جمهوری اسلامی بود، البته غیر از حواشی بد آن که نفوذی ها و تندروهایی به نام دو طرف باعث آن شدند. قاعدتا آقای حبیبی معتقد نیستند که آن سه میلیون نفر همگی فتنه گر، معتقد به تقلب و خس و خاشاک بوده اند؛ آنها معترض به روندهای اشتباه در انتخابات و بگیر و ببندهای اشتباه روز پس از انتخابات بودند و حضور آقای خاتمی اتفاقا به نفع نظام است وگرنه رسانه های غربی می گفتند که آن تجمع در حمایت از غرب بوده است. آقای خاتمی اعتقاد داشت و منتقل هم کرده بود که با خیابانی شدن اعتراضات مخالف است اما برخی گوششان بدهکار نبود و آن شد که نباید می شد؛ البته سهم تحریک کنندگان مقابل هم در کش پیدا کردن آن اتفاقات کاملا پر رنگ و موثر بود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به واقع که "باید «خردمندان خیرخواه» به جای «متوهمان خشونت‌گرا» میدان‌دار شوند". از این سو انتظار می رود که بزرگانی از این جنس میدان را خالی و خاتمی عزیز را تنها نگذارند و به میدان بیایند؛ امثال آقایان موسوی اردبیلی، صانعی، نورمفیدی، صدوقی و امثالهم. بخشی از نمایندگان سابق مجلس، وزرای سابق و سیاسیون خیلی ساکت هستند، یادشان بیاید که چقدر از وجاهت و آبروی خود را مدیون گفتمان دوم خردادند. از آن سو هم از امثال آقایان ناطق نوری، ری شهری، امینی و استادی و مهدوی کنی و حتی لاریجانی ها، احمد توکلی و علی مطهری، انتظار می رود پا به میدان بگذارند وگرنه امثال رسایی ها و شریعتمداری ها کشور را به قهقرا می برند و از جریان اصولگرایی نیز چیزی باقی نمی ماند؛ همچنانکه تعریف اصولگرایی امروز تا حد زیادی قلب ماهیت شده و محمدعلی رامین و رسایی خود را جلو انداخته اند. همین چند روز پیش علی لاریجانی گفته بود که در کنار سبزها، تحریک کنندگان نیز از مقصرهای اتفاقات 88 بودند و بر ضرورت جلوگیری از تندروی در جریان اصولگرایان تاکید کرد اما این جریان آنقدر رشد کرده که حرف رییس مجلس به تنهایی کارساز نیست و در میان تندرویها گم است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ای شیفتگان قدرت! که خود را ذوب در ولایت می خوانید و رهبری را "امام" و "حضرت ماه" خطاب می کنید، چطور کل دوران طلایی آقای خاتمی را به بهانه ی اختلافات امروز زیر سول می برید در حالی که مگر رهبری به خاطر "زحمات و تلاشها" در آن دوران از خاتمی "قلبا و صمیمانه سپاسگزاری" نکرد؟ مگر رهبری نگفت که "در آن سال ها من شاهد تلاش پُرحجم و جدي جناب آقاي خاتمي در همه‏ي زمينه‏ها بودم. بحمداللَّه به توفيقات زيادي هم رسيدند". مگر نگفت رهبری که "&lt;a href="http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&amp;amp;id=2770"&gt;تدين و پايبندي و نجابت و روحيه‏ي نجيب ذاتي ايشان واقعاً جزو امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراکمي انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و مي‏ديديم ... در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روي يکي از آنها تکيه کنم، اين است که ايشان در همه‏ي اين مدت، دشمناني را که کمين کرده و خيز برداشته بودند، نااميد کردند&lt;/a&gt;".&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آگاهان سیاسی خبر دارند که مقاماع عالیه ی نظام با فعالیت سیاسی آقای خاتمی مشکلی ندارند، اتفاقا از آن استقبال هم می کنند. اما به لحاظ اینکه این موضوع به صورت علنی مطرح نشده، تندروهای دست راستی علیه آقای خاتمی با تمام توان به انتشار دروغ و تهمت و توهین می پردازند. بالاخره این دوره ی کوتاه هم می گذرد، امثال قاضی مرتضوی ها و رامین ها و رسایی ها را مردم حذف می کنند و آنچه بر دیگ می ماند سیاهی ذغال است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این جماعت مشکوک مخترع "مکتب ایران" و "دوستان ملت اسرائیل" به دنبال این نیستند که فقط اصلاح طلبان را با دروغ و تهمت و توهین از صحنه حذف کنند، پس از اصلاح طلبان نوبت به اصولگرایان می رسد، نوبت به رهبری می رسد. همین امروز دبیرکل موتلفه هم بوهایی برده و می گوید «آنهايي که به بهانه اصولگرايي ناب به دنبال حذف «اصولگرايان با درجه ی ضعيف تر» هستند، دچار خبط سياسي شده اند». بله، آنها نه به جمهوری اسلامی نه به جمهوری و نه به اسلام اعتقادی نشان نداده اند. آنچه در این سالها از آنها دیده شده، اسلامشان طالبانی و جمهوریشان هیتلری است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اصلاح طلبان البته با همه ی این احوال، محکم ایستاده اند و از میدان به در نمی روند، هر چند آقای جنتی فریاد بکشد که «&lt;a href="http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?id=335934"&gt;نیازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات نیست&lt;/a&gt;» اما یک نفر سند بیاورد که آقای جنتی تا به حال از حضور اصلاح طلبان استقبال می کرده و حالا نظر ایشان تغییر کرده است. خیر. در انتخابات مجلس ششم حدود 700 هزار رای باطل شد و آقای حداد عادل به مجلس راه پیدا کرد. آقا مصطفی تاج زاده، شاکی آن اتفاق بود که امروز در زندان است اما در این 10 سال به آن شکایت رسیدگی نشده است. علاوه بر آن، ردصلاحیت های بی حساب و کتاب باید، باید متوقف شود، نظارت فقط مطابق قانون اساسی. گردن ما در مقابل قانون اساسی از مو نازک تر است اما در مقابل متخلفان کوتاه نمی آییم.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شورای نگهبان باید ناظر باشد، داور باشد، اعضای آن نباید جانبداری کنند و ما جلوی جانبداری می ایستیم. آقای غلامحسین الهام همین &lt;a href="http://www.ayandenews.com/news/23299/"&gt;دیروز در افاضاتی&lt;/a&gt; آقای خاتمی را با معاویه قیاس کرده است. من اگر جای ایشان بودم، بعد از رسوایی جانبداری از احمدی نژاد در انتخابات 88، خفه خون می گرفتم. چرا اینقدر بی انصافی آقای الهام؟ البته حق دارد ایشان، دوره دوره ی بی انصافی است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بگذار تا "حسین شریعتمداری" در "کیهان"، آقای خاتمی را "&lt;a href="http://kayhannews.ir/891015/2.htm#other200"&gt;ستون پنجم شناخته شده ی دشمنان بيروني&lt;/a&gt;" بخواند و همین کیهان حرف های "حسن شريعتمداري" در مصاحبه با VOA علیه خاتمی را هم با تیتر "&lt;a href="http://kayhannews.ir/891012/2.htm#other211"&gt;عجب آي كيويي دارد اين خاتمي&lt;/a&gt;" منتشر کند. کیهان که خود به اندازه ی همه ی رسانه های دولتی و بیگانه به خاتمی فحش می دهد، به علاوه زحمت باز نشر فحاشی بیگانگان علیه آقای خاتمی را به دوش می کشد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"دیدار خاتمی با جورج سوروس آمریکایی" دروغی است که "پیام فضلی نژاد" بارها در کیهان تکرار شده و حسین شریعتمداری نمی داند یا نمی خواهد بداند که با بیان چنین توهماتی چقدر نظام را بی حیثیت می کند. فضلی نژاد دیروز اظهار اصلاح طلبی می کرد، امروز اصولگرایی و فردا احتمالا در جبهه ی دیگری خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته از برخی روزنامه نگارانی دوران اصلاحات هم چنین انتظاراتی نمی رفت؛ به&amp;nbsp;&lt;a href="http://kayhannews.ir/891016/2.htm#other207"&gt;نوشته ی کیهان&lt;/a&gt;، "سايت راديو زمانه به نقل از «امين بزرگيان» نوشت: هيچ كس به اندازه خاتمي در ميان چهره هاي سياسي تا اين ميزان پارادوكسيكال نيست. تكليف ما با همه چهره هاي سياسي روشن است غير از خاتمي.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خب، سیاسیونِ طرفینِ دوقطبیِ سیاست امروز ایران، اصلاح طلبان را اضافه می دانند. در این شرایط، معلوم نیست افراد و گروه هایی که به کار مخفی و غیرعلنی اعتقاد ندارند و خواستار اصلاح وضع موجود نیز هستند چگونه باید فعالیت کنند؟&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دلسوزان کشور، مشتاقانه و ملتمسانه در انتظار ورود «خردمندان خیرخواه» به جای «متوهمان خشونت‌گرا» به میدان سیاسی هستند؛ این کار البته هم جرات و شهامت می خواهد و هم از خود گذشتگی و ایثار. قطع و یقین آیندگان چنین انسان هایی را بزرگ خواهند شمرد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت اول:&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;علی آقای مطهری امروز در &lt;a href="http://www.khabaronline.ir/news-121445.aspx"&gt;گفتگو با خبر آنلاین&lt;/a&gt; درباره ی دیدار اقلیت مجلس با آقای خاتمی گفته است: کار خوبی بوده و در جهت رهنمود رهبری مبنی بر جذب حداکثری و دفع حد اقلی انجام شده است. اصولگرایان هم خوب است با ایشان دیدار و مسائلشان را مطرح کنند. البته آقای خاتمی لازم است نظر خود را درباره رفتار آقای موسوی در بحران اخیر به صراحت بیان کنند تا بر همگان روشن شود که راه ایشان غیر از راه آقای موسوی است. آقای خاتمی به رفتار خشونت آمیز بعد از انتخابات با معترضان انتقاد داشتند که رهبری هم به برخی موارد آن اشاره کردند و خواستار رسیدگی و اصلاح فوری شدند. لذا اتهامی متوجه ایشان نیست. شروط ایشان هم شروط عادلانه ای است. تعیین تکلیف سریع تر زندانیان سیاسی، اجرای کامل قانون اساسی و انتخابات آزاد&amp;nbsp;همیشه مورد توجه نظام جمهوری اسلامی بوده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت دوم:&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این روزها رسانه های رادیکال اصولگرایان برای حمله به خاتمی از گفته های ضد انقلاب کمک می گیرند. به عنوان نمونه، &lt;a href="http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=14878"&gt;سایت اصولگرای افراطی صراط نیوز&lt;/a&gt; در خبری نوشته است: "سایت روزنت كه از پاريس مديريت مي شود، به گزافه گويي خاتمي واکنش نشان داد. سايت ضدانقلابي ايران گلوبال نيز معتقد است: اظهارات خاتمي، كف زني از نوع اصلاح طلبي است نه كف مطالبات اصلاح طلبان. شرط گذاريهاي مضحك خاتمي باعث شده برخي از رسانه هاي ضدانقلاب او را دن كيشوت توصيف كنند".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت سوم:&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مادربزرگ مرحومم در سال های آخر ریاست جمهوری آقای خاتمی گریه می کرد و می گفت که خدا کند دوران این سید هر چه زودتر تمام شود. خوب شد مادربزرگ این سالها و روزها نیست تا ببیند هجمه یعنی چه.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-7792033811795952372?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/7792033811795952372/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2011/01/blog-post_10.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/7792033811795952372'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/7792033811795952372'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2011/01/blog-post_10.html' title='از ظلمی که به امثال فاتح می شود'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-5681720667732603451</id><published>2011-01-08T18:55:00.000+03:30</published><updated>2011-01-08T18:55:43.689+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خاتمی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>دست خاتمی و وظیفه خردمندان خیرخواه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شروط آقای خاتمی حاوی پیام صریحی بود که رادیکالهای سبز و اصولگرا را یکجا آچمز کرد، برای همین به دنبال جلوگیری از هر گونه تفاهم و گفتگویی دست به کار شده اند. نان رادیکالها در دعواست. آنها مدت هاست که می گویند اصلاحات مرده است اما سخنان آقای خاتمی نشان دهنده ی زنده بودن اصلاحات است؛ اصلاحاتی از جنس خود آقای خاتمی که هر چند آهسته اما پیوسته است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.khatami.ir/" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="188" src="http://smto.ir/wp-content/uploads/2009/02/255qnaw.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس از انتخابات 88 دو گروه افراطی نمی خواستند صدای آقای خاتمی شنیده شود چون هیچ گاه نه از ادعای تقلب دفاع کرد و نه از برخورد با معترضان. شروط سه گانه ی آقای خاتمی برای شرکت در انتخابات سال آینده ی مجلس هم اتفاقا پیامی به دو طرف است که اشتباهات هیچ کدام را تایید نمی کند:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;1 - قانون اساسی باید برای همه مبنا باشد و به آن عمل شود&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;2 - همه ی مردم باید احساس کنند که انتخابات سالم و آزاد است&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;3 - فضای امنیتی باید متوقف و زندانیان سیاسی آزاد شوند&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک طرف مستقیم یا غیر مستقیم به حامیانش گفته که تا جمهوری اسلامی هست نباید در انتخابات شرکت کنیم و آن طرف هم گفته تا جمهوری اسلامی هست نباید در انتخابات شرکت کنند. هر دو طرف به اشتباه دارند اصولگرایان رادیکال را با جمهوری اسلامی یکی می گیرند. آنها با هم موافق هستند و هیچ مشکلی ندارند؛ ائتلافی نانوشته برای حذف یکدیگر. اصلاح طلبان اما به رهبری آقای خاتمی مصمم و معتقد به وجود "حق شرکت در انتخابات" هستند؛ مطابق قانون اساسی. برای همین این شروط سه گانه را مطالبه نمی کنیم، تحمیل می کنیم، باید محقق شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ای آقایی که می فرمایی"این نظام اسلامی است که برای آنها شرط می گذارد"، خیلی خب! بفرمایید شرط های شما چیست؟ آیا چیزی غیر از قانون اساسی باید میثاق ملی باشد؟ آیا برداشتن دیوار بی اعتمادی بخشی از مردم نسبت به انتخابات از واجبات نظام نیست؟ و مگر قرار است تا قیام قیامت فضا امنیتی باشد؟ به قول آقای خاتمی، "ادامه ی اين شرايط تضعيف نظام است. ما از نظام دفاع می کنيم و می گوئيم "نظام خوب است ولی روش ها و سياست ها قابل نقد و اصلاح هستند"؛ با حذف و برخورد های خشن و ناروا صداهایی تقويت می شود که با اصل نظام و انقلاب مخالف است، چه در بيرون و چه در درون."&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;انتظار اعلام مواضع و مرزبندی علنی و لحظه به لحظه از امثال آقای خاتمی در برابر آقایان موسوی و کروبی و یا رادیکال های سبز یا با رسانه های غرب، انتظار زیادی و اشتباهی است، همان طور که نمی توان از رهبری و آقایان هاشمی شاهرودی و لاریجانی ها انتظار داشت که هر روز با قاضی مرتضوی و سردار مشفق و حوادث کهریزک و کوی دانشگاه مرزبندی کنند و موضع بگیرند. البته که مرزها مشخص است، مشکل از بی بصیرتی کسانی است که انتظار بیجا دارند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای خاتمی مانند همه ی اصلاح طلبان قطعا به روند انتخابات پارسال اعتراض شدیدی داشت اما اگر به تقلب موثر در نتیجه اعتقاد داشت حداقل یک بار به آن اشاره می کرد. همانطور که آقایان هاشمی شاهرودی و لاریجانی قطعا موافق جلوگیری از بلبشو در خیابان ها بوده اند اما قطع و یقین آنها با کهریزک و کوی دانشگاه و برخوردهای خشن غیر انسانی موافق نیستند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به دلیل اصرار دبیرکل موتلفه، اشاره می کنم که آقای خاتمی تنها در راهپیمایی آرام سه میلیونی در تهران در اعتراض به روند انتخابات شرکت کرد، آن راهپیمایی آرام را تلویزیون خودمان هم پخش کرد و معتقدم چنین راهپیمایی عظیمی افتخار جمهوری اسلامی بود، البته غیر از حواشی بد آن که نفوذی ها و تندروهایی به نام دو طرف باعث آن شدند. قاعدتا آقای حبیبی معتقد نیستند که آن سه میلیون نفر همگی فتنه گر، معتقد به تقلب و خس و خاشاک بوده اند؛ آنها معترض به روندهای اشتباه در انتخابات و بگیر و ببندهای اشتباه روز پس از انتخابات بودند و حضور آقای خاتمی اتفاقا به نفع نظام است وگرنه رسانه های غربی می گفتند که آن تجمع در حمایت از غرب بوده است. آقای خاتمی اعتقاد داشت و منتقل هم کرده بود که با خیابانی شدن اعتراضات مخالف است اما برخی گوششان بدهکار نبود و آن شد که نباید می شد؛ البته سهم تحریک کنندگان مقابل هم در کش پیدا کردن آن اتفاقات کاملا پر رنگ و موثر بود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به واقع که "باید «خردمندان خیرخواه» به جای «متوهمان خشونت‌گرا» میدان‌دار شوند". از این سو انتظار می رود که بزرگانی از این جنس میدان را خالی و خاتمی عزیز را تنها نگذارند و به میدان بیایند؛ امثال آقایان موسوی اردبیلی، صانعی، نورمفیدی، صدوقی و امثالهم. بخشی از نمایندگان سابق مجلس، وزرای سابق و سیاسیون خیلی ساکت هستند، یادشان بیاید که چقدر از وجاهت و آبروی خود را مدیون گفتمان دوم خردادند. از آن سو هم از امثال آقایان ناطق نوری، ری شهری، امینی و استادی و مهدوی کنی و حتی لاریجانی ها، احمد توکلی و علی مطهری، انتظار می رود پا به میدان بگذارند وگرنه امثال رسایی ها و شریعتمداری ها کشور را به قهقرا می برند و از جریان اصولگرایی نیز چیزی باقی نمی ماند؛ همچنانکه تعریف اصولگرایی امروز تا حد زیادی قلب ماهیت شده و محمدعلی رامین و رسایی خود را جلو انداخته اند. همین چند روز پیش علی لاریجانی گفته بود که در کنار سبزها، تحریک کنندگان نیز از مقصرهای اتفاقات 88 بودند و بر ضرورت جلوگیری از تندروی در جریان اصولگرایان تاکید کرد اما این جریان آنقدر رشد کرده که حرف رییس مجلس به تنهایی کارساز نیست و در میان تندرویها گم است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ای شیفتگان قدرت! که خود را ذوب در ولایت می خوانید و رهبری را "امام" و "حضرت ماه" خطاب می کنید، چطور کل دوران طلایی آقای خاتمی را به بهانه ی اختلافات امروز زیر سول می برید در حالی که مگر رهبری به خاطر "زحمات و تلاشها" در آن دوران از خاتمی "قلبا و صمیمانه سپاسگزاری" نکرد؟ مگر رهبری نگفت که "در آن سال ها من شاهد تلاش پُرحجم و جدي جناب آقاي خاتمي در همه‏ي زمينه‏ها بودم. بحمداللَّه به توفيقات زيادي هم رسيدند". مگر نگفت رهبری که "&lt;a href="http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&amp;amp;id=2770"&gt;تدين و پايبندي و نجابت و روحيه‏ي نجيب ذاتي ايشان واقعاً جزو امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراکمي انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و مي‏ديديم ... در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روي يکي از آنها تکيه کنم، اين است که ايشان در همه‏ي اين مدت، دشمناني را که کمين کرده و خيز برداشته بودند، نااميد کردند&lt;/a&gt;".&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آگاهان سیاسی خبر دارند که مقاماع عالیه ی نظام با فعالیت سیاسی آقای خاتمی مشکلی ندارند، اتفاقا از آن استقبال هم می کنند. اما به لحاظ اینکه این موضوع به صورت علنی مطرح نشده، تندروهای دست راستی علیه آقای خاتمی با تمام توان به انتشار دروغ و تهمت و توهین می پردازند. بالاخره این دوره ی کوتاه هم می گذرد، امثال قاضی مرتضوی ها و رامین ها و رسایی ها را مردم حذف می کنند و آنچه بر دیگ می ماند سیاهی ذغال است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این جماعت مشکوک مخترع "مکتب ایران" و "دوستان ملت اسرائیل" به دنبال این نیستند که فقط اصلاح طلبان را با دروغ و تهمت و توهین از صحنه حذف کنند، پس از اصلاح طلبان نوبت به اصولگرایان می رسد، نوبت به رهبری می رسد. همین امروز دبیرکل موتلفه هم بوهایی برده و می گوید «آنهايي که به بهانه اصولگرايي ناب به دنبال حذف «اصولگرايان با درجه ی ضعيف تر» هستند، دچار خبط سياسي شده اند». بله، آنها نه به جمهوری اسلامی نه به جمهوری و نه به اسلام اعتقادی نشان نداده اند. آنچه در این سالها از آنها دیده شده، اسلامشان طالبانی و جمهوریشان هیتلری است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اصلاح طلبان البته با همه ی این احوال، محکم ایستاده اند و از میدان به در نمی روند، هر چند آقای جنتی فریاد بکشد که «&lt;a href="http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?id=335934"&gt;نیازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات نیست&lt;/a&gt;» اما یک نفر سند بیاورد که آقای جنتی تا به حال از حضور اصلاح طلبان استقبال می کرده و حالا نظر ایشان تغییر کرده است. خیر. در انتخابات مجلس ششم حدود 700 هزار رای باطل شد و آقای حداد عادل به مجلس راه پیدا کرد. آقا مصطفی تاج زاده، شاکی آن اتفاق بود که امروز در زندان است اما در این 10 سال به آن شکایت رسیدگی نشده است. علاوه بر آن، ردصلاحیت های بی حساب و کتاب باید، باید متوقف شود، نظارت فقط مطابق قانون اساسی. گردن ما در مقابل قانون اساسی از مو نازک تر است اما در مقابل متخلفان کوتاه نمی آییم.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شورای نگهبان باید ناظر باشد، داور باشد، اعضای آن نباید جانبداری کنند و ما جلوی جانبداری می ایستیم. آقای غلامحسین الهام همین &lt;a href="http://www.ayandenews.com/news/23299/"&gt;دیروز در افاضاتی&lt;/a&gt; آقای خاتمی را با معاویه قیاس کرده است. من اگر جای ایشان بودم، بعد از رسوایی جانبداری از احمدی نژاد در انتخابات 88، خفه خون می گرفتم. چرا اینقدر بی انصافی آقای الهام؟ البته حق دارد ایشان، دوره دوره ی بی انصافی است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بگذار تا "حسین شریعتمداری" در "کیهان"، آقای خاتمی را "&lt;a href="http://kayhannews.ir/891015/2.htm#other200"&gt;ستون پنجم شناخته شده ی دشمنان بيروني&lt;/a&gt;" بخواند و همین کیهان حرف های "حسن شريعتمداري" در مصاحبه با VOA علیه خاتمی را هم با تیتر "&lt;a href="http://kayhannews.ir/891012/2.htm#other211"&gt;عجب آي كيويي دارد اين خاتمي&lt;/a&gt;" منتشر کند. کیهان که خود به اندازه ی همه ی رسانه های دولتی و بیگانه به خاتمی فحش می دهد، به علاوه زحمت باز نشر فحاشی بیگانگان علیه آقای خاتمی را به دوش می کشد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"دیدار خاتمی با جورج سوروس آمریکایی" دروغی است که "خواهر زاده ی سلطان موبایل ایران" بارها در کیهان تکرار کرده و حسین شریعتمداری نمی داند یا نمی خواهد بداند که با بیان چنین توهماتی چقدر نظام را بی حیثیت می کند. پیام فضلی نژاد دیروز اظهار اصلاح طلبی می کرد، امروز اصولگرایی و فردا احتمالا در جبهه ی دیگری خواهد بود. البته چنین موجوداتی در این طرف هم هستند، "امین بزرگیان" که جوانترین سردبیر یک روزنامه ی اصلاح طلب در ابتدای دهه ی هشتاد بود، بعد از سالها فعالیت در شبکه های گولدکوئیستی و چاپیدن پول دانشجویان بدبخت، حالا امروز فرنگ نشین شده و به &lt;a href="http://kayhannews.ir/891016/2.htm#other207"&gt;نوشته ی کیهان&lt;/a&gt;، "سايت راديو زمانه به نقل از «امين بزرگيان» نوشت: هيچ كس به اندازه خاتمي در ميان چهره هاي سياسي تا اين ميزان پارادوكسيكال نيست. تكليف ما با همه چهره هاي سياسي روشن است غير از خاتمي.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خب، سیاسیونِ طرفینِ دوقطبیِ سیاست امروز ایران، اصلاح طلبان را اضافه می دانند. در این شرایط، معلوم نیست افراد و گروه هایی که به کار مخفی و غیرعلنی اعتقاد ندارند و خواستار اصلاح وضع موجود نیز هستند چگونه باید فعالیت کنند؟&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دلسوزان کشور، مشتاقانه و ملتمسانه در انتظار ورود «خردمندان خیرخواه» به جای «متوهمان خشونت‌گرا» به میدان سیاسی هستند؛ این کار البته هم جرات و شهامت می خواهد و هم از خود گذشتگی و ایثار. قطع و یقین آیندگان چنین انسان هایی را بزرگ خواهند شمرد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت اول:&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/b&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;علی آقای مطهری امروز در &lt;a href="http://www.khabaronline.ir/news-121445.aspx"&gt;گفتگو با خبر آنلاین&lt;/a&gt; درباره ی دیدار اقلیت مجلس با آقای خاتمی گفته است: کار خوبی بوده و در جهت رهنمود رهبری مبنی بر جذب حداکثری و دفع حد اقلی انجام شده است. اصولگرایان هم خوب است با ایشان دیدار و مسائلشان را مطرح کنند. البته آقای خاتمی لازم است نظر خود را درباره رفتار آقای موسوی در بحران اخیر به صراحت بیان کنند تا بر همگان روشن شود که راه ایشان غیر از راه آقای موسوی است. آقای خاتمی به رفتار خشونت آمیز بعد از انتخابات با معترضان انتقاد داشتند که رهبری هم به برخی موارد آن اشاره کردند و خواستار رسیدگی و اصلاح فوری شدند. لذا اتهامی متوجه ایشان نیست. شروط ایشان هم شروط عادلانه ای است. تعیین تکلیف سریع تر زندانیان سیاسی، اجرای کامل قانون اساسی و انتخابات آزاد&amp;nbsp;همیشه مورد توجه نظام جمهوری اسلامی بوده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت دوم:&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/b&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این روزها رسانه های رادیکال اصولگرایان برای حمله به خاتمی از گفته های ضد انقلاب کمک می گیرند. به عنوان نمونه، &lt;a href="http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=14878"&gt;سایت اصولگرای افراطی صراط نیوز&lt;/a&gt; در خبری نوشته است: "سایت روزنت كه از پاريس مديريت مي شود، به گزافه گويي خاتمي واکنش نشان داد. سايت ضدانقلابي ايران گلوبال نيز معتقد است: اظهارات خاتمي، كف زني از نوع اصلاح طلبي است نه كف مطالبات اصلاح طلبان. شرط گذاريهاي مضحك خاتمي باعث شده برخي از رسانه هاي ضدانقلاب او را دن كيشوت توصيف كنند".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت سوم:&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/b&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مادربزرگ مرحومم در سال های آخر ریاست جمهوری آقای خاتمی گریه می کرد و می گفت که خدا کند دوران این سید هر چه زودتر تمام شود. خوب شد مادربزرگ این سالها و روزها نیست تا ببیند هجمه یعنی چه.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-5681720667732603451?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/5681720667732603451/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2011/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5681720667732603451'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5681720667732603451'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='دست خاتمی و وظیفه خردمندان خیرخواه'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-7499236665084389110</id><published>2010-12-26T00:51:00.000+03:30</published><updated>2010-12-26T01:20:23.498+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اقتصادي'/><title type='text'>اصلاح طلبان و هدفمندی یارانه ها</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;هدفمندی یارانه ها یک طرح اصلاح طلبانه و ملی است که آرزوی اصلاح طلبان بود ولی قسمت اجرایش را پیدا نکردیم و حالا که دولت آقای احمدی نژاد مشغول اجرایش شده از او تشکر می کنیم و اگر کمکی از دستمان برآید دریغ نمی کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان توجه داشته باشند که در ارزیابی همه ی رفتارهای دولت آقای احمدی نژاد نباید پیش فرض به حق بودن یا نبودن فلانی و یا میزان قرابت سیاسی با او را مدنظر قرار داد؛ چندی پیش&amp;nbsp;حتی آقای زیبا کلام در تلویزیون از رضا شاه هم به خاطر نیمه ی پر لیوانش به خوبی یاد کرده بود و البته کار درستی کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://79.175.164.43/Images/News/Smal_Pic/29-9-1389/IMAGE634284420133311312.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="133" src="http://79.175.164.43/Images/News/Smal_Pic/29-9-1389/IMAGE634284420133311312.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;کاری که از دست ما بر می آید فقط تبیین درست اتفاقی است که دارد می افتد و راهنمایی های کارشناسی برای اجرای بهتر طرح و جلوگیری از تبعات منفی آن است. بالاخره بخشی از مردم طرفدار اصلاحات هستند و لذا باید از این قدرت و نفوذ برای همراه کردن آن بخش از جامعه استفاده کرد. کارشناسان اقتصادی اصلاح طلب همگی موافق اجرای طرح و اصلا بخشی از طراحان طرح اولیه در دوره های قبل هستند. آنها می توانند با ارائه ی راهکار به اجرای مناسب تر آن کمک کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا چرا ما نتوانستیم؟ از 76 تا 84 اصولگرایان 80 درصد قدرت را در دست داشتند و اصلاح طلبان 20 درصد.&amp;nbsp;آنها حتی نگذاشتند اصلاح طلبان فرودگاه امام خمینی را افتتاح کند تا نکند به نام اصلاحات تمام شود. تمام طرح ها و لوایح اصلاح طلبان مصوب مجلس ششم با مقاومت شورای نگهبان مواجه شد. آنها&amp;nbsp;جلوی حرکت های اصلاح طلبانه چه در سیاست و چه در اقتصاد را گرفتند، ما اما نباید امروز جلوی این حرکت اصلاح طلبانه ی اقتصادی را بگیریم.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;در دوره ی اصلاحات ما که به هدفمندی یارانه ها اعتقاد داشتیم و به قول آقای خاتمی آرزویمان بود. مهمترین اشکال این که برخی نمی خواستند به اسم ما تمام شود برای همین جلویش را گرفتند. ببینید که مجلس هفتم چطور عوامانه با بالا رفتن تدریجی قیمت ها مخالفت کرد و سودای تثبیت قیمت ها را در سر می پروراند اما دوستان همان ها امروز داعیه دار حذف یارانه ها شده اند. به هر حال، مهم نیست، مهم اجرای آن است که تحقق آرزوی ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;الان فقط باید تشویق کنیم که درست اجرا شود، پیشنهاد بدهیم، عیب هایش را هم نشان بدهیم. از مردم بخواهیم که همراهی کنند. بگوییم که ما هم اگر بودیم همین کار را می کردیم و واقعا هم می کردیم، حالا شاید با کمی تفاوت. مثلا پرداخت نقدی به مردم و یا میزان این مبلغی که به حساب مردم ریخته می شود و یا نحوه ی استفاده از درآمد حاصله شاید متفاوت می بود اما در ضرورت اصل طرح هیچ شکی نداشته و نداریم و نخواهیم داشت.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;مشارکت مردم در هدفمندی یارانه ها مانند این است که مردم روزانه درآمدزایی می کنند، یک درآمد زایی ملی. یعنی از هدر رفتن ثروت ملی جلوگیری می شود. در اروپا مردم زمستان در خانه هایشان لباس گرم می پوشند، ما اما در ایران چون برق و گاز تقریبا مجانی است سوخت را هدر می دهیم. این یک مثال است از هدر دادن انرژی. مبلغ این هدر دادن در سال چند ده میلیارد دلار می شود. سر آدم سوت می کشد از سودی که می شود با اجرای طرح به دست آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مساله شاید برای عوام خوب جا نیافتد، باید تا می شود برایشان توضیح داد که خدای ناکرده تبعات اجتماعی منفی نداشته باشد. البته معتقدم&amp;nbsp;این پول هایی که داده می شود هم باید بعد از یکی دوسال قطع شود. معنی ندارد که پول زیادی دست مردم باشد، با آن می خواهند چه کنند؟ خب کمی بیشتر تلاش کنند، سوخت کمتر مصرف کنند. شاید این فشارها کمی از تنبلی ما ایرانیان بکاهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کنار اصلاح یارانه ها برای اقتصاد بیمار کشور ما چند اصلاح دیگر هم لازم هست که یکی آزادسازی&amp;nbsp;نرخ برابری ارز است. الان قیمت دلار در برابر ریال واقعی نیست، دولت آن را خیلی پایین نگه داشته است اما اگر واقعی شود می تواند به تولید در داخل و صادرات کمک کند. برای همین الان واردات به شدت به صرفه است و تولید به ضرر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته ی دیگر، خصوصی سازی واقعی است، روند خصوصی سازی هم کند است و هم غلط. واگذاری مخابرات به سپاه چه معنی می دهد؟ در پاییز امسال 5 درصد از سهام پست بانک وارد بورس شد اما دولت دلش نیامد که تن به الزاماتش نمی دهد، مدیرعامل را سرخود تعیین می کند؛ بخش خصوصی با این کارها نمی تواند به واگذاری ها اعتماد کند. باید خصوصی سازی را جدی تر بگیریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با درآمد حاصل از هدفمندی یارانه ها باید تامین اجتماعی گسترش موثری بیابد. شما ببینید همان کشورهایی که روی انرژی یارانه نمی دهند اما دولت ها برای تامین اجتماعی مردم با هم رقابت شدیدی دارند. وقتی مردم حاضر می شوند که حواسشان به خرجشان باشد، بیشتر تلاش می کنند، پس حق هم دارند که نظام تامین اجتماعی خوبی داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;اما بالاخره دولت آقای احمدی نژاد نمی تواند به طور کامل مردم را راضی کند، ما هم اگر بودیم همین طور بود که نواقصی وجود داشت و نارضایتی هایی به وجود می آمد. خب حالا دولت احمدی نژاد سختی های آن را می کشد و اگر ما وفادار به اجرا و ادامه ی آن باشیم می توانیم با وعده ی برطرف کردن نواقص و بهبود اجرای آن، نظر مردم را جلب کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه گویا ستادی مشغول جنگ روانی است و این روزها تلاش وافری دارد که اصلاح طلبان را مخالف طرح هدفمند شدن نشان بدهد. خدا کند برخی دوستان به دام کیهان و رجانیوز و غیره نیافتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پینوشت&lt;/b&gt;:&lt;br /&gt;حدادعادل، رییس مجلس اصولگرای هفتم، دی ماه ۸۳ پس از مخالفت با کاهش یارانه ها توسط دولت آقای خاتمی گفت:&amp;nbsp;مجلس با طرح تثبیت قیمت ها نخستین قدم را برداشته است و حال که قیمت گاز، برق و تلفن افزایش نمی یابد، مردم می توانند نفس راحتی بکشند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-7499236665084389110?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/7499236665084389110/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/12/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/7499236665084389110'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/7499236665084389110'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/12/blog-post_25.html' title='اصلاح طلبان و هدفمندی یارانه ها'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-6783849675333936145</id><published>2010-12-17T17:20:00.000+03:30</published><updated>2010-12-19T14:10:38.972+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>ادعای تبریک و رفتار متفاوت لاریجانی ها</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: red;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow;"&gt;مقدمه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; : در این یادداشت قصد دارم تفاوت برخورد دستگاه قضایی با علی شکوری راد و اصولگرایان را در قصه ی ادعای تبریک گفتن لاریجانی ها به میرحسین موسوی در عصر روز انتخابات سال گذشته نشان دهم. ادعایی که نه تنها با بازداشت شکوری راد کم رنگ نشد بلکه بر ابهام ها افزود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://tehranpic.net/images/gfc43naubzbyp9ncvd.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="203" src="http://tehranpic.net/images/gfc43naubzbyp9ncvd.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;b&gt;ادعای حامیان دولت، تابستان 1388&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;گر چه سیاسیون شایعه ی تبریک لاریجانی را از همان عصر روز انتخابات شنیده بودند اما سایت "رجانیوز" که به جریان آقای احمدی نژاد تعلق دارد برای اولین بار آن را علنی کرد. مرداد ماه پارسال چند نماینده ی طرفدار آقای لاریجانی در مجلس به تقلبی بودن مدرک تحصیلی آقای رحیمی - معاون اول - انتقاد کردند و رجانیوز در واکنش به آنها در خبری با تیتر "آيا علي لاريجاني مدرك دكترا دارد؟"، اعلام کرد:&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;" &lt;a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=34034"&gt;آقای لاریجانی که قاعدتا به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد، بعد از ظهر روز اخذ رأی - قبل از پایان زمان رأی گیری - تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوری‌اش تبریک گفت ...&lt;/a&gt; " &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این خبر در همان زمان به سرعت و به طور گسترده ای بازتاب داشت و طرفداران دولت را به شدت عصبانی کرد، از جمله سایت "استقامت" با تیتر "&lt;a href="http://www.esteghamat.ir/pages.asp?id=4060"&gt;تبريك گفتن لاريجاني به موسوي قابل گذشت نیست&lt;/a&gt;" و سایت "افشا" با این تیتر وانش نشان داد: "&lt;a href="http://efsha88.blogfa.com/post-32.aspx"&gt;خیانت لاریجانی با تبریک پیروزی در انتخابات به موسوی پیش از رای شماری&lt;/a&gt;". &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز بر پایه ی همین خبر رجانیوز در تابستان پارسال نوشت: "تاکنون تنها اصلاح طلبان مدعی وقوع تقلب در انتخابات بودند اما به تازگی از اردوگاه دولتی ها نیز چنین صداهایی شنیده می شود".&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;b&gt;ادعای اصلاح طلبان، بهار 1389 &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از اعضای ارشد ستاد آقای موسوی تا الان هیچ کس به صورت علنی چیزی نگفته اما اردیبهشت ماه 89 یعنی نه ماه بعد از اعلام آن خبر در رجانیوز، آقا سعید شریعتی اصلاح طلب برای سخنرانی در جمع دانشجویانی اصولگرا به دانشگاه مشهد رفته بود که گفت آقای عطریانفر از آقای هاشمی رفسنجانی نقل کرده "اولين افرادي كه به ميرحسين در انتخابات تبريك گفتند اصولگراها بودند و اولين پيام تبريك به ميرحسين، تماس مصطفي پورمحمدي بوده، بعد ناطق‌نوري و پس از آن علي لاريجاني". &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در یک نشست دانشجویان حامی دولت، از فاطمه خانم رجبي در باره ی این گفته ی شریعتی می پرسند که او می گوید: "&lt;a href="http://www.fardanews.com/fa/news/110531/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%AC%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C"&gt;خيلي هم دور از ذهن نيست ... حالا اين واقعيت داشت يا نداشت در جلسات سياسيون مطرح بود&lt;/a&gt;". خانم رجبی همسر آقای الهام است که زمان انتخابات همزمان وزیر دادگستری دولت آقای احمدی نژاد و عضو شورای نگهبان بود. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سایت دولتگرای "پارسا پرس" هم بعد از سخنرانی شریعتی نوشت که: "&lt;a href="http://parsapress.ir/component/content/article/3-main/1938-1389-02-16-17-11-24.html"&gt;شهادت سعید شریعتی قرینه ای بر اظهارات سال گذشته این نماینده مجلس است&lt;/a&gt;." &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;تکذیب شده و نشده ها &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"با وجود بازتاب ها فراوان این سخنان حتی در رسانه های آمریکایی، لاریجانی هیچ گونه واکنشی در تکذیب آن انجام نداد". این جمله ای بود که پارساپرس در اردیبهشت ماه 1389 نوشته بود. وضعیت تا امروز به همین منوال ادامه دارد الا نقل قولی غیر رسمی از آقای لاریجانی در یک محفل خصوصی غیر علنی. سایت جهان تیرماه 1389 به نقل از یک دانشجوی بی نام و نشان نوشت: " &lt;a href="http://tehrooz.com/1389/4/28/TehranEmrooz/326/Page/3/"&gt;لاريجاني از اينکه چندبار تا حالا گفته شده که لاريجاني با موسوي تماس گرفته و پيروزي‌اش در انتخابات را تبريک گفته، گلايه مي‌کرد و اون رو دروغ خواند&lt;/a&gt; ". &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پورمحمدی زیاد سخنرانی می کند اما موضعی نگرفته؛ اما روابط عمومی سازمان بازرسی که آقای پورمحمدی رییسش است اواخر اردیبهشت 1389 تکذیبیه ای منتشر کرد و گفت که روز 10 تیر 1388 یعنی 18 روز بعد از انتخابات پیروزی آقای احمدی نژاد را تبریک گفته است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای ناطق نوري منتسب به دفتر رهبری است، بازرس ویژه ی دفتر رهبری است اما تا كنون چنين ادعايي درباره خود را نه تكذيب كرده و نه تاييد. ولی زیاد فرقی نکرده است با آن دو نفر دیگر، چون تکذیب آنچنانی تاثیری نداشته است. سایت دولتگرای عدالتخواهی در ابتدای تابستان 1389 در مطلبی با عنوان "بصیرت در وقت اضافه" نوشت: " &lt;a href="http://www.edalatkhahi.ir/007039.shtml"&gt;چرا از تبریک ناطق، لاریجانی و پورمحمدی به میرحسین قبل از اعلام رسمی شورای نگهبان سخنی به میان نیامده؟&lt;/a&gt; " &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بنابر این، رسانه های دولتگرا که مجموعه ی ادعای تبریک را منتشر کرده اند تاکنون از ادعای خود کوتاه نیامده اند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;b&gt;تاثیر تبریک های احتمالی &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نکته ی قابل توجه در موضوع تبریک احتمالی این آقایان "میزان تاثیر" آن تبریک هاست. ادعاهای مطرح شده این است که عصر روز انتخابات به آقای موسوی تبریک گفته اند و آقای موسوی حدود ساعت 11 شب ادعای پیروزی قطعی کرده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر واقعا تبریک گفته باشند آقای موسوی می توانسته است آن را مبنا قرار دهد چون آقایان لاریجانی، ناطق و پورمحمدی به اطلاعات و گزارش های مهمی دسترسی داشته اند و حرف آنها و تبریکشان بسیار قابل اعتمادتر از گزارش ناظران کاندیداها بر سر صندوق هاست. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;تبریک باعث گمراهی&lt;/b&gt; : البته ادعای حامیان احمدی نژاد می توانسته با هدف تخریب لاریجانی و ناطق و پورمحمدی هم باشد اما حامیان دولت اعتراضشان این بود که تبریک این آقایان، آقای موسوی را دچار "&lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/59072"&gt; توهم و اتخاذ مواضع فتنه انگیز&lt;/a&gt;" بوده است. در واقع می گفتند که او را به "اشتباه" انداخته اند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اتفاقا این همان دلیلی است که سعید شریعتی به نقل از هاشمی رفسنجانی مطرح کرد تا اعلام پیروزی آقای موسوی را موجه و بر مبنای آن تبریک ها نشان دهد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک احتمال غیر عادی هم این است که گفته شود آن سه نفر با نیت و هدف گمراه کردن مهندس موسوی تماس گرفته بودند و پس از به دام افتادن طعمه، صدایش را درنیاورده و یا منکر تماس شده اند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;تبریک نشانه ی تقلب&lt;/b&gt; : مدعیان تقلب انتخاباتی هم آن تبریک ها را دلیلی بر پیروزی موسوی می خوانند و می گویند که تبریک ها مانند دم خروسی است که هیچ قسم حضرت عباسی را بعد از آن نمی توان باور کرد. آنها این تبریک ها گافی می دانند که از سوی این آقایان داده شده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;b&gt;برخورد با مدعیان &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مدعیان چه کسانی هستند؟ : منبع دسته ی اول مدعیان سایت رجانیوز بود که مدعی است یک نماینده ی مجلس این خبر را داده اما با گذشت 15 ماه از انتشار آن خبر تاکنون نامش را فاش نکرده است. سایت های زنجیره یی دولتگرا و دیگر سایت های خبری هم این خبر رجانیوز را منتشر کردند؛ از جمله جوان آنلاین، شبکه خبر دانشجو، شبکه ایران، فردا نیوز، تابناک، استقامت، و وبلاگ های زنجیره یی. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دور دوم ادعاها مربوط است به سعید شریعتی از محمد عطریانفر نقل کرده که او هم از آیت الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است. این خبر هم در رسانه های مختلف خبری راست و چپ به طور گسترده ای منتشر شده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بر مبنای رویه ی جاری، نه تنها منبع خبر بلکه منتشر کنندگان آن نیز در قبال انتشار آن مسوول هستند. هیچ گزارشی درباره ی برخورد با هیچ کدام از این نشریات و رسانه ها وجود ندارد، آن دو مورد تکذیب رسمی و غیر رسمی هم بازتاب قابل توجهی در رسانه ها نداشت. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;برخورد متفاوت با ادعای شکوری راد &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اواسط آذر ماه (یعنی دو هفته پیش) "علی شکوری راد" در دانشگاه لرستان در مناظره ای ادعا کرد که "صادق لاریجانی" نیز شب انتخابات به موسوی تبریک گفته بود. این ادعا شبیه به ادعاهای قبلی بود اما شکوری راد به همین دلیل فورا بازداشت شد. &lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TQti2_ZqAkI/AAAAAAAABgU/Y-kRwTICc7g/s1600/shakori_376826.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TQti2_ZqAkI/AAAAAAAABgU/Y-kRwTICc7g/s1600/shakori_376826.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فارغ از درستی و نادرستی این برخورد با شکوری راد، نکته ی قابل توجه تبعیضی است که در رفتار با دیگر ادعا کنندگان در پیش گرفته شده است. مگر شکوری راد با رجانیوز و آن نماینده ی مجلس و یا آقای هاشمی رفسنجانی فرق دارد؟ &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این ادعا اگر اتهام است چه تفاوتی با ادعای تبریک علی لاریجانی، ناطق و پورمحمدی دارد؟ تنها تفاوت این ادعا مسوولیت آیت الله لاریجانی است که در زمان انتخابات عضو شورای نگهبان بوده و الان هم رییس قوه ی قضاست. بنابر این هم در انتخابات عضو نهاد داوری بود و اطلاعاتش از نتایج به نسبت آن سه نفر بیشتر بوده و هم امروز رییس قوه ی قهریه است و مسوول دادگاه و زندان. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شباهت ها اما؛ هر چهار نفر انسان هستند، ایرانی و مسلمان و شیعه بنابر این در برابر قانون از این لحاظ برابرند. آقا صادق رییس یک قوه است، علی آقا هم هست، آقای ناطق هم رییس بازرسی دفتر رهبری است، آقای پور محمدی هم رییس بازرسی کل کشور. خب آیت الله لاریجانی در یک کفه ی ترازو و آن سه را در کفه ی دیگر بگذاریم، کدام سنگین تر هستند؟ &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر ادعای شکوری راد اشتباه است، می شود آن را تکذیب کرد و یا درباره ی آن توضیح داد، یا از کنار آن گذشت، همان کاری که آن سه نفر کرده اند. این دلیل نمی شود که چون چیزی به آقای لاریجانی منتسب شده فورا طرف را بگیرند و به زندان بیاندازند. روال قضایی هم این نیست که برای چنین اتهامی در قدم اول بازداشت کنند، اول می شود او را احضار کرد تا درباره ی اتهامش توضیح دهد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;صبر و تحمل آیت الله لاریجانی بایستی بیش از دیگران باشد، یعنی این انتظار ملت است که ایشان در قبال حق دیگران بیش از حق خود حساس باشد نه اینکه به فرض انتساب نسبتی نادرست به آقای لاریجانی، شکوری راد به چشم بر هم زدنی بازداشت شود. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;معنی استقلال دستگاه قضا &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: yellow; color: red;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دو ماه پیش هم شکوری راد برای چند روز بازداشت شده بود که با پادرمیانی آیت الله شبیری و موافقت رهبری آزاد شد اما متاسفانه طرفداران دولت به شدت از این پادرمیانی عصبانی شدند و با بی احترامی به این مرجع تقلید، آن درخواست را اعمال نفوذ و پارتی بازی و اعمال فشار به دستگاه قضایی خواندند تا جایی که در یادداشتی که جوان آنلاین منتشر کرد، به صراحت تهدید شده بود که از این پس این دست اعمال فشارها را افشا خواهند کرد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در واقع دولتگراها که از آزادی شکوری راد و آن هم با وساطت یکی از مراجع ناراحت بودند می خواستند با خبر سازی و جنگ روانی، زیربار رفتن دستگاه قضایی را به تمسخر بگیرند و وانمود کنند که توجه دستگاه قضایی به این درخواست در واقع زیر سوال رفتن استقلال این دستگاه بوده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;علی رغم انتقاداتی جدی که به دستگاه قضایی داریم اما آیت الله لاریجانی در مدت مسوولیتش نشان داده که به استقلال دستگاه قضا اهمیت می دهد و زیر بار فشارهای دولتگرایان نمی رود. از واکنش به ادبیات نامناسب آقای احمدی نژاد و سعی در اعمال دخالت در امور قضایی گرفته تا واکنش صریح به آقای هاشمی رفسنجانی در پرونده ی دانشگاه آزاد، تا همین هفته ی گذشته که به آقای جنتی گفت علی رغم توصیه ی او پرونده های قضایی را به نهادهای امنیتی نمی دهند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li style="text-align: justify;"&gt;هر طور که حساب کنیم، بازداشت شکوری راد به وجاهت آقای لاریجانی ضربه می زند و بر ابهام شایعه ی تبریک می افزاید؛ آیت الله شبیری که پادرمیانی کرده بود دلگیر می شود که چنین برخوردی شده است و افکار عمومی می پرسد که اگر کسی درباره ی آنها چنین ادعایی می کرد هم دستگاه قضا به این سرعت و روش عمل می کرد؟&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-6783849675333936145?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/6783849675333936145/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6783849675333936145'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6783849675333936145'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='ادعای تبریک و رفتار متفاوت لاریجانی ها'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TQti2_ZqAkI/AAAAAAAABgU/Y-kRwTICc7g/s72-c/shakori_376826.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-3959327003903977212</id><published>2010-12-13T19:42:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.576+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ايسنا'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>ایسنای دیروز ایسنای امروز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;روز 16 آذر سالگرد راه اندازی ایسنا بود، ایسنایی که در طول این سالها دچار تغییرات ماهوی شده است از روش های مدیریتش گرفته تا جهتگیری های رسانه ای و حتی مرام و معرفت اعضایش؛ جایگاه یک خبرگزاری به همین چند فاکتور بسته است ولاغیر. و سکوت ایسنایی ها در قبال بازداشت معاون دوست داشتنی دیگر دردی مضاعف است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایسنا سال 78 از دل جنبش دانشجویی برخاست تا خواسته ها و روش های نوینی را چه در مدیریت و چه زاویه ی دید رسانه ای در ایران جا بیاندازد و انداخت اما الان که نگاه می کنیم غیر از خاطره دیگر چیزی باقی نمانده، هر چند که همین الان جنازه اش به صد تای فارس و ایرنای دولتی می ارزد. دلیلش بقایای آن سالهاست، بنایش خوب بوده وگرنه تلاش برای تخریب آن کم نبوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://isna.ir/ISNA/Images/ISNA-Head2.gif" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="67" src="http://isna.ir/ISNA/Images/ISNA-Head2.gif" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;یاد ابوالفضل فاتح به خیر، همان که با امید به خدا و اعتقاد و اعتماد به نسل جوان دانشجو، سنگ بنای بزرگترین رسانه ی خبری کشور را بگذارد. چه شد؟ کجاست امروز؟ تقدیر لازم ندارد او، اما چرا او را تخریب کردید؟ همین آقای کیهان به اندازه ی صد دشمن کافی است تا همه را دفع کند. فاتح را می شناسند، دفع شدنی نیست برای همین خون دل می خورد، سکوت می کند و آنها را به خود وامی گذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داستان مدیریت ایسنا پس از فاتح شنیدنی است، مدیر پشت مدیر تغییر کرده است، گاهی چند ماه و گاهی چند روز بیشتر دوام نیاورده اند، تقریبا همه هم غیر رسانه ای و کارنابلد! در همین یک ساله به نظرم سه مدیر داشته است، این است نحوه ی مدیریت آقایان؛ مدیریت روان و سیال! بالاخره جدید است این نوع مدیریت. مانند برکناری آقای متکی که در سفر کاری به سنگال خبر عزلش را شنیده است. بگذریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این روزها بدون اغراق بالای 80 درصد از اخبار سرویس سیاسی ایسنا را اخبار نهادهای دولتی و نظامی تشکیل می دهند، از آن 20 درصد نیز همگی مربوط به تشکل های حامی دولت آقای احمدی نژاد هستند. اما آیا ایسنا روابط عمومی نهادهای دولتی و نظامی است؟ آیا تنها دیدگاه سیاسی که ایسنا باید منتشر کند، حامیان دولت هستند؟ روش و سیاست ایسنا اینچنین نبود، اما شد آنچه نباید می شد. اینها نمی دانند با این سیاست چه خیانتی که به جامعه نمی کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طولانی شد اما بگذارید جمله ای هم درباره ی مهندس "احمدرضا یوسفی" بنویسم؛ معاون فنی ایسنا که چند ماهی است در زندان اوین است، بند 350 به اتهام جاسوسی. سه روز پیش به دیدار علی تاجرنیا رفته بودم که از زندان اوین آزاد شده است، هم بند احمدرضا بود، احوالش را پرسیدم، گفت خوب بود اما از نحوه ی پاسخش فهمیدم که بدجور تنها و بی حمایت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمی دانم حالا از ایسنا اخراجش کرده اند و یا می کنند یا نه، فقط می دانم که بچه های ایسنا او را خوب می شناختند، آدم بسیار خوش قلب و البته در مسائل سیاسی بسیار ساده؛ او اصلا سیاسی نبود، فقط عاشق آقای خاتمی بود، همین و نه بیشتر. اتهامش را باور نمی کنم، حاضرم قسم بخورم که از او برنمی آید این اتهام سنگین. حالا اینکه داستان چه بوده را من نمی دانم، فقط می دانم که او آدم پیچیده ای نیست، ساده و بی غل و غش.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دوستان جهاد دانشگاهی و ایسنا حداقل این انتظار می رود که در حد توان از حقوق او دفاع کنند، مدیری که نتواند از اعضایش دفاع کند نزد اعضا مقبول نخواهد بود. هیچ گاه یادم نمی رود که اگر خطایی از یک خبرنگار یا دبیر خبر پیش می آمد دکتر فاتح او را مواخذه می کرد اما خود را تنها کسی می دانست که باید به خارج از ایسنا پاسخ می داد، حتی در یک مورد قاضی مشهور شهر به او فشار آورد که نام خبرنگاری را به او بگوید اما محکم ایستاد و از آن خبرنگار دفاع کرد. همکارانی که از دوست چندین ساله ی خود دفاع نکنند، به پاکی او شهادت ندهند آن دنیا چه توجیهی دارند؟ یقین دارم اگر بازی های سیاسی سال گذشته اتفاق نمی افتاد امثال یوسفی که اصلا در باغ سیاست نبوده اند در چنین گرداب هایی گرفتار نمی شدند. او امروز به یاری دوستانش در ایسنا نیاز دارد، نباید او را تنها گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری، سالگرد ایسنا برای من این قیاس ها را به یاد می آورد؛ بنایی که آنچنان با عشق شکل گرفت و رشد کرد به چنین حالی افتاده است. هر چند خدای این مردم بزرگ است که گر ببندد دری می گشاید در دیگری.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی نوشت:&lt;br /&gt;یکی از دوستان تذکر بجایی داد؛ درست است که یادداشت کوتاه بود اما می بایست از زحمات دوستان گرانقدرمان آقایان حاجی نادعلی زاده و آقای حسن زاده ی دوست داشتنی نامی برده می شد که پس از آقای فاتح هر کدام مدتی را در خدمت بچه ها بودند. یادشان گرامی.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-3959327003903977212?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/3959327003903977212/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/12/blog-post_13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/3959327003903977212'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/3959327003903977212'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/12/blog-post_13.html' title='ایسنای دیروز ایسنای امروز'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-4315853008471243076</id><published>2010-12-01T18:02:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.638+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><title type='text'>دعوای تازه بر سر کردان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: left; margin-right: 1em; text-align: left;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://media.farsnews.com/Media/8709/ImageReports/8709021559/7_8709021559_L600.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://media.farsnews.com/Media/8709/ImageReports/8709021559/7_8709021559_L600.jpg" width="129" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;مرحوم کردان&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"علی کردان"، نامی که این هفته زیاد شنیده ایم. دو ماه وزیر کشور دولت آقای احمدی نژاد بود که با آن فضاحت استیضاح شد و پس از چند ماه فوت کرد. اما بهتر است گفته شود دق کرد، یعنی او را دق دادند و حالا امروز در سالگرد درگذشتش تقصیر را گردن این و آن می اندازند. احمدی نژاد می گوید مجلسی ها مقصر بودند و یکی از مجلسی ها گفته کردان قربانی لج بازی احمدی نژاد شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شاید مرحوم کردان دو اشتباه داشت، یکی اینکه مدرک تقلبی گرفت و دوم اینکه به احمدی نژاد اعتماد کرد. کسانی که از نزدیک کردان را می شناخته اند همگی او را مدیری توانا می دانستند. به دنبال لاریجانی به صداوسیما رفته بود اما می گویند لاریجانی اداره ی صداوسیما را مدیون کردان است. می گویند لاریجانی مدیر نیست، هر چه در آن سالها در صداوسیما می شد کار کردان بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درست است که به صداوسیما همچنان انتقاد می شود و در دوران لاریجانی هم می شد اما در آن دوران سازمان صداوسیما به لحاظ اقتصادی از این رو به آن رو شد، 2 کانال تلویزیون به بیش از 6 کانال شبانه روزی کسترش یافت. اما دور و بری ها می گویند که همه کار کردان بود، برای همین هم لاریجانی اختیار تام به کردان تفویض کرده بود و خودش بیشتر به امور بیرون رسیدگی می کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;با این تعریف ها آیا کردان به مدرک دانشگاهی نیازی داشت؟ خب، در این سالها مد است، فلانی دکتر، آن یکی مهندس. کردان را حاجی صدا می کردند، او هم دچار مدگرایی شد و مدرکی تقلبی گرفت تا به او بگویند آقای دکتر؛ اما دکتر بودن زیاد دوام نیاورد. لاریجانی به مجلس رفته بود و احمدی نژاد از کردان خواسته بود وزارت کشور را قبول کند. کردان سال 84 به هاشمی رای داده بود و نه به احمدی نژاد؛ اما احمدی نژاد او را می شناخت و به توانایی او نیاز داشت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پیشنهاد وزارت برای کردان بی راه نبود، کردان صداوسیما را مدیریت کرده بود و به خوبی از پس وزارت کشور برمی آمد اما مدرک تقلبی شر شد. مجلس لاریجانی شروع به انتقاد می کرد و دولت احمدی نژاد مقاومت. بازی اصلی اما در ایمیل ها و اس.ام.اس ها در جریان بود و مجلس و دولت کنشگر نبودند، کارهایشان واکنشی بود. افکار عمومی حساس شده بود، جک ها به شدت جدی دنبال می شد تا اینکه مجلس جدی جدی به سمت استیضاح رفت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;احمدی نژاد به کردان می گفت که پشتش ایستاده اما روز استیضاح او را به تنهایی به مجلس فرستاد، حتی یک کلمه هم از او دفاع نکرد و گفت که نیازی به دفاع من ندارد. لاریجانی و دیگران هم او را می شناختند، خیلی ها تازه به مجلس آمده بودند و می خواستند خودی نشان بدهند، از جمله آقای لاریجانی که تازه بر کرسی ریاست نشسته بود. همه می خواستند برنده ی افکار عمومی باشند و شدند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: left; margin-right: 1em; text-align: left;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.alborznews.net/files/fa/news/1389/1/18/9790_911.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://www.alborznews.net/files/fa/news/1389/1/18/9790_911.jpg" width="141" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;محمدرضا رحیمی&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بازنده ی اصلی اما کردان بود که اعتماد کرده بود. هم به احمدی نژاد کاملا اعتماد کرد و هم شوکه شد که لاریجانی چطور پشتش را خالی کرد. می گویند که می شد طور دیگری قضایا را فیصله داد، با نشان دادن صداقت و عذرخواهی، با برکناری قبل از جلسه ی استیضاح و راه های دیگر. اما به جای راه راست برخی نفت روی آتش ریختند. افشای ماجرای رشوه ی معاونت حقوقی رییس جمهور(زیرنظر محمدرضا رحیمی) به استیضاح کنندگان دیگر بخشودنی نبود. بی هیچ مصالحه ای کار یکسره شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;کردان اما پس از استیضاح چیزی نگفت، ساکت شد و به خانه رفت. شاید اینقدر غصه خورد تا دق کرد و مرد. در ماه های آخر یک بار گفت که زمانی خاطراتش را در باره ی آن ماجرا خواهد گفت. اجل امانش نداد و حالا زنده ها به واسطه ی فقدانش دیگری را متهم می کنند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آیا روزی حقایق ماجرای کردان برای افکار عمومی روشن می شود که چرا سرنوشت کردان آن بود ولی محمدرضا رحیمی با اتهام مشابه مرحوم کردان به علاوه ی اتهام مفاسد اقتصادی، به معاونت ریاست جمهوری ختم شد؟&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-4315853008471243076?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/4315853008471243076/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/12/blog-post_01.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4315853008471243076'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4315853008471243076'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/12/blog-post_01.html' title='دعوای تازه بر سر کردان'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-9065744746065980818</id><published>2010-11-24T15:40:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.683+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کهریزک'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>نامه به قاضی حیدری فر در پی ربوده شدن پدر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: 'Times New Roman', serif;"&gt;سلام خدمت آقای حیدری فر عزیز، دادیار سابق شعبه ی ویژه ی امنیت دادگاه انقلاب تهران! خبر ربودن 12 ساعته ی پدرتان را دیدم، هم از ته دل خیلی ناراحت شدم و هم گفتم چه موقعیتی دست داده به آقای حیدری فرد برای درک حال مردم عادی، همانهایی که شما قرار بود امنیتشان را تامین کنید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;a href="http://img.tebyan.net/big/1387/06/239112146240202631391462092739163115150255145.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://img.tebyan.net/big/1387/06/239112146240202631391462092739163115150255145.jpg" width="171" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;دو ماجرا را مقایسه ای کنیم، ربایش پدر شما را توسط افرادی که نمی دانیم چه کسانی بوده اند و به عنوان نمونه، بازداشت بنده را توسط پلیس و حبس شدن به حکم حضرتعالی که به نام قانون اتفاق افتاد. تصور کنید یک دزد را؛ که کیف کسی را بدزدد، کمی از پولش را بردارد و باقی آن را پس بدهد. حالا تصور کنید پلیسی را که به نام قانون، شهروندی را بگیرد و با تخلف از قانون، عملی مشابه آن دزد با او داشته باشد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt; از آن دزد می شود شکایت کرد اما از آن پلیس چطور؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;بهمن ماه 87 به دلیل مراجعه به حسینیه ی ارشاد بازداشت شدم و با امضای حضرتعالی 37 روز را در یکی از سوئیت های هتل اوین به تنهایی سپری کردم! همان سلول انفرادی زندان اوین را عرض می کنم. وقتی بازداشت شدم حق اطلاع دادن به خانواده را نداشتم، آنها خود پرسان پرسان توانستند بفهمند که مرا بازداشت کرده اند اما در طول 37 روز بازداشت فقط یک بار و فقط یک بار در روز شانزدهم بازداشت برای پنج دقیقه توانستم با همسرم در راهروی دادگاه انقلاب حرف بزنم، نه تلفنی و نه ملاقاتی دیگر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;آن طور که خبرگزاری فارس خبر داده است پدر شما را حدود 12 ساعت ربوده اند و حتما در آن ساعات که مطلع شده اید بسیار نگران بوده اید. نمی دانم با چه کسانی و چه جاهایی برای پیگیری تماس گرفتید؟ اما حس شما را درک می کنم، حتما مانند حس کسانی است که چندین روز و در مواردی چند ماه از مفقود شدن عزیزانشان می گذرد و بعد می فهمند که فلان دستگاه امنیتی یا قضایی عزیزشان را بازداشت کرده است. هر چند الان نسبت به دو سال پیش وضع کمی بهبود یافته است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;پدر در مدت آن 12 ساعت حتما با خود تصور می کرده که آخرش چه می شود، او را کجا می برند، با او چه می کنند، چه زمانی رها خواهد شد، اهل خانواده الان در چه حول و ولایی هستند و از این قبیل فکر و خیالات. این را مقایسه بفرمایید با 37 روزی که من و خانواده و دوستان همان فکر و خیالات را در سر می گذرانده ایم. بگذریم از اینکه دوستانی الان در زندان ها ماه هاست چنین وضعیتی دارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;روند رسیدگی به پرونده ی بنده با اطاله ی دادرسی مواجه بود به طوری که 37 روز فقط در بازداشت موقت بوده ام؛ آخرین بار در مهر ماه 88 برای دفاع آخر خدمت شما رسیدم. در آن مدت حداقل در حضور شما چه در روز اول بازداشت و چه چند نوبت در دادگاه انقلاب و نیز برای بازجوهای محترم چندین بار درباره ی یک اتهام پاسخ گفتم و چندین صفحه نوشته ام.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;این را مقایسه کنید با این یکی: ربایندگان پدر حضرتعالی تنها در 12 ساعت رسیدگی کردند و آزاد شد؛ خدا پدرشان را بیامرزد؛ اگر قوه ی قضاییه با سرعت ربایندگان پدر کار کند دیگر چیزی به نام اطاله ی دادرسی نخواهیم داشت. وقتی آنها بازداشت شدند به موازات رسیدگی به اتهاماتشان حتما یک دوره ی آموزشی بگذارند و بگویند که چگونه در 12 ساعته بازجویی می کنند و تمام. شاید شروعی بشود برای واگذاری بازجویی و رسیدگی به پرونده ها به بخش خصوصی!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;ناگفته پیداست و البته در خبر مربوط هم اشاره ای به تحت فشار بودن و احتمالا ضرب و شتم پدر شما شده است؛ در این باره به ادعاهای بازداشت شدگان نهادهای قانونی اشاره نمی کنم که شاید تکذیب بفرمایید، اما اتفاقا آقای محسنی اژه ای(دنیای اقتصاد&amp;nbsp; 2/9/89) در جمع خبرنگاران گفته که "ضرب و شتم متهمان و به کار بردن کلمات تند را تا زمان ورود به زندان" نفی نمی کند. پس وقتی قانون ما این باشد، اینکه کسانی که نهاد قانونی نیستند با پدر شما چنان برخوردی کرده اند اصلا غیر طبیعی به نظر نمی رسد. خدا بیامرزد امام خمینی را که می گفت حتی به صورت یک محکوم به اعدام نمی توان سیلی زد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;راستی! فرضیه های مختلفی را می توان درباره ی علت این ربایش مطرح کرد اما خبرگزاری فارس تلاش کرده که به رابطه ی شما با پرونده ی کهریزک اشاره ی ویژه ای کند و در آن خبر آمده که ربایندگان به دنبال پیدا کردن آدرس شما بوده اند، چرا دنبال آدرس شما بوده اند؟ شما که در مورد پرونده ی جنایات کهریزک متهم هستید و پرونده در دست رسیدگی است. اتفاقا بیش از هر زمانی سلامتی شما برای پاسخگویی درباره ی اتهامات برای خانواده های جوادی فر، روح الامینی و کامرانی و افکار عمومی اهمیت دارد، مگر برای کسانی که نمی خواهند واقعیت های کهریزک از زبان شما در دادگاه مطرح شود، مانند فرضیه ی مرگ مشکوک سعید امامی. الله اعلم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;به هر حال، آقای حیدری فر عزیز! آرزوی من و بخشی از بازداشت شدگان نهادهای قانونی امنیتی و انتظامی و قضایی این بود که مانند پدر شما ربوده می شدیم و پس از 12 ساعت آزادمان می کردند. آن چند ساعت نگرانی فرد ربوده شده و خانواده اش اصلا قابل مقایسه با اتفاقاتی نیست که برای بخشی از بازداشت شدگان نهادهای قانونی افتاده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;امیدورام که اتفاق ناگوار پیش آمده بتواند اندکی به درک نقاط ضعف عملکرد بخشی از مسوولان و نهادهایی منجر شود که مرتبط با احساس امنیت مردم هستند؛ همچنانکه کشته شدن فرزند آقای روح الامینی هر چند ناگوار بود اما بر جلب توجه نسبت آن نقاط ضعف بی تاثیر نبود. انشالله روزی برسد که قانون و مجریان قانون آن قدر قابل اطمینان باشند که برای همگان امنیت خاطر بیاورند و این امنیت باعث شود که دیگر آب در دل کسی هم تکان نخورد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: 'Times New Roman', serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;علی اصغر شفیعیان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;تهران – 2 آذرماه 1389&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت وبلاگ&lt;/b&gt;:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;سایت اصولگرای آینده، خبر خبرگزاری فارس را در این باره، به سخره گرفته و در ابتدای آن با تیتر " متهم پرونده كهریزك: پدرم را ربودند&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: 'Times New Roman', serif; font-style: normal;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt; &lt;span lang="AR-SA"&gt;" نوشته است: "حیدری فر، متهم پرونده كهریزك كه بنا بر اظهارات دادستان تهران از مقام قضایی تعلیق شده و پرونده او در دادسرای كاركنان دولت در حال رسیدگی است و پیش از این با انتشار بیانیه ای در مطبوعات صدور قرار بازداشت قربانیان بازداشتگاه كهریزك را پذیرفته بود، در مصاحبه با فارس مدعی ربودن پدر خود شد."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-9065744746065980818?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/9065744746065980818/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/11/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/9065744746065980818'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/9065744746065980818'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='نامه به قاضی حیدری فر در پی ربوده شدن پدر'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-3561001891444698648</id><published>2010-11-15T19:28:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.697+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>چرا ماجرای مهدی هاشمی به اینجا رسید</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: left; text-align: justify;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/S4ALBLWp0cI/AAAAAAAABKQ/aS9k9zI-eEc/s320/mehdi+hashemi.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="195" src="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/S4ALBLWp0cI/AAAAAAAABKQ/aS9k9zI-eEc/s320/mehdi+hashemi.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;دوستانی که به خاطر مهدی هاشمی زندانی شدند&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;زمستان 88 در یادداشتی با عنوان "&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/02/blog-post.html"&gt;قربانیان ناخواسته ی مهدی هاشمی رفسنجانی&lt;/a&gt;" نوشتم و امروز که مهدی هاشمی هنوز بازنگشته از علتی می نویسم که ماجرای او را به اینجا کشانده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آن روز می گفتم که که دوستان روزنامه نگاری به خاطر در دسترس نبودن مهدی هاشمی به زندان افتاده اند و تحت فشارند و انتظار می رود تا بیاید و به اتهاماتش پاسخ بدهد و از خود دفاع کند. امروز می گویم که دوستان ما مانند مرد آن دوران سخت را بین دادگاه و زندان سپری کردند، همان زمانی که مهدی هاشمی بین لندن و دوبی در رفت و آمد بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آن زمان پرونده آنقدر سنگین نبود، تبلیغات طرفداران افراطی دولت به این حد نرسیده بود اما امروز دیگر دفاع های آن زمان کارایی خود را از دست داده اند؛ همین اتلاف وقت خود بر اصل اتهاماتی که شاید واهی هم بوده اند، سنگینی می کند و همه می پرسند به راستی چرا پسر فلانی از مهلکه گریخت؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;زمستان پارسال نوشتم مهدی چون پسر آقای هاشمی است باید به او سخت تر گرفت، نه اینکه زمینه را فراهم کنیم که مردم از هاشمی رفسنجانی به خاطر کینه از پسرش متنفر شوند. مردم ما حساسند، مردم عادی به راحتی با هر شکایتی دادگاهی می شوند و باید بروند و جواب پس بدهند، اما وقتی می بینند که پسر فلانی یا بهمانی اصلا به جایی جوابگو نیست و به راحتی از کشور خارج می شود، هم از دستگاه قضا تنفر پیدا می کنند، هم آن شخصیت!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بخشی از مردم قبول؛ آنها راضی می شوند اما اکثریت مردم ما این دیرکرد را نشانه ی قلدری، زورمداری و بی قانونی می دانند؛ وقتی فرزند آقای هاشمی از کشور فرار می کند و به دادگاه نمی رود چطور می توان انتظار داشت که آقا به مر قانون عمل کنید و قاضی مرتضوی و سردار مشفق را هم محاکمه کنید! حق دارند، ندارند؟ اگر زور قانون باشد آنها بیشترش را دارند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://www.khabaronline.ir/images/2008/12/08-12-26-8181122.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://www.khabaronline.ir/images/2008/12/08-12-26-8181122.jpg" width="156" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این شبه فرار آقا مهدی بیش از همه به وجاهت آقای هاشمی ضربه می زند، از آن طرف افتادگی حسین آقای مرعشی که از نزدیکان آقای هاشمی است البته کمی توانست تاثیر مثبت داشته باشد اما معلوم بود که ضرر نبود مهدی را هیچ چیزی پر نمی کرد و نکرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حالا تصور کنیم که در کشور می ماند یا اگر سفری از قبل برنامه ریزی داشت، می رفت و به موقع بر می گشت، چه اتفاقی می افتاد؟ مطمئنم مانند فائزه ی هاشمی می توانست به زندگی خود ادامه بدهد و بر فرض محال به خاطر یک پرونده شاید دادگاهی می شد اما می توانست به راحتی از خود دفاع کند؛ کاری که با نبودش بسیار دشوار شده است. طرف مقابل هم آن بچه های سایت جمهوریت را که زیر نظر مهدی هاشمی بود محاکمه و زندانی کرد و هم حالا منتظر مهدی هاشمی است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حداقل اتفاقی که افتاده این است که متاسفانه خیلی ها که عمری به دنبال بهانه بودند امروز رویشان به آقای هاشمی باز شده و هر چه توانستند به این بهانه نثار او کردند، ایشان هم مجبور به مداخله و پادرمیانی شده است، اما با این حال جو کاملا علیه اوست و طرفداران دولت به اندازه ی کافی علیه مهدی و خانواده ی هاشمی فضا سازی کرده اند. آن زمان هیچ کسی نمی گفت که در فرودگاه دستگیرش کنید الان اما از تریبون های رسمی می گویند که هر لحظه گرفتیدش به قل و زنجیرش بکشید تا درنرود؛ انگار که دارند درباره ی حیوانی وحشی حرف می زنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این نوشته ها از روی دلسوزی است، بخشی هم دلسوزی برای جماعتی که به بهانه ی مهدی هاشمی فحش ها می خورند، آنها یک مهدی هاشمی می گویند و به بهانه ی نام او همه ی اصلاحات و سبز و همه چیز را زیر سوال می برند؛ مهدی هاشمی خود بهانه بود، بهانه سازی هم کرد تا بیشتر به منتقدان دولت فشار بیاید متاسفانه.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-3561001891444698648?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/3561001891444698648/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/11/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/3561001891444698648'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/3561001891444698648'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/11/blog-post_15.html' title='چرا ماجرای مهدی هاشمی به اینجا رسید'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/S4ALBLWp0cI/AAAAAAAABKQ/aS9k9zI-eEc/s72-c/mehdi+hashemi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-2920397714669855217</id><published>2010-11-14T19:57:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.711+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>بی مبالاتی اخلاقی و سیاسی رایج در رسانه ها</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چندی پیش در سایت "گوگل ریدر" بحثی درگرفت درباره ی شباهت ادبیات و مشی روزنامه ی کیهان و سایت جرس. ضمن تایید وجود آن درد، می خواهم به وجه دیگری از نقص در رسانه های موجود اشاره کنم و آن بی مبالاتی های اخلاقی و سیاسی است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.drmahaki.com/wp/wp-content/uploads/2006/09/Havades.JPG" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="150" src="http://www.drmahaki.com/wp/wp-content/uploads/2006/09/Havades.JPG" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;متاسفم که بگویم در محیط روزنامه ها و خبرگزاری ها و سایت های خبری و یا بین کارکنان آنها کم و بیش اعمال خلاف عفت عمومی و ارتباطات غیر اخلاقی وجود دارد؛ از سیاسی های اصلاح طلب گرفته تا اصولگرا و از ورزشی گرفته تا نشریات زرد و نیز تخصصی ها. در این بین قطعا محیط های سالم تر و ناسالم تری وجود دارند اما طبقه بندی آنها به هیچ عنوان ربطی به تقسیم بندی اشاره شده ندارد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ذکر نمونه از بی اخلاقی های موجود یا پیشنهادهای بی شرمانه ی رد و بدل شده قطعا مناسب اینجا نیست اما به شخصه از روزنامه نگار گرفته تا دبیر و سردبیر و مدیرعامل خبرگزاری و روزنامه مثال هایی را از دور و نزدیک شنیده ام که تاسف بار است. تاسف از این بابت که چرا افرادی با ادعاهایی که به سقف آسمان می رسد دین و مذهب و حتی اخلاق را قربانی می کنند؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در اینجا بحث راست و چپ نیست، نمونه اگر بخواهید از مدیر فلان مجموعه ی رسانه ای منتسب به اصلاح طلبان دچار این مشکلات اخلاقی هست تا سردبیر شیفت شب - یا دبیر - فلان مجموعه ی رسانه ای اصولگرا که البته این دومی اکنون در بازداشت به سر می برد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اولی اصلا معلوم نیست چطور از رسانه سر درآورده است و مدیر رسانه شده، چرا آن هم اصلاح طلب؛ آیا اتهامات غیر اخلاقی او در زمان فعالیتش در فلان موسسه ی دانشگاهی حقیقت نداشت؟ رفتار امروزش که تایید کننده ی آن است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دومی هم جوک قضیه اش اینجاست که وقتی تشتش از پشت بام بر زمین فرود آمد و بازداشت شد شایع کردند که وابسته به طیف سیاسی مقابل بوده و اتهامش سیاسی است!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نمونه بسیار است، از دبیر و سردبیر نشریه ای نزدیک به اصولگرایان که نمی توانم نامش را بیاورم تا دبیر و سردبیر نشریه ای نزدیک به آقای کروبی که آن را هم نمی توانم نامش را بیاورم؛ و پیشنهادهای غیر اخلاقی و برخی موارد موفقیت هایشان در به دام انداختن خبرنگاران. اگر طرف مقابل پایه باشد که فبه المراد! و اگر&amp;nbsp;طعمه باشد، دو راه دارد: تن دادن یا کندن از نشریه؛ که نمونه های دومی بسیارند الحمدالله.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بماند که گاهی اتهام مساله ی اخلاقی شاید بهانه هم بشود برای اخراجی سیاسی، اما اصلا به این بحث مربوط نمی شود؛ فروردین پارسال یکی از خبرنگاران خبرگزاری فارس در وبلاگ خود فاش کرد که &lt;a href="http://www.yosefasadi.blogfa.com/post-47.aspx"&gt;بیش از 50 نفر&lt;/a&gt; &lt;a href="http://www.yosefasadi.blogfa.com/post-48.aspx"&gt;به خاطر مشکل اخلاقی و مالی از فارس اخراج شده اند&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و اما از لحاظ سیاسی هم بخشی قابل توجه از روزنامه نگاران فقط من باب دریافت حقوق و وعده ای مادی حاضرند تن به هر ذلتی بدهند، از میهن فروشی گرفته تا دروغ و تهمت و توهین. برای انجام آن فقط کافی است کمی سیبیلشان چرب شود، حقوقشان بالا برود، یا الان که مد شده به خارج پناهنده یا جذب رسانه های بیگانه شوند و یا جذب خط کیهان و دوستان شوند و مشی آنها را در پیش بگیرند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سفارشی نویسی برای رسانه ها مانند همان کاری است که برخی فیلمنامه نویسان می کنند؛ یا به عبارت عامیانه، سناریوی طرف را می نویسند، نسخه اش را می پیچند، فقط به خواسته ی سفارش دهنده که یکی از صاحبان قدرت است. این حرفه ای گری نیست به خدا؛ حداقل من هر چند روزنامه نگاری را در دانشگاه نخوانده ام اما حتی به گوشم هم نخورده که به این روش روزنامه نگاری بگویند، این غیر از بی اخلاقی رسانه ای نامی ندارد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تعدادی از روزنامه نگاران فعال در رسانه ها به راحتی با بهانه های گاهی حتی ساختگی پناهنده می شوند، تعدادی از آنها حتی کوچکترین مشکلی برای فعالیت در داخل نداشتند اما با دروغ به قول خودشان پناهنده شده و در واقع شرافت خود را فروخته اند. تعدادی هم در صف انتظار هستند تا قانونی یا غیر قانونی از کشور خارج شوند. اینها نه همگی فعال در رسانه های اصلاح طلب که حتی پارسال تعدادی از عکاسان و خبرنگاران فارس هم در بینشان بودند؛ گروهی از آنها هم اصلا خبرنگار نبودند ولی در شلوغی های سال گذشته خود را فعال رسانه ای جا زدند!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اینها بدبختی است؛ فقط گردن این یا آن یکی نیاندازیم؛ این خصلت ماهی گرفتن از آب گل آلود انگار در بین ایرانیان خوب جا افتاده، روزنامه نگاری زپرتی از چپ می رود به راست و رادیکال تر از همه ی راست ها می نویسد و جایزه می گیرد، دیگری از راست به چپ می آید و رادیکال تر از همه ی چپ ها می نویسد و زندانی می شود. مثالی می زنم و به اسامی کاری ندارم، عباس آقای عبدی چون سخنش از ته دلش بر می آید شنیدنی است، چه در روزنامه ی شرق باشد و چه در جای دیگر و&amp;nbsp;حسین آقای شریعتمداری ارزشش به این است که حرف خود می زند هر چند من محتوایش را نمی پسندم، برای همین کیهانش خواندنی است ( الهی همه بتوانند مانند شریعتمداری در نوشتن عقاید خود آزاد باشند ).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروز درصد بالایی از خبرنگاران و روزنامه نگاران ایرانی چه آنها که در صدا و سیما هستند و چه آنها که در روزنامه ها و خبرگزاری ها و سایت های خبری هستند، آنی نمی نمایانند که هستند بلکه قلم خود را می فروشند "فقط برای مشتی پول".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروز با بنده ی خدایی که در مکه ی منوره بود حرف می زدم؛ او که چندی بود آرام و قرار نداشت و دلش آشوب بود از جفاهای زمین و زمان و نامردمی هایی که دیده بود، امروز اما آرام بود، آرامشی داشت که از این راه دور به من منتقل می شد، وقتی با او حرف می زدم عظمت کعبه را حس می کردم و اشک هایم جاری می شد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-2920397714669855217?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/2920397714669855217/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/11/blog-post_14.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/2920397714669855217'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/2920397714669855217'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/11/blog-post_14.html' title='بی مبالاتی اخلاقی و سیاسی رایج در رسانه ها'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-5354775100532097388</id><published>2010-11-13T13:23:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.732+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مذهبي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>تهدید مرجعیت ناموزون با خط کیهان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;شفاعت آیت الله شبیری زنجانی - یکی از مراجع تقلید اهل تشیع - برای آزادی تنها یک نفر از بازداشت شدگان سیاسی مخالف دولت آن قدر برای جریان مشکوک اقتدار طلب - که بخش افراطی اصولگرایان هستند - سنگین آمد که به انتشار اخبار و یادداشت هایی هتاکانه و وقیحانه ای در این باره روی آوردند&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;این تلاش ها دو هدف مشخص را پیگیری می کند: در درجه ی اول خط و نشان کشیدن برای فقهایی که سازشان با ساز کیهان کوک نشده باشد و هدف دوم تخریب شخصیت و دروغ پردازی درباره ی اصلاح طلبان در نزد مراجع و مذهبی ها&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;سناریو اینچنین نوشته شده بود که ابتدا دلیل آزادی علی شکوری راد - عضو جبهه ی مشارکت - را علنی کردند؛ گفتند که وی با وساطت یکی از علمای قم آزاد شده است. سپس از آقای شبیری نام بردند و به دنبال آن "همشهری" بودن و "آشنایی" آقای شبیری و پدر مرحوم آقای شکوری راد را تنها دلیل این شفاعت خواندند تا اینگونه القا کنند که آقای شبیری به دلیلی چنین سطحی و سبک اقدام به وساطت کرده است&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;چنین القایی دو نتیجه می توانست داشته باشد: از سوی افکار عمومی به آقای شبیری اشکال وارد می شود که چرا یک مرجع تقلید عدالت را درباره ی دیگران و نیز قانون را رعایت نکرده و نتیجه ی دوم این که به اصلاح طلبان ایراد گرفته می شود که چرا زیر بار چنین تبعیضی رفته اند در حالی که جماعتی به دلایلی مشابه در زندان ها هستند&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;اتفاقا در این مورد خط کیهان به نتیجه ی ناچیزی دست یافت؛ آنها با رصد برخی وبلاگ ها و نوشته های کم بیننده در فضای مجازی و بزرگ کردن آنها که تحت تاثیر این القائات قرار گرفته بودند، تا حدی توانستند در تهیه ی ابزار تحریک بخشی از افکار عمومی موفق باشند. البته در این بین انتشار چند ساعته ی یادداشتی از همین دست در سایت آقای کروبی اشتباهی بود که خط کیهان از آن به خوبی سود برد؛ از جمله خبری که با تیتر "&lt;a href="http://www.basirat.ir/news.aspx?newsid=182365"&gt;حمله سایت کروبی به آیت الله شبیری زنجانی&lt;/a&gt;" در سایت جوان آنلاین تهیه و در بیش از 60 سایت وابسته به این خط عینا منتشر شد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;در سوی دیگر، این واکنش های تند و تخریبی نه تنها نتوانست باعث پشیمانی آیت الله شبیری شود که بالعکس انگیزه ای است برای درک این که چرا جماعتی اینگونه دستپاچه شده اند آن هم در پی شفاعت آیت الله شبیری برای علی شکوری راد که به سبب آشنایی خانوادگی از ایمانش به اهداف انقلاب و دلبستگی به جمهوری اسلامی مطلع است&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;از این زاویه هر چه جریان مشکوک اقتدارطلب بیشتر به انتشار چنین مطالبی بپردازد به همان نسبت بیشتر می تواند جریان اصلاحات را از اتهامات یک سال و نیم علیه خود تبرئه کند؛ تصویری که خط رسانه یی کیهان با دروغ و توهین و تهمت از اصلاح طلبان ترسیم کرده بود تا بتواند یک جریان اصیل مردمی معتقد به اهداف انقلاب اسلامی را در نزد علما و مذهبی ها به صورت وارانه جلوه دهد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/news/20168/"&gt;ادعای خط رسانه یی کیهان&lt;/a&gt; درباره ی درخواست شکوری راد از آقای شبیری برای وساطت آزادی فرزند شهید بهشتی – که زمستان پارسال آزاد شده است - آنقدر مضحک بود که مخاطبان آنها نیز در فضای مجازی آن را به سخره گرفتند. &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;شکوری راد در &lt;a href="http://gollejeh.ir/2010/11/post_196.shtml"&gt;وبلاگ شخصی خود&lt;/a&gt; البته درباره ی نحوه ی آزادی اش توضیح داده که در دیدار با آقای شبیری متوجه شده درخواست آزادی از طریق ارسال پیامی به دفتر رهبری پیگیری شده و شکوری راد با دستور شخص رهبری آزاد می شود&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;این در حالی است که جوان آنلاین - که متاسفانه منتسب به سپاه هم هست - در یادداشتی وقیحانه و هتاکانه، پادرمیانی آقای شبیری را "پارتی بازی"، "سفارش" و "تبعیض" و "فشار" برای آزادی فردی "برانداز" خواند و این پرسش تحریک آمیز افکار عمومی را مطرح کرد که تکلیف آنهایی که "هیچ «آشنا» یی در دستگاه قضائی ندارند" چه می شود؟ و البته تهدید کرد که " افراد و گروه‌هایی که به قوه قضائیه فشار می‌آورند، بدانند که از این پس نامشان محفوظ نخواهد ماند و خود باید پاسخگوی مردم باشند".&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: left; margin-right: 1em; text-align: left;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TN5fJvCvuFI/AAAAAAAABgE/HXgNe_bOL_Q/s1600/13890728_1710326.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="133" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TN5fJvCvuFI/AAAAAAAABgE/HXgNe_bOL_Q/s200/13890728_1710326.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;دیدار با رهبری - آبان 1389&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;چنین تهدیدی البته در آقای شبیری تاثیری نخواهد داشت و اگر چنین اقدامی نمی شد شاید مردم از ایشان سوال می کردند، اما اولا مانند روز روشن است که اگر عدالت یا بی عدالتی در آزادی شکوری راد صورت گرفته دستور آن را رهبری شخصا صادر کرده اند؛ تصور نمی کنم که رهبری بدون استدلال چنین دستوری صادر کرده باشند. از سوی دیگر خط رسانه یی کیهان نمی گوید که چطور آن همه فشار بر قضات شریف دستگاه قضایی برای اعمال بی عدالتی و نادیده گرفتن حق متهمان را عین عدالت می خوانند اما شفاعت بی گناهان را تبعیض می نامند و برای تکرار نشدن آن زنگ خطر به صدا در می آورند؟ آیا برای عدم رسیدگی قانونی به شکایت از سردار مشفق و یا عدم محکومیت قاضی مرتضوی و دیگرانی از این دست هیچ فشاری بر دستگاه قضایی نیست؟!&lt;/div&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: left; margin-right: 1em; text-align: left;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TN5fIY4RjAI/AAAAAAAABgA/Qdfb6IMSSbQ/s1600/20090727152352_7_41%252888-5-2%2529.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="148" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TN5fIY4RjAI/AAAAAAAABgA/Qdfb6IMSSbQ/s200/20090727152352_7_41%252888-5-2%2529.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;دیدار با مرحوم منتظری - تابستان 1388&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;و اما استقلال مرجعیت می بایست موضوعی غیر قابل باشد؛ تلاش جمهوری اسلامی نیز همواره چنین بوده است و غیر از برخی اتفاقات که می توانست بهتر مدیریت شود اما نگاه کلان حفظ این استقلال به عنوان یک سرمایه ی گرانبها بود. در سفر اخیر رهبری به قم شاهد بودیم که بخش قابل توجهی از مراجع و علمای قم با ایشان دیدار داشتند؛ اما غیر از بخش رادیکال اقتدار طلب هیچ کس به دیگر علما و مراجع که دیداری نداشتند در این مورد اشکال وارد نمی کند. خط نشان کشیدن برای علما و مراجع تنها خط بخش اقتدار طلبی است که از ابتدای روی کار آمدن آقای احمدی نژاد به دنبال تفکیک آنها به خودی و غیر خودی بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;از اصولگرایان سنتی، معتدل و معقول انتظار می رود که در مقابل این جریان اقلیت اقتدار طلب منتسب به این جناح سکوت خود را بشکنند؛ و بدانند که بر خلاف اصولگرایان واقعی که اسلام و روحانیت شیعه را از هم تفکیک ناپذیر می دانند، جریان اقلیت اقتدار طلب به دنبال اسلام منهای روحانیت است و بس.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;بحمدالله مراجع عظام تقلید نشان داده اند که در وقایع پس از انتخابات اسیر تبلیغات دروغین جریان اقتدار طلب نشده اند و همچنان یکی از ستون های قابل اتکای مردم از جمله اصلاح طلبان هستند؛ هر چند جا دارد تا برای کم رنگ تر کردن این تبلیغات منفی بیش از پیش برای تقویت ارتباط با نهاد مرجعیت تلاش کنیم. در این مسیر&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;تلاش اصلاح طلبان باید بیش از پیش به خنثی کردن تبلیغات دروغین خط رسانه یی کیهان و تاکید بر چارچوب های اعتقادی و اهداف ملی و اسلامی اصلاحات معطوف شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-5354775100532097388?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/5354775100532097388/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/11/blog-post_13.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5354775100532097388'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5354775100532097388'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/11/blog-post_13.html' title='تهدید مرجعیت ناموزون با خط کیهان'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TN5fJvCvuFI/AAAAAAAABgE/HXgNe_bOL_Q/s72-c/13890728_1710326.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-55994912259013581</id><published>2010-10-31T10:54:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.750+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عكس'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>آقای معاون اول دوباره دکتر شد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: -webkit-auto;"&gt;پس از آبروریزی تقلبی بودن مدرک دکترای مرحوم آقای کردان، وزیر کشور وقت دولت اول آقای احمدی نژاد انتظار می رفت که باب این نوع دروغ ها بسته شود اما داستان معاون اول کنونی آقای احمدی نژاد همان داستان است و علی رغم تمام شواهد همچنان دکتر خوانده می شود.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;دیروز جناب آقای محمدرضا رحیمی به کرمان رفته بود تا كارخانه ی بازيابي هماتيت کرمان را افتتاح کند، روی سنگ یادبود افتتاحیه نام او را به همراه عنوان دکتر حکاکی کرده اند تا بلکه به این ترتیب این عنوان در جلوی نام ایشان تا ابد ماندگار شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/08/L00889735677.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="224" src="http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/08/08/L00889735677.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;منبع عکس: جام جم آنلاین&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;البته متن لوح کلا خواندنی است؛ مثلا بالاتر هم نوشته اند که "در دوره ی زعامت و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)" که به نظرم بدعتی است چون در زمان امام خمینی هیچ گاه چنین عباراتی به کار نمی رفت. در ذیل آن هم که نوشته شده "با حضور جناب آقای دکتر رحیمی، معاون اول محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای دکتر رحیمی سالها البته عنوان دکترا به خودش داده بود و در دانشگاه آزاد هم با همین عنوان تدریس می کرد تا اینکه پس از ماجرای مرحوم کردان، رسانه ها به مشابهت مدرک دکترای آقای رحیمی پرداختند اما آقای رحیمی در پاسخ گفت که مدرکش را از یکی از دانشگاه های کانادا گرفته است اما به زودی معلوم شد که اساسا دانشگاهی با آن نام که آقای رحیمی مدعی است در کانادا و بلکه در هیچ جای دنیا وجود خارجی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای رحیمی به درستی قبلا پرسیده بود که "مگر همه مشکل مملکت مدرک تحصیلی من است؟" اما نگفته بود و آقای احمدی نژاد نیز نمی گوید که پس این اصرار بر تکرار یک دروغ و دکتر جا زدن آقای معاون اول برای چیست؟ آیا اگر به ایشان دکتر گفته نشود به جایی بر می خورد؟ راستی دستور آقای احمدی نژاد برای بررسی مدرک تحصیلی ها چه شد؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-55994912259013581?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/55994912259013581/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/55994912259013581'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/55994912259013581'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post.html' title='آقای معاون اول دوباره دکتر شد'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-4085428403870130075</id><published>2010-10-23T19:54:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.780+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عكس'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><title type='text'>بي اخلاقي در جنگ نرم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;در نمایشگاه رسانه های دیجیتال که وزارت ارشاد آن را برگزار کرد، "علامتی با دست" به عنوان علامت شیطان پرستی به نمایش گذاشته شده بود که با علامت دست آقای احمدی نژاد در یکی از سخنرانی ها مطابقت داشت.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;در بخشی از نمایشگاه رسانه های دیجیتال، تابلوهایی نصب شده بود که بخش جنگ نرم با عنوان "بصیرت بسیجی" نام داشت. زیر آن تابلوها نام سه نهاد درج شده بود "معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران، کانون جوانان خیبری ( جبهه فرهنگی نایبین شهدا ) و معاونت فرهنگی اجتماعی سپاه محمد (ص)".&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;اکثر تابلوهای این بخش روایت تصویری اظهاراتی است که روزانه از سوی کیهان و جوان آنلاین و فارس درباره ی اتفاقات پس از انتخابات مطرح می شود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;در بین آن تابلوها، یکی هم عنوانش "دست شیطان" بود و در زیر عنوان تابلو نوشته شده بود "علامت ارادت به شیطان، دست شیطان یا دست شاخدار". توضیحی هم در این باره نوشته شده بود از جمله&amp;nbsp;"... بسیاری از سران و عوامل استکبار از این علامت در اجتماعات این گروه استفاده می کنند ...". در تصویر این تابلو تصاویری از برخی سیاستمداران و شخصیت های خارجی از جمله&amp;nbsp;پاپ، برلوسکونی، بوش، کلینتون، اوباما، ساراپلین، سارکوزی، هیلاری کلینتون دیده می شد.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;مشاهده ی آن علامت یادآور عکسی از آقای احمدی نژاد بود که انگشتانش را دقیقا مانند این شخصیت ها به جمعی که داشت برایشان در تبریز سخنرانی می کرد نشان می داد؛ تصاویر آن اتفاق را خبرگزاری ها منتشر کرده بودند از جمله خبرگزاری فارس.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: left; margin-right: 1em; text-align: left;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://dolat.files.wordpress.com/2009/12/11.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://dolat.files.wordpress.com/2009/12/11.jpg" width="129" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;سخنرانی تبریز - عکس: فارس&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: right; margin-left: 1em; text-align: right;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://tehranpic.net/images/osbrbx0l35vdp783maaz.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://tehranpic.net/images/osbrbx0l35vdp783maaz.jpg" width="150" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;تابلوی نمایشگاه بدون احمدی نژاد&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://20news.files.wordpress.com/2010/02/freemasons2.jpg?w=465&amp;amp;h=393" imageanchor="1" style="clear: left; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="168" src="http://20news.files.wordpress.com/2010/02/freemasons2.jpg?w=465&amp;amp;h=393" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;تصویر اصلی با عکس احمدی نژاد&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;با جستجوی عبارت "&lt;a href="http://www.google.com/search?sourceid=chrome&amp;amp;ie=UTF-8&amp;amp;q=%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA+%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86+%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C"&gt;علامت شیطان پرستی&lt;/a&gt;" در سایت گوگل، تصاویر دست آقای احمدی نژاد جزو اولین ها بود و جالب اینکه تصویر آن تابلو که در نمایشگاه به عنوان "دست شیطان" به نمایش گذاشته شده بود قبلا طراحی شده بوده است فقط با یک تفاوت؛ عکس آقای احمدی نژاد هم در میان آن جمع بوده و برگزار کنندگان نمایشگاه با حذف تصویر آقای احمدی نژاد از آن طرح، تصویر شخص دیگری را در تابلوی نمایشگاه جایگزین کرده اند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;البته معلوم نیست که تصویر موجود در برخی سایت ها طراحی چه کسی و دقیقا مربوط به چه زمانی است اما آن تصویر طراحی شده ی اصلی بر روی &lt;a href="http://20news.wordpress.com/2010/02/28/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7/"&gt;یادداشتی مربوط به زمستان سال گذشته&lt;/a&gt;(1388) قرار داشته است و طبیعی است که تابلوی موجود در نمایشگاه دیجیتال کپی همان تصویر است البته با جایگزینی فقط دو تصویر؛ تصویر آقای احمدی نژاد و یاسر عرفات!&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;تصور نمی شود که قصد آقای احمدی نژاد از نشان دادن آن علامت خدای ناکرده شیطان پرستی بوده باشد اما پرسش اینجاست که آیا هدف وسیله را توجیه می کند و می شود به بهانه ی شباهت حالت دست اوباما و سارکوزی و پاپ و دیگران، آنها را شیطان پرست بخوانیم چون که غیر هستند و یا با ما عناد دارند؟!&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-4085428403870130075?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/4085428403870130075/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post_23.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4085428403870130075'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4085428403870130075'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post_23.html' title='بي اخلاقي در جنگ نرم'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-5460260214788085293</id><published>2010-10-18T01:17:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.812+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><title type='text'>نسبت جبهه مشارکت با قانون و اصلاحات</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.aftabnews.ir/images/docs/000100/n00100777-b.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" src="http://www.aftabnews.ir/images/docs/000100/n00100777-b.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دلیل دستگیری دکتر شکوری راد در نگاه اول اعتراضش به اظهارات سخنگوی دستگاه قضا درباره ی جبهه ی مشارکت به نظر می رسد و نه دلیلی "امنیتی" که آقای دادستان تهران به آن اشاره کرده است. حرف شکوری حرف همه ما بود، انتقادی در چارچوب قانون و از سر دلسوزی و به امید رسیدگی.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پایبندی به قانون همواره شعار جبهه ی مشارکت ایران اسلامی بوده و هست؛ و الحمدالله بی قانونی های طرف مقابل در اتفاقات یک سال و اندی اخیر نیز نتوانسته مشارکت را به ورطه ی خروج از قانون بکشاند چون امید به راهکارهای قانونی از آن گرفته نشده است؛ آن روز که چنین امیدی دیگر وجود نداشته باشد روز مرگ اصلاحات فرا رسیده است. برای این ادعا به چند نکته اشاره می کنم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بردن شکایت چهره های شاخص مشارکت و مجاهدین انقلاب از سخنان سردار مشفق به دستگاه قضایی نشان دهنده ی میزان اعتماد و امیدواری دوستان ما به اجرای قانون است و لذا اعتراض خود را طبق قانون اعلام کرده اند و همچنان منتظر رسیدگی قانونی به آن هستند. امیدوار و خوشحالیم از اینکه سخنگوی دستگاه قضا دو هفته پیش درباره ی این شکایت به خبرنگارن گفت که "قوه قضاییه به هر شکایت واصله در چارچوب قانون رسیدگی خواهد کرد و اینکه شکایت از طرف چه کسی علیه چه کسی است، ملاک ما نیست".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اما اگر امیدی نداشتیم و اعتمادمان به کل سلب شده بود هیچ دلیل منطقی برای شکایت بردن نزد عدلیه ای وجود نداشت که باور داشته باشیم به آن رسیدگی نمی کند و اگر تصمیم به پیگیری از راهی غیر از قانون می داشتیم راهکار قانونی پیش نمی گرفتیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از نظر دوستان ما دور نمی ماند که قوه ی قضاییه در اقدامی تحسین برانگیز قاضی مرتضوی - و دو نفر از دوستانش - به عنوان نماد تندروی سالهای اخیر را از مسوولیت قضایی برکنار و سپس از قضاوت تعلیق کرده است. بنابراین می توان امید داشت که عقلایی در دستگاه قضایی بتوانند مانند گذشته بخشی از انتظارات قانونی ما را برآورده کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رسیدگی مستقلانه ی شعبه ی 27 مجتمع قضایی شهید بهشتی به شکایت جبهه ی مشارکت از کمیسیون ماده 10 احزاب و صدور حکم لغو مصوبه ی توقیف پروانه ی فعالیت حزب، ما را بیش از پیش به دادخواهی نزد چنین قضاتی شجاع و بی طرف امیدوار نگه می دارد. بر همین اساس دوستان ما زیر بار حرف آقای محسنی اژه ای نرفته اند چون حکم قاضی شعبه ی 27 صادر شده و در دست است، ایشان فقط سخنگوی قوه ی قضاییه است اما حتی رییس قوه حق دخالت در روند قضایی را ندارد. چطور یک ماه و چند روز پس از صدور آن حکم در شعبه ی 27 ادعا می شود که دادگاهی پیش از آن تشکیل شده و حزب را محکوم کرده است؟ کدام دادگاه، چه زمان، بدون حضور و اطلاع متهم؟ بدون ابلاغ حکم؟ بیایند و توضیح بدهند و توجیه کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اعتراض حق قانونی جبهه ی مشارکت است و عدم پیگیری و گذشتن از حق قانونی منطقی نیست. انتظارمان از مخالفان هم این است که حداقل ظاهر اقدامات خود را به رنگ قانون درآورند. الحمدالله آقای دولت آبادی - برعکس آقای محسنی اژه ای - اعلام کرده است که مشارکت و مجاهدین انقلاب می توانند نسبت به آن حکم - که تاکنون به احزاب ابلاغ نشده است - اعتراض کنند. لذا تا پایان مهلت تجدیدنظرخواهی و رسیدگی به اعتراض حزب، حکم اجرایی نمی شود و حزب هم منحل نیست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ما همچنان به نظام و پیگیری قانونی مطالباتمان امیدواریم، وگرنه دلیلی نداشت و ندارد که بخشی از دوستانمان با دادخواست قاضی مرتضوی هنوز در زندان باشند و بی قانونی هایی از بقایای آن جریان را همچنان شاهد باشیم اما حاضر نشویم خلاف قانون عمل کنیم یا قانون را دیگر مبنا ندانیم. دکتر شکوری راد از همین منظر سخنگوی معترضانی بود که تخلف از قانون را برنمی تابند و با دستگیری او چیزی تغییر نکرده است. به علاوه ی اینکه&amp;nbsp;دوستان اصولگرا را توصیه می کنیم به بالا بردن تحمل و ظرفیت انتقادپذیری.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;گردن همه ی ما در مقابل قانون از مو باریک تر است اما در مقابل بی قانونی کوتاه نمی آییم و از حقوق قانونی نمی گذریم. امروز همگان بیش از گذشته به مبنا قرار دادن قانون محتاجیم؛ حتی اگر زمانی در دو سوی گود سیاست کفه ی احساسات سنگین تر از عقلانیت بود. از این منظر از اصولگرایان انتظار می رود راه نقد و راه قانونی شکایت را باز کنند، لااقل کمی باز کنند، لااقل نبندند تا عقده هایی مانند سال گدشته شکل گیرد و به صورت هیجانات ناگواری که شاهد آن بوده ایم سر باز نکند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت: &lt;/b&gt;امیدواریم دوستانمان هر چه زودتر از زندان رهایی یابند، وضعیت امنیتی از سیاست دست بردارد و البته اگر اتهامی وجود داشت مطابق قانون رسیدگی شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 2 &lt;/b&gt;: متاسفانه جوان آنلاین و خبرگزاری فارس در روزهای اخیر در حال تحریک برای برخورد با مجمع روحانیون مبارز و حزب کارگزاران سازندگی هستند. دوستان اصولگرا توجه ندارند که با محدودیت احزاب فقط به زیرزمینی شدن و غیر رسمی شدن ها کمک می کنند و در واقع اعتراضات به صورت کنترل نشده رادیکال خواهد شد؛ این روندی کاملا طبیعی و قابل پیش بینی است که دلسوزان همواره نسبت به آن هشدار داده اند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-5460260214788085293?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/5460260214788085293/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post_17.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5460260214788085293'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5460260214788085293'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post_17.html' title='نسبت جبهه مشارکت با قانون و اصلاحات'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-6451870162391861886</id><published>2010-10-15T18:11:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.824+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>دوران محرم علی خان گذشته آقای رامین</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://khabar.khabaronline.ir/images/position1/2009/11/09-7-23-764612-1.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" src="http://khabar.khabaronline.ir/images/position1/2009/11/09-7-23-764612-1.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;محمدعلی رامین این روزها کاملا عصبی به نظر می رسد، کنترلش را از دست می دهد و احتمالا به زودی سرنوشتش برکناری خواهد بود مانند تمام افراطی هایی که بدون درس گرفتن از گذشته می آیند و وقتی می روند هیچ کس نمی گوید جایشان خالی. مانند قاضی مرتضوی که بعد آن همه تلاش امروز حتی یک اصولگرای تندرو حاضر نیست از او حمایت کند و همه در حال تبری جستن از اویند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اینچنین معاونی بی فرهنگ با رفتارهایی غیر اسلامی برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واقعا باعث سرشکستگی است چه دولت اصلاح طلب یا اصولگرا و یا دیگری باشد. او اخیرا در &lt;a href="http://tabnak.ir//files/fa/news/1389/7/21/71480_198.mp3"&gt;برنامه ی زنده ی رادیویی&lt;/a&gt; در پاسخ به مجری برنامه درباره ی مصاحبه ی اخیرش با همشهری ماه خطاب به مجری برنامه می گوید:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رامین: &lt;b&gt;قبل از اینکه جواب سلام شما را بدم، این جمله را شما از کجا مطرح کردین؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مجری رادیو: والله این جمله را برای من نوشته اند قربان&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رامین: &lt;b&gt;غلط کرده اند نوشته اند، این توهین به بنده است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مجری: یعنی شما منکر این گفتگو می شوید؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رامین: &lt;b&gt;شما غلط می‌کنید از قول من این اراجیف را بگید!&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آیا این نحوه ی حرف زدن به لات ها و چاقوکش ها می ماند یا معاون وزارت فـــــــــــرهنگ و ارشــــــــــاد اســــــلامی؟ این چه بلایی است که بر سر کشور ما آمده که زمانی مرحوم احمد بورقانی معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد بود و امروز که باید جلوتر می رفتیم به دامان عنصر فاقد فرهنگی مانند محمد علی رامین افتاده ایم؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این توضیح ضروری است که آقای رامین در مصاحبه با همشهری ماه از ضرورت بازگشت روحانیت به مساجد سخن گفته بود ولی بعد از چاپ آن و واکنش هایی که به آن به وجود آمد دستپاچه آن را تکذیب کرد اما بچه های همشهری هم گفته اند که فایل صوتی آن مصاحبه موجود است. رامین اما چون معاون مطبوعاتی است تصور می کند می توان با زوربری واقعیت را تکذیب کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چرا درس نمی گیریم از تاریخ، چرا رامین وقتی سکان معاونت مطبوعاتی ارشاد را می گیرد تصور می کند که در جای "محرم علی خان" سانسورچی معروف زمان رضا شاه و پسرش نشسته، تصور می کند تا دنیا هست شمشیر سانسور هم در دستان توانمند محمد علی خان خواهد بود!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"محرم علی خان" استوار شهربانی&amp;nbsp;از زمان رضا شاه تا اواخر دوره ی محمدرضا&amp;nbsp;مسوول سانسور مطبوعات بود. کله&amp;nbsp;ي خربزه ای،&amp;nbsp;کلاه شاپو و سیگاری&amp;nbsp;با چوب سیگار به علاوه ي بي سوادي&amp;nbsp;كامل&amp;nbsp;از وي‍گي هاي بارز محرم علي خان بود. او&amp;nbsp;تمام انتشاراتی ها را می شناخت و اگر کاغذی چاپ شده به اندازه ی یک کف دست به او نشان می دادند در یک نگاه می گفت که آن را کدام چاپخانه چاپ کرده است. اينقدر محرم علي با مطبوعات عجين شده بود كه&amp;nbsp;وقتي مي خواست شناسنامه بگيرد فامیلی خود را&amp;nbsp;"مطبوعات" گذاشت.&amp;nbsp;او "محرم علي مطبوعات"&amp;nbsp;معروف به&amp;nbsp;"محرم علی خان" بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک بنده ی خدایی می خواست حافظ را چاپ کند، محرم علی گفته بود که اسم اعلی حضرت بدون القاب کامل نمی شود! طرف با تعجب پرسید چه ربطی دارد؟ محرم علی گفت آنجا نوشته ای "رضا به رضای توام"، اینجا باید القاب کامل اعلی حضرت رضا شاه را بنویسی! طرف گفت که این رضا یعنی رضایت. محرم علی بعد از کمی تامل گفت می دانم که تقصیر تو نیست، پس " رضا " را بکن " تقی "!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;محمد علی رامین گویا مي خواهد&amp;nbsp;محرم علی خان باشد،&amp;nbsp;تلاش های فراوانی کرده که در این مدت رهبری را به مقام امامت برساند و واژه ی "امام خامنه ای" را جابیاندازد، اما حتی سایت رهبری هم در اردیبهشت ماه امسال(1389) در گزارشی این پاچه خواری های رامین را به تمسخر گرفته بود و با ادبیاتی جالب توجه به دست و پا زدن های رامین اشاره کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;محرم علی خان رامین در همین مدت کم در معاونت مطبوعاتي اینقدر کینه تولید کرده است که تصور نمی کنم دیگر کسی با رفتن او مخالفتی داشته باشد و امیدواريم اصولگراها&amp;nbsp;بدون توجه به اصولنماها، برای حفظ آبروی باقی مانده ی خود او را مانند قاضی مرتضوی کنار بگذارند و عنصری معتدل&amp;nbsp;را جایگزین کنند چون برای اصولگرایان نیز رامین دیگر قابل دفاع نیست و می توان به راحتی مطمئن بود که در روزهای آینده گاف هایش بیش از این حرف ها خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چند روز پیش که "&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1159788"&gt;خبر برکناری رامین&lt;/a&gt;" منتشر شد روزنامه نگاران چپ و راست به قدری شاد شده بودند که سر از پا نمی شناختند. عصر آن روز آن خبر را شایعه خواندند، هر چند به نظرم خبر درست بوده و بقای او در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد حاصل لابی فراتر از وزارتخانه بود وگرنه تکذیب آن خبر یک نیم روز طول نمی کشید. بد نیست پرسیده شود چرا این مرد اینقدر نفرت انگیز است که حتی روزنامه نگاران در آن چند ساعت از شایعه ی برکناری اش هم شاد شده بودند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جناب آقای رامین! سی و دو سال پیش در این کشور انقلاب شده، مردم سانسور و قلدری را اگر می خواستند همان محرم علی خان ماندگار می شد؛ دوران محرم علی خان ها گذشته است و شما دوام نخواهید آورد؛ به عبارتی "شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لپ لپ خورد، گه دانه دانه".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 1&lt;/b&gt; : دوستان آقای رامین برای سرگرمی درباره ی کار و بار آقازاده های ایشان از وی بپرسند و یا داستان هفت کشتی مرکبات غرق شده ی پدر آقای رامین در خلیج فارس را جویا شوند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پینوشت 2 &lt;/b&gt;: بعد از یادداشت "&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/08/blog-post_28.html"&gt;بگومگو با محمد علی رامین در نمایشگاه قرآن&lt;/a&gt;" به فاصله ی چند روز وبلاگ بنده فیلتر شد. در آن یادداشت به ادبیات توام با بی ادبی، توهین و اتهام آقای رامین اشاره کرده بودم و از شنیده ای مبنی بر برکناری او خبر داده بودم. یکی از سایت های خبری افراطیون به نام &lt;a href="http://ofoghnews.net/news.php?extend.8362"&gt;"افق" در خبری نوشت&lt;/a&gt; که من با اعلام خبر برکناری رامین، بر اساس "مانیفستی" به دنبال "ایجاد حاشیه و تنش" برای "شکارچی های بی بصیرت ها و فتنه گران" هستم!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چند روز بعد از آن(28 شهریور 89) &lt;a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1615718"&gt;رامین در گفتگو با ایسنا&lt;/a&gt; در پاسخ به اين سوال كه آيا اخبار مربوط به رفتن وي از معاونت امور مطبوعاتي صحت دارد يا خير؟ با مزاح گفت: شتر در خواب بيند پنبه دانه.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;زیاد طول نکشید یعنی روز 5 مهرماه &lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1159788"&gt;خبر برکناری رامین&lt;/a&gt; از سوی خبرگزاری مهر منتشر شد ولی توانست با لابی از برکناری فرار کند اما با این ادبیاتی که اخیرا پیش گرفته تصور نمی کنم بیشتر بتواند دوام بیاورد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-6451870162391861886?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/6451870162391861886/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post_15.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6451870162391861886'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6451870162391861886'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post_15.html' title='دوران محرم علی خان گذشته آقای رامین'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-4060774584421962867</id><published>2010-10-06T02:32:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.837+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><title type='text'>ابطال رای توقیف فعالیت حزب مشارکت در دادگاه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دبیر محترم كمیسیون ماده ۱۰ احزاب&lt;br /&gt;با سلام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مستحضر هستید كه به دنبال تصمیم آن كمیسیون دائر بر توفیف پروانه فعالیت حزب جبهه مشاركت ایران اسلامی و دستور توقف همه فعالیتهای حزبی ، شكایتی از سوی حزب بر اساس تبصره ۲ ماده ۱۵ قانون” فعالیت احزاب ، جمعیتهای سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای شناخته شده” (كه مشروعیت آن كمیسیون وابسته به همین قانون است) ، علیه تصمیم ان كمیسیون در محاكم دادگستری اقامه شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینك شعبه بیست و هفتم دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران رای قطعی خود را به شماره دادنامه ٨٩۰٩٩۷۰۲۲٨۷۰۰۴۱٩ صادر نموده است. به موجب این حكم تصمیم مورخ ۲٣/۱/۱٣٨٩ آن كمیسیون ابطال شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علیهذا خواهشمند است به همه مراجع ذیربط كه به دنبال رای آن كمیسیون تضییقات زیادی برای حزب ایجاد كرده و با اقدامات خود فعالیت طبیعی یك حزب قانونی را مختل كرده اند ابطال آن تصمیم را ابلاغ فرمایید و با به رسمیت شناختن همه حقوق مصرح در قانون اساسی و قانون احزاب ، به رای دادگاه تمكین كنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه مشاركت ایران اسلامی&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #333333; font-family: arial, sans-serif; font-size: 13px; font-style: italic; line-height: 14px;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت بلاگر&lt;/b&gt;: زنده باد قضاتی که مقهور فضای سیاسی و فشارهای روانی اصولنمایان افراطی نمی شوند. سال گذشته نیز بنده در دو دادگاه بدوی و تجدیدنظر از اتهامات وارده از سوی سرهنگ پاسدار امن الله طایران، فرمانده ی سابق بسیج وزارت علوم تبرئه شدم. ابتدا باور نمی کردم اما واقعیت داشت. چنین قضاتی ما را امیدوار می کنند که دستگاه قضا علی رغم تمام انتقاداتی که به آن وارد است اما همچنان می تواند مورد اعتماد نسبی قرار گیرد حتی اگر چنین احکامی با برخی اعمال نفوذها در مراحل بعدی دچار تغییر شوند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-4060774584421962867?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/4060774584421962867/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post_05.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4060774584421962867'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4060774584421962867'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/10/blog-post_05.html' title='ابطال رای توقیف فعالیت حزب مشارکت در دادگاه'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-3804926767394218121</id><published>2010-09-26T16:03:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.856+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><title type='text'>واهمه ی کیهان از اهل مفاهمه و احتمال آرامش</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: 'Courier New', Courier, monospace;"&gt;یادداشت زیر پاسخی است به گزارش ویژه ی روزنامه ی کیهان در هفته ی گذشته(&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.kayhannews.ir/890631/2.htm#other209"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: 'Courier New', Courier, monospace;"&gt;31 شهريور&amp;nbsp;1389&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: 'Courier New', Courier, monospace;"&gt;) درباره ی یادداشت "&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/09/blog-post_2746.html"&gt;از لندن نشینی تا مشی انگلیسی کیهان&lt;/a&gt;". آن را برای روزنامه ارسال کرده ام و خواسته ام تا مطابق قانون مطبوعات منتشر شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;پاسخ به گزارش ویژه ی کیهان&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://www.fardanews.com/files/fa/news/1388/11/17/45194_420.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="126" src="http://www.fardanews.com/files/fa/news/1388/11/17/45194_420.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;گمان می برم روزی که همه ی آب ها از آسیاب بیافتد نیز کیهان همچنان درگیر&amp;nbsp;با خویش باقی بماند، یعنی بنایی که آقای شریعتمداری گذاشته بر همین&amp;nbsp;اختلافات است و مانند ماهی که بدون آب نمی تواند لحظه ای زنده بماند&amp;nbsp;کیهان نیز نمی تواند آنی از فضای اختلاف جدا باشد و آرامش را تحمل کند؛&amp;nbsp;لذا عصبی شدن کیهان از آن یادداشت حمایت از گفتگو و مفاهمه ی ملی، کاملا طبیعی بود؛ کیهان اینقدر به هم ریخته&amp;nbsp;است که سعی می کند با تهمت های زیاد گوینده را از ادامه ی راه منصرف کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&amp;nbsp;آقای شریعتمداری تاكيد کرده که "وحدت با فتنه گران مادام كه آنها به خاطر&amp;nbsp;جرائم و جنايات خود مجازات نشده باشند معنا ندارد". در واقع کیهان "شرطی&amp;nbsp;برای وحدت" گذاشته است. شرطی کاملا بجاست و همصدا با آقای شریعتمداری از&amp;nbsp;مجازات قانونی تمام مجرمان اتفاقات سال گذشته دفاع می کنیم اما کیست که&amp;nbsp;نداند بیشتر دوستان ما به اتهام جرم های ناکرده هم در دادگاه و زندان&amp;nbsp;تقاص پس داده اند، و این طرف دیگر ماجراست از جمله سردار مشفق ها که ما در&amp;nbsp;آرزوی رسیدگی قانونی به شکایت از او نشسته ایم و قطعا از خواسته ی قانونی خویش کوتاه نخواهیم آمد، ولی تاکنون حتی دادگاهی صوری هم برایش تشکیل نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرت آقای شریعتمداری! اتفاقا سبزهای اصلاح طلب نیز با تصریح و تاکید رهبری کاملا موافق و همراه هستند یعنی "وحدت کردن با کسانی که اصول را قبول داشته باشند". اما یک سوال: کیهان به صورت روزانه بدون محابا به اصلاح طلبان تهمت می زند و دروغ منتشر می کند و به کسی هم پاسخگو نیست. آیا غیر از تخریب و تفرقه انگیزی بین نیروهای انقلاب - حتی آقایان خاتمی و هاشمی - ، شما به "اصل" دیگری هم اعتقاد دارید؟ دروغ و تهمت و توهین در کدام از اصول اخلاقی، قانونی و شرعی می گنجد؟ شما اگر واقعا "شریعت مداری"، این افعال بر مبنای شریعت نیست و با "شریعت نداری" جور در می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مطمئن هستم اصولگرایان واقعی این راه کیهان را نمی پسندند، و رهبری نیز از عملکرد نماینده ی خود - که شما باشید - راضی نباید باشد؛ چشم هایتان را باز کنید و ببینید که مدیر مسوول روزنامه ی اطلاعات نیز نماینده ی رهبری است اما راهش با "سخنان علنی" رهبری همخوانی دارد، راهی که با راه شما 180 درجه فاصله دارد. اطلاعات تنها روزنامه و رسانه ی داخلی است که سخنان این روزهای آقای خاتمی را بی کم و کاست منتشر می کند.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همانطور که اشاره کرده اید اصلاح طلبان دستی را که دراز شود رد نمی کنند&amp;nbsp;و اتفاقا پیش دستی هم می کنند، زیرا اصلاح طلب راهی غیر از تعامل و گفتگو را نمی شناسد. اما شما چطور؟ آقای احمدی&amp;nbsp;نژاد برای ارتباط با باراک اوباما به هر دری می زند که دستی بدهند و قهوه&amp;nbsp;ای بنوشند ولی شما دست دادن با او را متفاوت با دست دادن با مخالفان&amp;nbsp;سیاسی خود در داخل کشور می پندارید. همچنانکه مدافع فراری دادن "سارا&amp;nbsp;شرود" جاسوسه ی آمریکایی می شوید و اگر نتوانستید برایش در هتل استقلال تهران جشن آزادی بگیرید آقای احمدی نژاد در سفر آمریکا با او ملاقات می کند تا کامش شیرین شود و بلکه از دلش درآید.&amp;nbsp;آیا وضع برای بازداشت شدگان داخلی هم اینچنین است؟ با این حال ما پیش&amp;nbsp;دستی هم می کنیم، اما نه به سمت شما بلکه به سمت اصولگرایان؛ همانها که هنوز به اصولی پایبند باشند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای کیهان! اگر نشانه هایی واضح نمی دیدیم قطعا جلو نمی رفتیم از جمله&amp;nbsp;رسیدگی به پرونده ی کهریزک، تعلیق قاضی "مرتضوی" دادستان مشهور و مورد&amp;nbsp;اعتراض همیشگی اصلاح طلبان، تغییر لحن نسبی نسبت به آقایان هاشمی و خاتمی و سید&amp;nbsp;حسن آقای خمینی در تریبون ها و رسانه های رسمی، دعوت آقای صدیقی به وحدت از تریبون نماز جمعه، تبری جستن سپاه و خودسر خواندن حمله کنندگان به منزل آقای کروبی و نیز&amp;nbsp;بازداشت چند روزه ی رییس شورای ائمه ی جمعه ی استان فارس به خاطر حمله به مسجد قبای شیراز. اینها نشانه هایی است از وجود دلسوزانی که&amp;nbsp;نمی خواهند همه ی امور در دست افراطی ها بیافتد. به موازات این موارد، از گرگ&amp;nbsp;های بیگانه ای بیمناکیم که از ورای مرزها به ادامه و تندتر شدن اختلافات درون مرزها دلبسته&amp;nbsp;اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حضرت آقای شریعتمداری! اگر سال گذشته آنقدر شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ&amp;nbsp;بر اصل ولایت فقیه و نیز جمهوری ایرانی سر داده شد نه لزوما از روی عقل و منطق،&amp;nbsp;بلکه احساسات و واکنش هایی بود به تندروی هایی از جنس کیهان و قاضی&amp;nbsp;مرتضوی ها و سردار مشفق ها؛ وگرنه مردم ایران نمی خواهند از جمهوری اسلامی ببرند، خون هزاران&amp;nbsp;جوان این مملکت پای درخت انقلاب ریخته شده است. مردم ایران راست و چپ نمی شناسند، همگی همچنان پای همان اهداف اولیه ایستاده اند، استقلال، آزادی و پیشرفت و احترام می خواهند، چرا اصرار دارید بگویید&amp;nbsp;که آنها بریده اند؟ چرا واقعیت را نمی گویید که خود از اهداف انقلاب بریده اید نه مردم. برادر عزیز!&amp;nbsp;مردم مهربان و خوش نیت ما البته تفرقه انگیزی های شما را به پای اشتباه&amp;nbsp;خودتان می گذارند نه به پای حمایت از بیگانگانی که از رفتار شما شاد می&amp;nbsp;شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در ضمن، بنده نویسنده ی سایت کلمه و روزنامه ی کیهان نبوده و نیستم، بلکه&amp;nbsp;سایت کلمه یکی از یادداشت های وبلاگ بنده را که &lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/09/blog-post_2746.html"&gt;در حمایت از گفتگوی ملی&lt;/a&gt;&amp;nbsp;بوده منتشر کرده است همچنان که روزنامه ی کیهان مدتی قبل(&lt;a href="http://www.kayhannews.ir/881112/14.htm#other1405"&gt;12 بهمن 1388&lt;/a&gt;)&amp;nbsp;یکیدیگر از یادداشت های انتقادی وبلاگ بنده را نسبت به رفتار برخی سبزها&amp;nbsp;منتشر کرده بود. راستی، آیا مخاطبان کیهان از شما نمی پرسند که چطور وقت نقد رفتاری از&amp;nbsp;آقای موسوی، بنده فردی سرشناس هستم اما این بار "نویسنده ی گمنام"!&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-3804926767394218121?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/3804926767394218121/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/3804926767394218121'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/3804926767394218121'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='واهمه ی کیهان از اهل مفاهمه و احتمال آرامش'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-6854036370963855592</id><published>2010-09-22T18:15:00.000+03:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.871+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><title type='text'>چند واکنش بدون شرح</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;چهار واکنشی (دو تا امروز، یکی پریروز و یکی چهار روز پیش) که با آنها مواجه شده ام را بدون شرح منعکس می کنم. البته شاید در روزهای بعد به آنها پاسخی بدهم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSvHfoxGK2sO8ZgIxEwkefyIWM3_A2TkFjJ62Z8fUpNabxAx_k&amp;amp;t=1&amp;amp;usg=__TognIpTY_ly2ycy53_vNelKDRjE=" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="199" src="http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSvHfoxGK2sO8ZgIxEwkefyIWM3_A2TkFjJ62Z8fUpNabxAx_k&amp;amp;t=1&amp;amp;usg=__TognIpTY_ly2ycy53_vNelKDRjE=" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;ol style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;واکنش کیهان به "از لندن نشینی تا مشی انگلیسی کیهان"&lt;/li&gt;&lt;li&gt;نامه ی یک دوست درباره ی نوشته های وبلاگ&lt;/li&gt;&lt;li&gt;تهمت های یک دوست پناهنده شده به اروپا&lt;/li&gt;&lt;li&gt;دوستی که مکالمه ی تلفنی ما را یواشکی ضبط می کرد&lt;/li&gt;&lt;/ol&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;1 - واکنش کیهان به "&lt;/b&gt;&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/09/blog-post_2746.html"&gt;&lt;b&gt;از لندن نشینی تا مشی انگلیسی کیهان&lt;/b&gt;&lt;/a&gt;&lt;b&gt;"&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;روزنامه ی کیهان، چهارشنبه 31 شهريور 1389- شماره 19746&lt;/div&gt;تیتر : وقتي نويسنده گمنام عصباني مي شود! (خبر ويژه)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاكيد كيهان بر اينكه وحدت با فتنه گران مادام كه آنها به خاطر جرائم و جنايات خود مجازات نشده باشند معنا ندارد نويسنده پايگاه اينترنتي كانديداي وابسته به كانديداي متوهم انتخابات دهم را به شدت عصباني كرد.&lt;br /&gt;علي اصغر شفيعيان، طي يادداشتي در كلمه نوشت: «روزنامه كيهان كه مديرمسئولش عنوان نمايندگي رهبري را به دوش مي كشد متاسفانه نمي شنود كه در يك ماهه اخير رهبري نيز دو بار بر ضرورت وحدت و جذب حداكثري تاكيد كرده است». اما ظاهراً مشكل اين است كه نويسنده «كلمه» جمله كليدي رهبرمعظم انقلاب را دراين باره كه وحدت فقط با كساني معنا دارد كه اصول را قبول دارند، نشنيده است. خوب بود نويسنده كلمه يك بار از خود مي پرسيد ميرحسين موسوي به جز عملگي براي آمريكا و ايجاد ذوق زدگي براي اسرائيل در ماه هاي گذشته آيا به هيچ «اصل» ديگري هم قائل بوده است؟!&lt;br /&gt;نويسنده گمنام كلمه ادامه داده است: «وجه ديگر موضوع اين است كه آقاي شريعتمداري عزيز! لندن نشيني (البته عرض كردم كه فاتح در منچستر است نه لندن) و يا تهران نشيني مهم نيست، مهم فعلي است كه مرتكب مي شويم. آيا ابوالفضل فاتح به انقلاب نزديكتر است كه در اين موقعيت دعوت به گفتگو و مفاهمه ملي مي كند يا شما؟!... از خداوند متعال هدايت شما را خواستارم.&lt;br /&gt;انتشار اين قبيل مقالات ناشي از عصبانيت و در عين حال خنده آور، در سايت رسمي موسوي نشان دهنده آن است كه سران فتنه به خوبي دريافته اند قادر به ادامه وضع موجود نيستند و لذا به روش هاي مختلف براي رساندن اين پيام تلاش مي كنند كه اگر دستي به سوي آنها دراز شود، آن را رد نخواهند كرد! مشكل فقط اين است كه اين افراد گويا نفهميده اند جز دست قانون دست ديگري به سمت آنها دراز نخواهد شد.&lt;br /&gt;گفتني است كه كيهان اسناد غيرقابل انكاري از مزدوري ميرحسين موسوي و برخي از اطرافيان او براي اسرائيل و آمريكا و انگليس ارائه كرده است و درباره آقاي ابوالفضل فاتح و نقش او در فتنه اخير، نوشته هاي مستندي داشته است كه معلوم نيست چرا موسوي و نويسنده گمنام سايت وي از پرداختن به آن وحشت دارند؟!&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;2 -&lt;b&gt; نامه ی یک دوست درباره ی نوشته های وبلاگ&lt;/b&gt;. آن را بدون نام نویسنده ی آن در وبلاگ می گذام به این لحاظ که صرفا دوستان از نوع واکنش ها خبردار شوند.&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;سلام.&amp;nbsp;باید زودتر از این، نامه‌ می‌نوشتم و راستش اینکه تلفن یا پی.ام ات را جواب ندادم از آنجا بود که تکلیف این موضوع را پیش خودم روشن کرده بودم اما در نوشتنش تاخیر داشتم و نتیجه این شد که در این فاصله زنگ زدی و هر چه کردم نشد تلفن را جواب بدهم. گمانم در رفاقت اخلاقِ الواتی دارم و سخت دلم به کاری که نخواهد راضی می‌شود.&lt;br /&gt;همانطور که برایت معلوم است ماجرای نوشته‌هایت است. که تقریبا همه را و حداقل چند خطش را خوانده‌ام. حالتِ نوشته در این مدت طولانی اثرش را گذاشته، جنس آدمی که آن‌ها را نوشته نمی‌فهمم! و به قول گفتنی از جنس خودم و دوستانم نمی‌دانم.&lt;br /&gt;اما باید بدانی که چندین بار فکر کرده‌ام و حتی یک روز صبح یا دقیق‌ترش سحر بیخواب شدم و جدی به نوشته‌ها فکر کردم به همین جهت نظرم را می‌گویم. تحقیقا هنوز دوستان راستی و چند تایی طرفدار جدی دولت دارم پس مشکل به طرفداری از کسی برنمی‌گردد. اما مشکلی که سعی می‌کنم در اینجا برایت توضیحش بدهم:&lt;br /&gt;لودگی برچسبی است که ذهن من روی بعضی نوشته‌های "&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/"&gt;گذار: وبلاگ علی‌اصغر شفیعیان&lt;/a&gt;" گذاشته خودش این کار را کرده یعنی به طرز ناخود آگاه. سعی‌می‌کنم معنی مخصوصِ «لوده» را در اینجا توضیح بدهم قبل از لودگی باید تکلیف «دلقکی» و «دروغگویی» را معلوم کرد.&lt;br /&gt;مسخرگی یا دلقکی: دلقک یک موقعیت جدی را طنز می‎کند. یعنی او به مخاطبانش چیزی جدید و تازه را نشان می‌دهد طوری که مخاطبانش قبلا موقعیت را به آن صورت ندیده‌اند. کسی که مسخره بازی درمی‌آورد به مقتضیات دلقکی آگاه هستش و می‌داند که دیگران او و اعمالش را در زمینه‌ی (بافت) دلقکی تفسیر خواهند کرد.&lt;br /&gt;دروغگویی: دروغگو موضوع را متفاوت از آن چیزی که بصورت واقعی هست برای مخاطبانش بیان می‌کند. و فکر می‌کند برای مخاطبانش صورت دیگر قضیه پنهان هست یا دست کم او در موقع دروغ گفتن درباره‌ی آن‌ها و اطلاع‌ شان از موضوع چنین برداشتی دارد. پس دروغ می گوید با کارکرد ویژه‌ای که از آن انتظار دارد.&lt;br /&gt;لوده کسی هست که اصرار می‌کند چیزی را که مشخصا یک صورت مورد توافق میان همه‌ی مخاطبانش دارد و او هم از آن ذهنینت مورد توافق خبر دارد بصورت دیگری بیان‌کند. او اصرار می‌کند یعنی با تکرار زیاد بدون شانسی برای موجه بودن و فقط با نیروی مکانیکیِ زیاد گفتن و زیاده گفتن و از رو نرفتن.&lt;br /&gt;و مشکل همین‌جا پیش می‌آید، دروغگو فرض را بر این می‌گذارد که ذهنیت مخاطبش چیزی غیر از واقیعیت هست یا مخاطبش به واقعیت اشراف (دانش) کاملی ندارد. و دلقک در پیشه‌ی دلقکی یا موقع مسخره‌بازی چون قبلا به نوعی اعلام کرده و با مخاطبانش توافق کرده‌‌اند که موضوع را جدی نگیرند در صلح و بدون تضاد مراوده می‌کنند.&lt;br /&gt;اما در مورد لوده این طور نیست و تا خوب روشن بشود دوباره می‌گم؛ او بر خلافِ دروغگو از ذهنیت متضاد مخاطبانش با خودش خبر دارد و از طرفی بر خلافِ مسخره‌باز به وضعیت عنوان مسخره نمی‌دهد و تازه حسابی اصرار و اغراق می‌کند تا چیزی را به عنوان واقعیت بقبولاند یا بچپاند. و از ابزارهای هر دو گروه استفاده می‌کند: هم می‌بافد و می‌لافد و هم ادا و اطوار در می‌آورد.&lt;br /&gt;این به نظرم یک فرمول است برای –بعضی- نوشته‌های &lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/"&gt;گذار&lt;/a&gt;. امتحانش کن! از مصداق‌های خارج از این فرمول که عین بی‌ادبی و بی‌اخلاقی بوده نمی‌دانم به جز درمورد شیخ مهدی و آن‌طور که بعد از زندانت از مرام گذاشتن‌اش تعریف‌کنان بودی.&lt;br /&gt;یک گروه عمده‌ی حرف‌ها هم که لزومی به توضیح ندارد حرف‌های جدی است و همین امکان می‌دهد که هنوز دوستانی نزدیک از طرفدارن دولت داشته باشم. چون در« دو دو تا چهار تا» شان و با پیش فرض‌های آن‌ها نتیجه چیز دیگری است که خب در اندازه‌های کوچک جمع ما به جایی هم برنمی‌خورد!&lt;br /&gt;دیگر بماند، که نان و نمک شما را خورده‌ام، و جدا از همه‌ی جهات خودم را شرمنده‌ی شما می‌دانم. و در بسیار چیزها بسیار جای توبیخ و اشکال و ایراد دارم.&lt;br /&gt;به جهت اینکه واسطه آشنایی ما مطهره خانم و دوستان مشترک دیگری بوده‌اند، این نامه را برایشان رو نوشت می‌کنم.&lt;br /&gt;تمام .&amp;nbsp;30 شهریور 89&lt;br /&gt;بعد التحریر: گفته‌ام جنس آدمی که این‌ها را می‌نویسد نمی‌فهمم، اما به این معنی نیست که شرایطی را‌ که آدم را وادار به این طور نوشتن می‌کند، نمی‌فهمم یا حدس نمی‌زنم. که این درست همان جایی است که شاید روزی نقطه‌ی وصل آدم‌ها باشد.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;3 -&amp;nbsp;تهمت های یک دوست پناهنده شده به اروپا&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;یکی از دوستان سابق اخیرا از اروپا پناهندگی سیاسی گرفته و دی پی اخذ بورسیه ی تحصیلی نیز هست. چند روز پیش به چت آمد و درباره ی چند تا از یادداشت های بنده اعتراضی کرد که مربوط به تاکید بر روش های غیر رادیکال بود و چند جمله ای بحث کردیم. نام این دوست مهم نیست، مهم این است که به لحاظ مخالفت با دیدگاه هایم، از راه دور هر چه توانست تهمت زد. تهمت پشت تهمت.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;b&gt;4 - دوستی که مکالمه ی تلفنی ما را یواشکی ضبط می کرد&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;پریروز برای انتقال اعتراضم به یکی از رسانه های رسمی در داخل کشور، با یکی از خبرنگاران آنجا که سالها می شناختمش تماس گرفتم. خبرهایی را طی دو روز دیده بودم که به شدت یک طرفه بودند و آنها را مناسب با مشی دعوت به وحدت نمی دیدم، نظرم را گفتم، واکنش مناسبی ندیدم، لذا خواستم که گوشی موبایلش را به دوست دیگری که مسوول بالاتری اش بود بدهد تا موضوع را به او نیز منتقل کنم. هنگام صحبت با آن نفر دوم فهمیدم که صدای بوق هایی می آید، آخرش مطمئن شدم که داشت مکالمه ی ما را ضبط می کرد! خیلی محکم و صریح به رویش آوردم که متوجه شده ام دارند چه می کنند، گفت قصدی نداشتم، می خواستم ضبطش را امتحان کنم!&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-6854036370963855592?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/6854036370963855592/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_22.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6854036370963855592'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6854036370963855592'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_22.html' title='چند واکنش بدون شرح'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-7968766475153543565</id><published>2010-09-20T18:27:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.885+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>از لندن نشینی تا مشی انگلیسی کیهان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;امروز &lt;a href="http://kayhannews.ir/890629/2.htm#other207"&gt;روزنامه ی کیهان 29 شهریور 89 &lt;/a&gt;مجددا علیه دعوت به گفتگوی ملی و جذب حداکثری موضع گرفت و &lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/09/blog-post_20.html"&gt;یادداشت ابوالفضل فاتح &lt;/a&gt;در باره ی جنبش گفت و گو را تاکتیکی خواند که پس از رسیدن کفگیر به ته دیگ حرکت های تند اتخاذ شده است؛ نکته ی قابل توجه متاسفانه همنوایی کیهان و بخش رادیکال سبزها و منافقان و سلطنت طلبان در واکنش به هر ندای گفت و گو و منطق است.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SDf3j6lB7DI/AAAAAAAAAmg/j4Pg4WYlj7M/s1600/abolfazl+fateh+654654.JPG" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SDf3j6lB7DI/AAAAAAAAAmg/j4Pg4WYlj7M/s200/abolfazl+fateh+654654.JPG" width="132" /&gt;&lt;/a&gt;فاتح نگران از گسست های عمیق درون جامعه در شرایط تهدید خارجی و ناکارآمدی های داخلی است که طی یک سال گذشته عمق بیشتر یافته، لذا در یک ماه اخیر سه یادداشت در ضرورت گفتگو و وحدت در شرایط کنونی نوشته است. این نه دغدغه ی فردی او بلکه نیاز جامعه ی خسته و به دنبال آرامش ماست، چه کسانی که در قدرت هستند و چه بیرون قدرت. و اتفاقا این واکنشها حقانیت جنبش گفتگو را ثابت می کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چرا امروز اما؟ زیرا اکنون ضرورت مفاهمه ی داخلی بیش از 15 ماه گذشته دیده می شود، تندروی های فراوان اتفاق افتاده و بسیاری تا گرم بودند و جوگیر احساسات، تصورشان از نتیجه ی کار چیز دیگری بود، امروز اما انسانهای معتدل وقتی به گذشته می نگرند و آسیب های پیش روی کشور را می بینند، ندای وحدت خریدار پیدا می کند، کالایی که تا دیروز و ختی امروز افراطی ها حاضر به پذیرش آن نیستند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروز اتفاقا انجمن اسلامی دانشگاه تهران &lt;a href="http://www.khatami.ir/fa/news/993"&gt;با آقای سیدمحمد خاتمی دیدار&lt;/a&gt; و گفتگو داشته است، این می تواند بهترین آغاز برای گفتگوهای بعدی در راه شکل گیری گفتگویی ملی باشد، نه فقط با همفکران و نزدیکان فکری، که با دیگران و غیرها. چه اشکالی دارد دیدارهایی با طیف سیاسی مقابل شکل بگیرد؛ فقط در ابتدا دوستان دو طرف واکنش های غیرطبیعی انجام خواهند داد که باید پی آن را به تن مالید اما به تدریج که گفتگوها شکی می گیرد همگان قدر آغلزکنندگان را خواهند دانست.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سرخوشان به راه افراط اما همدلی ملی و گفتگو را مخالف برنامه های خود می بینند، چه در روزنامه ها و سایت ها و خبرگزاری های رسمی و غیر رسمی همین که کوچکترین بانگی برآید که به خود آییم، در صدد خفه کردنش برمی آیند، اگر زورشان نرسد وحدت و گفتگو را محدود به خود می کنند و برای "غیر" جایی در آن نمی بینند، وضعیت همان خواهد بود و تعریف را تغییر می دهند تا ظاهری خوش رنگ و لعاب بگیرند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ببینید کیهان وحدت را چطور می بیند:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;blockquote style="text-align: justify;"&gt;" .. ديگر جايي براي قدم برداشتن و نزديك تر شدن نمانده است! آنهايي كه بايد زير درخت سيب انقلاب باشند، هستند."&lt;/blockquote&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SAT8hOdPKLI/AAAAAAAAAiE/y_JPm41iVmE/s1600/kayhan+news+221086.JPG" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="144" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SAT8hOdPKLI/AAAAAAAAAiE/y_JPm41iVmE/s200/kayhan+news+221086.JPG" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;روزنامه ی کیهان که مدیرمسوولش عنوان نمایندگی رهبری را به دوش می کشد متاسفانه نمی شنود که در یک ماهه ی اخیر رهبری نیز دو بار بر ضرورت وحدت و جذب حداکثری تاکید کرده است. مدیر مسوول روزنامه ی اطلاعات نیز در جایگاه مشابهی است اما چه می شد حسین شریعتمداری برای حفظ حرمت امامزاده متولی بهتری بود و بهانه به دست کسانی نمی داد که هر روز بنویسند نماینده ی رهبری چنین گفت و چنان گفت و آنها را سندی قلمداد کنند برای اتهاماتی که به پای رهبری می نویسند در صورتی که اگر نظر ایشان این بود پس چرا اطلاعات متفاوت عمل می کند یا ایضا روزنامه ی جمهوری اسلامی. آن ور آبی ها می گویند دعوت رهبری به وحدت نمایشی است و کیهان مهری می شود برای تایید آن. اما آیا اینچنین است؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"ناشنوایی عمومی" مورد اشاره ی آقای فاتح در یادداشت آخرش از آن جهت عمومی خوانده شده که هم کیهان و همقطارانش آن را نمی شنوند و هم بخشی از سبزها که عینا مانند کیهان نمی خواهند بشنوند، البته تصور نمی کنم کر باشند فقط طاقت ندارند ندای گفتگو سر داده شود و کسی آن را بشنود، زیرا نتیجه ی به راه افتادن گفتگو و آرامش، همان چیزی است که افراطیون از آن بیمناکند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این مشی کیهان مربوط به دیروز و امروز نیست، سالهاست که اینچنین است و اتفاقا کیهانیان سال گذشته از دست دولت جایزه ی بهترین "منتقد دلسوز" را برای همین مشی گرفتند ولی به یکباره آقای احمدی نژاد هم آنها را مورد عتاب قرار داد، هر چند در دفاع از کارلا برونی همسر نخست وزیر فرانسه اما چه فرقی می کند، شاید احمدی نژاد به اشتباه چندین ساله ی خود در دفاع از مشی کیهان پی برده باشد لذا از این انتقاد دفاع می کنیم و خدا کند کیهان حرف کسی را که منتخب ملت ایران می داند را حداقل آویزه ی گوش کند که گفته "شما دلسوز دولت نیستید، ... منصف باشید، ... نباید تجسس کنید، ... اين نه اسلام است، نه جمهوري اسلامي، نه اخلاق و نه ايراني و نه مردانگي است".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حال جمله ی دیگری حاوی تهمت ها و دروغ های آقای کیهان را می خوانیم که در ابتدای خبر نوشته است:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;blockquote style="text-align: justify;"&gt;"ابوالفضل فاتح كه در انتخابات سال گذشته با عجله از انگليس به ايران آمد و مسئوليت كميته رسانه اي ستاد موسوي را برعهده و نقشي پررنگ در دروغ بافي و القاي تقلب و ايجاد فتنه داشت، در يادداشتي از مبدأ لندن خواهان گفت وگو و آشتي شد."&lt;/blockquote&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جناب آقای کیهان! یعنی چه که با عجله آمد؟ یعنی خلبان هواپیما بیشتر گاز داد؟ داشتن مسوولیت در ستاد کاندیدای انتخابات مگر جرم است؟ شما با چه دستگاهی رنگ سنجی می کنید که نقش چه کسی در کاری پررنگ تر است؟ ابوالفضل فاتح اصلا در لندن نیست، لندن پایتخت انگلیس است که آقای جواد لاریجانی با نیک براون ملاقات داشت. آقای فاتح بورسیه ی جمهوری اسلامی است که در منچستر آن هم در منزلی بسیار کوچک و محقر زندگی می کند. او نمی خواست در انگلستان به سیاست ورود کند پس به ایران آمد و در انتخابات مشارکت کرد. اگر از آنجا مشارکت می کرد می گفتید در لندن چنین و چنان کرد، حالا هم که آمده و در ایران کار کرده می گویید چرا آمده است. اگر به ستاد احمدی نژاد هم می رفت چنین می گفتید؟ آیا فقط فعالیت در ستاد کسی که شما تعیین می کنید مشروع است؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعد از انتخابات نیز برای گذراندن مابقی تحصیلش به صورت قانونی برگشت، فرقی هم نمی کرد که فاتح در ستاد چه کسی بوده، اگر در ستاد احمدی نژاد هم فعالیت کرده بود می باید به دانشگاه برمی گشت. حتما پرس و جو کنید که چه کسی در آن موقع پیگیر مجوز خروجش بود! از این گذشته، مگر آقای دکتر یا پروفسور مولانای کراواتی که مشاور احمدی نژاد است، سیتیزن آمریکا نیست؟ سیتیزن یعنی شهروند آمریکا. اما چرا ما به خود اجازه نمی دهیم بگوییم که او وطنش را فروخته و شهروند آمریکا شده است؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فاتح در انگلستان تحصیل می کند همچنانکه بسیاری از ایرانی ها و از جمله مسوولان این نظام در انگلیس و دیگر کشورها تحصیل کرده و می کنند، البته نه مانند برخی دکترهای قلابی و نه مانند جناب دکتر رحیمی معاون اول کنونی رییس جمهور که نام دانشگاهی که تحصیل کرده را سایت آقای احمد توکلی نتوانسته در روی کره ی خاکی پیدا کند. آقای توکلی و برادران لاریجانی هم که بهتر می دانید همگی در انگلستان و آمریکا تحصیل کرده اند. می خواهید باز هم نام ببرم؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اما آیا درست است در زمانی که یک ایرانی در یک کشوری با شرافت مشغول تحصیل است شما در کیهان مردم فروشی کنید؟ آیا همین شما نیستید که با فروش آبرو و حیثیت ایرانیان سبب می شوید که حالا هر کسی به خود اجازه دهد و ایرانی را انگشت نگاری کند؟ فاتح در این همه سال که در انگلیس بوده حتی یک بار هم با یک رسانه ی بیگانه مصاحبه نکرده، در هیچ نشست سیاسی حضور نداشته و نوشته ها و گفته هایش همیشه چهارچوبهایی را رعایت می کند که گاهی ما که در داخل کشور هستیم آنها را فراموش می کنیم. آن روز که دو مقاله در باره ی قران نوشت و آن موج راه افتاد شما خواب بودید. نسبت مواضع محکم فاتح در آن دو بیانیه ی قرآنی در قبال آمریکا و همین طور ضرورت وحدت حداکثری در قبال تهدید بیگانگان با اتهامات پا در هوای شما کجاست؟ چرا آنقدر در تهمت افراط می کنید که همه را به خنده و حیرت وادارید؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وجه دیگر موضوع این است که آقای شریعتمداری عزیز! لندن نشینی (البته عرض کردم که فاتح در منچستر است نه لندن) و یا تهران نشینی مهم نیست، مهم فعلی است که مرتکب می شویم. آیا ابوالفضل فاتح به انقلاب نزدیکتر است یا شما که در این موقعیت دعوت به گفتگو ی و مفاهمه ی ملی می کند و برای تاکید بر آن خاطره ی بد کودتاهای 1299 و 1332 را در اثر شکاف داخلی یادمان می آورد که انگلستان در هر دو بین نیروهای داخلی تفرقه انداخت؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تصور من بر عکس شماست آقای شریعتمداری! این شما هستید که رفتارتان به انگلیسی ها شباهت دارد و در موقعیت کنونی با هر دعوتی به گفتگو و وحدت مخالفت می فرمایید، اما کف بینی و غیب گویی نمی کنم که این تفرقه افکنی شما ناشی از مزدوری است یا غفلت ولی در هر دو صورت از خداوند متعال هدایت شما را خواستارم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-7968766475153543565?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/7968766475153543565/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_20.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/7968766475153543565'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/7968766475153543565'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_20.html' title='از لندن نشینی تا مشی انگلیسی کیهان'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SDf3j6lB7DI/AAAAAAAAAmg/j4Pg4WYlj7M/s72-c/abolfazl+fateh+654654.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-1491612470103804657</id><published>2010-09-20T17:05:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.898+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><title type='text'>ضرورت "جنبش عمومی گفت و گو"</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;ابوالفضل فاتح - &lt;/b&gt;این یادداشت برای اردوی سالانه ی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران نوشته و در سایت این انجمن منتشر شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسمه تعالی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با گرامیداشت یاد امام و شهیدان و با سلام ارادت به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران که دیرپاترین نهادهای مدنی بومی را شکل داده و آموزگار صبر و صلاح است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش سال گذشته ملت مسلمان ایران دستاوردها و پیامدهای تلخ و شیرین فراوان داشت. جدای از دستاوردهای نظری در پیشبرد جامعه ی ایرانی، در عرصه ی عملی هم نتایج چشمگیر داشت. در این دوره، برخی نقاط ضعف داخلی جامعه ی ایران به ویژه حاکمان و نخبگان و همچنین برخی نقاط قوت جنبش های برپایه ی مردم آشکار شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از اساسی ترین مسائل سال گذشته انشقاق جامعه ی ایران به دو قطب اساسی بود. مشارکتی حد اکثری به وقوع پیوست که نمونه های آن را می توان فقط در شرایطی چنان قطبی و یا شور پسا انقلابی تجربه کرد. اما هیجانات سرریز شده و شور پیش از انتخابات فضای سیاسی حامعه را در مواردی از عقلانیت دور کرد که هر که توانست هیمه ای بر آتش ریخت و جنبش سبز در این هیمه گداخت. فضای بسته ی امنیتی و رسانه ای کار را بر نخبگان دشوار ساخت و عرصه برای تندروی های نااهلان هر دو قظب فراختر شد. به تدریج میدانداری به سخنگویان خودخوانده ای در هر دو قطب رسید که در بیان و عمل تغییر اساسی نه تنها در نظام سیاسی که در سنت و اجتماع ایرانی را دنبال کردند. یکی در جستجوی خالص کردن نظام بود و و وعده ی "فتنه ی جدید" می داد و دیگری در اندیشه ی خلاصی از نظام و در این میانه رویکرد اصلاح دچار لکنت زبان گردید. پس نگرانی ها درباره ی آینده نظام و حد مطالبات جنبش فزونی یافت. با تشدید فضای امنیتی تظاهرات بیرونی جنبش کمرنگ شد و اعتراضات در باطن جامعه قویا ریشه دواند و درونی گردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون یک سال و پس از آن، این تجربه در منظر ماست. جامعه ی ایرانی حد اقل دوبار دیگر هم این شرایط را تجربه کرده است. یکی پس ار انقلاب مشروطه که تشدید تعارضات و استعمار خارجی منجر به کودتای سوم اسفند شد و دیگری نهضت ملی شدن صنعت نفت، که باز هم هر دو عامل منجر به کودتای بیست و هشت مرداد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرایط اکنون جامعه ی ایرانی، با عدم وفاق گسترده و "ناشنوایی عمومی" به ویژه نزد حاکمان و نخبگان، و نیز فشارهای گسترده ی خارجی، مشابه دو تجربه ی پیشین است. دو تجربه ای که در آن مردم کنار کشیدند و انقلابیون (دموکراتها و اعتدالیون؛ مصدق و کاشانی) به هر دلیل از هم نشنیدند و با هم ننشستند و در نهایت استبداد داخلی و استعمار خارجی از آن بهره گرفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجربه ی مخالف آن پاییز و زمستان 57 است که همه ی جناح های مبارز در انقلاب، زیر درخت سیب (تحت الشجره) گرد هم آمدند و انقلاب اسلامی شکل گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گذشته چراغ راه آینده ماست، یک سو بهمن 57 و دوم خرداد است و یک سو مرداد 32 و اسفند 1299. انجمن اسلامی که بنیانگذاران آن، بزرگترین ضعف جامعه ی ایرانی را در شعار "زود و زور" دیده بودند و معتقد بودند که جز با تلاش جمعی همه جانبه و دراز مدت، بهبودی حاصل نمی شود، می تواند پیشقدم گفت و گو در عرصه ی عمومی شود و این لکنت زبان ملی را تصحیح کند. وفاق و تفاهم در جامعه ی مدنی جز از طریق گفت و گوی آزاد بدون پیش شرط حاصل نمی شود. هر کسی در هرجا که هست تلاش کند "از جای برخیزد و یک قدم به سمت آنکه اندکی با او فاصله دارد پیش برود". منطق اخلاقی جامعه ی ایرانی، پیش قدم شدن را فضیلت می شمارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن اسلامی دانشجویان در فضای نسبتا آرامتر دانشگاه، "جنبش عمومی گفت و گو" را بنیان نهد. گفت و گو با هر که غیر ما می اندیشد و می اندیشید، و می تواند و می خواهد سخن بگوید و چیزی برای گفتن دارد و متکی به منطق هتک و زور نیست. در تجربه ی نظام های توتالیتر و پوپولیستی آنها نه برای مردم و نا با مردم سخن نمی گویند بلکه برای خود و خطاب به مردم سخن می گویند. در منطقی زبان را الکن می کنند و داغ و درفش و زندان به میان می آورند و در منطقی قرآن پاره می کنند. باید منطق دیگری برای گفت و گو به میان آورد و رسمیت داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخن بزرگترین سرمایه ی جنبشی است که بر پایه ی اندیشه بنا شده است و آغاز مردم سالاری پایدار است. راه های دیگر فرجامی مبهم دارد.&lt;br /&gt;باشد که خداوند یاری فرماید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابوالفضل فاتح&lt;br /&gt;24 شهریور 1389&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-1491612470103804657?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/1491612470103804657/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_944.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/1491612470103804657'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/1491612470103804657'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_944.html' title='ضرورت &amp;quot;جنبش عمومی گفت و گو&amp;quot;'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-6351033509274199177</id><published>2010-09-13T15:22:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.927+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>میدان داری خاتمی مبارک است + خبر مهم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سید محمد آقای خاتمی اخیرا مواضع صریح تر و با چارچوب های مشخص تری نسبت به 15 ماه گذشته می گیرد که تصور می کنم بر همین مبنا هفته ی گذشته گفته است "باید «خردمندان خیرخواه» به جای «متوهمان خشونت‌گرا» میدان‌دار شوند".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SCC0vD6IQjI/AAAAAAAAAkA/Jpaynny6bn8/s1600/1903.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="143" src="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SCC0vD6IQjI/AAAAAAAAAkA/Jpaynny6bn8/s200/1903.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;منظور آقای خاتمی البته یک طرف ماجرا نیست و به دو طرف بر می گردد؛ کاری که شاید می توانست پیشتر هم آغاز شود اما اکنون هم حرکتی مبارک و مقوم اصلاحاتی است که خود پرچمدار آن بوده است و می باید مبنای فعالیت هایمان قرار گیرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اعلام مواضع صریح و بی پرده که خط و مرزهایش مشخص باشد باعث ریزش هایی خواهد شد، ریزش کسانی که چون هدف و استراتژی کلی جریان پشت سر خاتمی را می بینند و با راه خود مقایسه می کنند دو راه انتخاب دارند: یا در پیش گرفتن راه خود یا پذیرش اصلاحات مورد نظر خاتمی که حرکتی برای رسیدن به استقلال، آزادی و توسعه است اما راهی زمانبر و ضد خشونت است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ریزش اصلی اما نه در سخنان آرامش بخش خاتمی بلکه در تندروی های یک سال و اندی گذشته ی آن دوستان! دیگر پیش آمد، امروز وقتی تندروها پشت سر خود را نگاه می کنند غیر از اندکی کسی باقی نمانده است. باید واقع بین بود که حرکت های افراطی نتیجه ای غیر از این ندارد، از ابتدا نیز وضع امروز برای کارکشته های سیاست قابل پیش بینی بود. آن روزهای اول کسانی می گفتند که "خاتمی اهل ایستادن نیست"، چه ایستادنی که امروز اگر یک نفر در بین اصلاح طلبان ایستاده باشد او خاتمی است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای خاتمی به صراحت گفته است :&lt;/div&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شما جوانان عزیز نپندارید و انشالله نمی‌پندارید كه آن سوی نظام، رهایی و بهروزی است. نه ما خیر جامعه را در همین نظام می‌جوییم و می‌گوییم به نام نظام و انقلاب هم نباید نظام و انقلاب را خدشه دار و خدای ناخواسته بدنام كرد.&lt;/div&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این "صراحت کلام" از جانب آقایان موسوی و کروبی در جنبش سبز وجود ندارد حال آنکه در طیفی که همه آن جنبش سبز خوانده می شود دو راه کاملا متفاوت پیش روست، دسته ای از سبزها با اصلاحات تبیین شده از سوی آقای خاتمی موافق هستند که من نام آن را "جریان اصلاحات سبز" می نامم و دسته ای به غیر از براندازی جمهوری اسلامی تن نمی دهند یا برایشان حفظ حکومت مرکزی در عین پیگیری خواسته هایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار نیست.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به خاطر همین مواضع غیر شفاف این دو دسته یا فعالان این دو دسته و عدم مرزبندی مشخص و پررنگ، هر دسته به نوعی از دیگری سوءاستفاده می کند اما به دیگری اعتقاد ندارد. این عدم مرزبندی ها خالی از فایده و البته مضر است زیرا با وضعیت شفافی روبرو نیستیم و هیچ کدام از فعالان این دو دسته نمی توانند جواب بدنه ی خود را به صورت صریح بدهند و لذا در بین بدنه ی خود نیز به موضع گیری های غیر شفاف متهم می شوند و به تدریج ریزش می کنند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نمی شود که مثلا من نوعی عضو یک جنبشی باشم که یک سرش سیدرضا اکرمی و سر دیگرش رضا ربع پهلوی باشد، این چه جنبش سیاسی متناقضی است که یکی به ولایت فقیه اعتقاد دارد و دیگری به نظام پادشاهی؛ و تنها وجه مشترکمان همین تظاهر به سبز بودن بی معنی است. اینها قابل جمع نیستند لذا اظهارات بی پرده ای از جمله سخنان هفته ی گذشته ی آقای خاتمی مرز بین سبزهای اصلاح طلب را با غیر آن مشخص کرده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس از فضای غبارآلود یک ساله، آقای خاتمی برداشتی اصلاح طلبانه از اتفاقات ارائه داده است: "بعد از انتخابات جامعه یا لااقل بخش مهمی از آن چه گفت و چه می‌خواست، اگر اعتراضی داشت به چه بود؟ &lt;b&gt;به اصل نظام که اعتراض نداشت&lt;/b&gt; و اعتراضش را هم با شیوه‌های مدنی و پرهیز از خشونت مطرح كرد. راه کار منطقی مساله چه بود؟".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;طبیعی است کسانی که با اصل نظام و حفظ حکومت مرکزی مشکل دارند از سخنان آقای خاتمی درمی یابند که نوع برداشتشان از نظر مردم هم با برداشتی که آقای خاتمی دارد متفاوت است. خاتمی نمی خواهد اجازه بدهد که در سکوت اکثریت مردم، به جای آنها این صدای آمریکا و بی.بی.سی و از سوی دیگر کیهان و جوان نظر خود را در بوق رسانه هایشان بکنند و بگویند که غالب اعتراض ها به اصل نظام بوده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فراز مهم دیگر این سخنرانی، اشاره به سخنان رهبری است درباره ی وحدت و جذب حداکثری. آقای خاتمی گفته که "الان هم مي‌گوييم در آستانه عيد سعيد فطر همگي بنا را بر اين بگذاريم راه درست را بپيماييم، چرا بايد وقتي سخن از وحدت و جذب حداكثري است كه مي‌تواند باعث اميد شود شاهد رفتار‌هايي هستيد كه وضع را بدتر كند؟"&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;صرف اشاره ی خاتمی به آن سخنان هم خشم طیف خشونت طلب افراطی دو سوی عرصه ی سیاسی را در می آورد. تندروهای اصولگرانما آن را نشانه ی نفاق خاتمی و تندروهای سبزنما آن را نشانه ی خفت خاتمی می خوانند. و اما ما آن را نشانه ی شخصیت اصلاح طلب خاتمی می دانیم. خاتمی یک اصلاح طلب است و در اصلاحات مورد نظر او، گفتگو مبنایی برای تفاهم و حل اختلافات با مخالفان سیاسی است تا دست در دست یکدیگر بتوان ایران را سرافراز کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به یاد بیاوریم که شعار کلیدی خاتمی همواره تبدیل معاند به مخالف بوده، مخالفی که به رسمیت شناخته شود. حذف مخالف از صحنه ی روزگار نه مفید است و نه ممکن. اگر می گوییم به دنبال دموکراسی و مردمسالاری هستیم پس باید طرف مقابل را تحمل کنیم و البته طرف مقابل هم متقابلا.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و خبر مهم اینکه:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;عقب نشینی دولت از منع تصویر و خبر خاتمی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وزارت ارشاد از بخشنامه ی معاونت مطبوعاتی خود که خاتمی و موسوی و کروبی را ممنوع التصویر و خبر اعلام کرده بود عقب نشست و خاتمی را از این فهرست خارج کرد.&amp;nbsp;البته بخشنامه ی مورد اشاره به صورت مکتوب به روزنامه ها و خبرگزاری ها ابلاغ شده بود اما استثنا شدن آقای خاتمی از آن گویا به صورت شفاهی به مدیران رسانه ها اعلام شده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اعلام این خبر از آنجا ضروری است که رسانه ها از بس از محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد وحشت دارند که الان هنوز جرات چاپ خبر و تصویر از خاتمی را ندارند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;u&gt;سانسور دو نامه ی خاتمی&lt;/u&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعد از انتشار نامه های جداگانه ی آقای خاتمی به اسقف اعظم مسجد جامع واشنگتن و دبیر اتتلاف گفتگوی تمدنهای سازمان ملل برای پیشگیری از قرآن سوزی در هفته ی گذشته، با مدیران دو رسانه تماس گرفتم تا خبر را کار کنند اما گویا از ترس آقای رامین از انتشارش امتناع کردند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای رامین به صورت مشکوکی فردای تاکید رهبری بر جذب حداکثری و دفع حداقلی، بخشنامه ای به رسانه ها نوشت و این سه نفر را ممنوع التصویر و خبر کرده بود اما الحمدالله تا این لحظه در مورد آقای خاتمی عقب نشینی کرده یا مجبور به عقب نشینی شده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;u&gt;سانسور دادستانی&lt;/u&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;البته این تماس ها و فشارهای غیر قانونی آقای رامین نه فقط درباره ی آقای خاتمی که درباره ی برخی اخبار حتی دستگاه قضایی هم وجود دارد. آقای جعفري‌دولت‌آبادي&amp;nbsp;&lt;a href="http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=147469"&gt;دادستان تهران دیروز در جمع خبرنگاران&lt;/a&gt;&amp;nbsp;درباره ی علت تاکیدش براستقلال رسانه‌ها در انتشار اخبار، تصریح کرد: "خبرهايي شنيديم كه برخي به مطبوعات و رسانه‌ها فشار آورده‌اند كه اخبار دادستاني استفاده نشود در حالي كه فشار آوردن به مطبوعات براي عدم انتشار اخبار جرم است، &lt;b&gt;مگر اينكه شورايعالي امنيت ملي تصويب كند&lt;/b&gt; يا اينكه به دستور مرجع قضايي از رسانه‌ها براي انتشار خبري جلوگيري شود. هيچ‌يك از مقامات دولتي حق ندارند كه بگويند مطبوعات و رسانه‌ها خبري را منتشر كنند يا خير و اينكه افراد به خود اجازه دهند كه به مطبوعات فشار بياورند خلاف قانون بوده ، چراكه جمهوري اسلامي به آزادي مطبوعات معتقد است".&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;u&gt;"رامین را جدی نگیرید"&lt;/u&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در این چند روز درباره ی تقارن صدور آن بخشنامه و سخنان رهبری با چند نفر با دیدگاه اصولگرایی و دو نفر از شخصیت های اصولگرا صحبت کردم، همگی گفتند که "رامین را جدی نگیرید". این نگاه مشابه همان نگاهی است که سایت دفتر رهبری نسبت به حرکات و سکنات او داشته است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;u&gt;پیام خبرگزاری فارس&lt;/u&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چند روز پیش خبرگزاری فارس مصاحبه ای کوتاه با آقای سید محمد خاتمی منتشر کرد. موضوع آن مصاحبه ی کوتاه روز قدس بود. اما خیلی ها به دلیل بی اعتمادی ناشی از عملکردش این خبرگزاری را متهم کردند که آن مصاحبه را با چه هدفی منتشر کرده است؟!&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خبر دارم که فارس برای انتشار این مصاحبه تحت فشار قرار گرفته است. با این حال اکثریت مطلق دوستان نسبت به تغییر شیوه ی فارس بسیار بدبین هستند. حق هم دارند چون باید نیت پاک را ثابت کرد وگرنه رویه ی فارس چیز دیگری بوده است. همچنین&amp;nbsp;در هفته ی گذشته هفته نامه ی پنجره نیز در آخرین شماره ی خود اظهارات آقای خاتمی را منتشر کرده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به نظرم اینها سیگنال هایی است که علی رغم تمام بی اعتمادی ها باید به آنها توجه کرد. نمی گویم فارس برگشته، خیر اما می شود وارد گفتگو شد و دلایلشان را پرسید همچنانکه به جای انتقاد از آقای خاتمی باید پرسید آیا واقعا فارس و پنجره و امثالهم خط قرمز ما هستند؟ اگر هستند پس برای آنها هم باید ما خط قرمز باشیم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ادمه ی بی اعتمادی به آنجایی کشیده می شود که برخی دیگر مصاحبه با العربیه و وی.او.ای و بی.بی.سی را برای خود مباح می دانند و برخی هم برای کوبیدن طرف مقابل حاضرند در رسانه های خود از رادیو اسرائیل و سازمان منافقین و رضا ربع پهلوی فکت بیاورند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این موضوع را فقط برای طرح بحث نوشتم چون دیوار بی اعتمادی بلند است و با یک مصاحبه هیچ کسی قانع نمی شود که طرف مقابل هدفش از این کار چیست و آیا در رویه ی خود تغییری خواهد داد یا خیر؟ آیا حاضریم ادبیاتمان را درباره ی طرف دیگر کمی تعدیل کنیم؟&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-6351033509274199177?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/6351033509274199177/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_13.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6351033509274199177'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6351033509274199177'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_13.html' title='میدان داری خاتمی مبارک است + خبر مهم'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SCC0vD6IQjI/AAAAAAAAAkA/Jpaynny6bn8/s72-c/1903.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-6708255385279909252</id><published>2010-09-12T16:03:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.941+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مذهبي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><title type='text'>همه به احترام قرآن بایستیم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;ابوالفضل فاتح -&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی رغم هشدارها مبنی بر ضرورت پیشگیری از تعرض به حریم قران کریم، متاسفانه هشدارها موثر نیفتاد و شد آنچه نباید می شد. فاجعه ای بس عظیم که باید از خسران آن به خدا پناه برد رخ داد و در عصر طلایی تمدن و آگاهی، سیاه ترین جلوه ی جهالت، تباهی و بربریت با قرآن سوزی به تصویر کشیده شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینکه چرا چنین شرم سیاهی در خاک آمریکا پدیدار می شود و نام آمریکا در کنار طوماری از فجایع یک صد سال اخیر با این تباهی نیز آمیخته می گردد، باید از آمریکائیان پرسید و قطعا آنان نیز بهتر از هر کس دیگری به پاسخ آن وقوف دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می دانیم که جریاناتی در صدد انحراف افکار مسلمانان از مسائل اساسی آنان بوده اند. می دانیم که نفرت آفرینان در جستجوی پاشیدن دور جدیدی از بذر خشونت در میان ملل و ادیان هستند. می دانیم که اکثریت مسیحیان جهان و قاطبه ی ملت آمریکا با چنین اقدامی موافقتی نداشته و از آن برائت می جویند. می دانیم که در منازعات و رقابت های داخلی آمریکا چه بسا جریانات افراطی داخلی زمینه های این اقدام را علیه دولت مرکزی فراهم آورده باشند، اما هیچکدام دلیل نمی شود که مسلمانان و آزادیخواهان جهان تنها به دلیل چند محکومیت لفظی از آمریکا پاسخ لازم را نطلبند و مسئولیت بزرگ و بی چون و چرای این دولت را که خود را امپراتور جهان می داند در قبال چنین رخداد جگرسوز و دهشتناکی یادآور نشوند و پاسخ نطلبند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن سوزی در چند نقطه آن هم به شکل همزمان حاکی از برنامه ریزی و سازماندهی توسط مجموعه هایی با شناسنامه و تشکیلات معین دارد و با توجه به هشدارهای چند روز اخیر، کوتاهی دولت مرکزی آمریکا در پیشگیری ازاین اقدام به هیچ وجه مورد پذیرش نمی باشد و باور بی اطلاعی از آن را محال می سازد. در دکترین سیاست خارجی آمریکا اگر در گوشه ای از جهان منافع این دولت مورد تهدید قرا گیرد، نهایت مساعی و تمامی شیوه ها برای تامین مصالح این حکومت به کار بسته می شود، حال چگونه است که اجازه داده می شود در چند نقطه ی آمریکا به حریم معنوی ادیان الهی و بیش از یک میلیارد مسلمان تعرضی تا این اندازه بی رحمانه و تکان دهنده صورت پذیرد و دولت مرکزی تحرکی مناسب برای پیشگیری به انجام نرساند؟ آنان براستی چگونه از این شرم ابدی رهایی خواهند یافت و چگونه این خسارت عظیم معنوی را جبران خواهند کرد؟ آیا گمان می برند که ترور معنویت کمتر از ترور بشریت است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یازده سپتامبر جنایت علیه بشریت بود که متاسفانه با تهاجم آمریکا و همپیمانانش به افغانستان با جنایتی به مراتب بزرگتر پاسخ داده شد و اینک با قرآن سوزی مرحله ی جدیدی از جنایت علیه انسانیت، فرهنگ و معنویت و غم انگیزترین فاجعه معنوی معاصر رقم خورده است. آمریکا با پذیرش این اقدام در خاک خود نه تنها ستمی عظیم در حق مسلمانان روا داشت بلکه حتی به خود نیز ستم کرد. آنان نه تنها بزرگترین تباهی معنوی و تناقضات تمدنی را به نام خود ثبت کردند، بلکه جهانی را که یک صدا در محکومیت فاجعه ی تروریستی یازده سپتامبر با آنان همدل شده بود، اینک بی استثنا بر خود شوراندند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باکی نیست. خداوند فرموده است که هم ایشان حافظ قرآن خواهند بود و لذا ایمان داریم که از قبال این جریحه که بر مقدس ترین کتاب الهی وارد شد، غباری بر ساحت قرآن کریم نخواهد نشست و این کتاب آسمانی را نه تنها در چشم و دل مسلمانان که در نزد عالمیان عزیزتر خواهد ساخت. مسلمانان و دل آگاهان سایر ادیان نیز در هر گوشه از جهان به احترام قرآن خواهند ایستاد. آنان آگاهانه مراعات ادب و آداب اعتراض را خواهند داشت و مراقب خواهند بود که در دام آشوب و خشونت گرفتار نشوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنان که گفته شد این تهدید و تعدی اخیر به رغم آمران و عاملان تهی مغزش، فرصتی برای نمایش میزان عمق و علاقه ی مسلمانان به کتاب رهایی بخش قرآن را پدید آورده و انشاء الله همگان با برترین شیوه و والاترین منطق، عالی ترین جلوه های دلبستگی به قرآن را به منصه ی ظهور خواهند رساند و پوچی و زوال منطق دشمنان قرآن را بر سینه ی تاریخ حک خواهند کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابوالفضل فاتح&lt;br /&gt;21 شهریور 1389&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-6708255385279909252?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/6708255385279909252/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_12.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6708255385279909252'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6708255385279909252'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_12.html' title='همه به احترام قرآن بایستیم'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-1999998085709168667</id><published>2010-09-12T15:55:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.953+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>حسین علیزاده شیاد است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;این بار شخصی به نام "حسین علیزاده" بازیچه ی رسانه های غربی شده برای تبلیغاتی که زمینه اش در داخل ایران مهیاست. او به صورت کاملا بارزی کلاش به نظر می رسد و جریان سبز اصلاح طلب باید هوشیار باشد تا فریب این شیاد را نخورد.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://wscdn.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2010/09/11/100911191348_hossein_alizadeh_226x170_nocredit.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="150" src="http://wscdn.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2010/09/11/100911191348_hossein_alizadeh_226x170_nocredit.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;سخنان حسین علیزاده دیپلمات سابق ایران در فنلاند کاملا متناقض است، می گوید حامی جنبش سبز بوده است ولی حالا یک سال و نیم بعد از انتخابات در اعتراض به نحوه ی برخورد با معترضان استعفا داده است!&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;وقتی بی.بی.سی از این فرد کلاش پرسیده که چرا تاکنون استعفا نداده بودید می گوید باید در دولت می مانده و اطلاعاتی که به بیرون درز نمی کرده را دریافت می کرده و مدعی است که&amp;nbsp;"اسنادی محرمانه در دست دارم که نشان ﻣﻰدهد در انتخابات سال ١٣٨٨، تقلب شده است. آنها را به زودی منتشر خواهم کرد و به همه نشان خواهم داد. البته ابتدا باید واکنش رژیم را بسنجم."&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;داستان آقای علیزاده به قول خودش این طور بوده که&amp;nbsp;بعد از انتخابات دوست داشته استعفا بدهد اما برای اطلاع یافتن از برنامه های دولت مانده و اطلاعاتی کسب کرده. قاعدتا آن اطلاعات را باید به جایی می داده وگرنه به چه درد می خورده؟ اتفاقا خودش می گوید که چون به او مشکوک شده اند حالا استعفا داده است. بنابر این باید کاری کرده باشد که به او مشکوک شده باشند. مثلا در هنگام دادن اطلاعات محرمانه به تیم آقای موسوی لو رفته است. حال آنکه نزدیکان آقای موسوی اصلا این فرد را نمی شناسند و اطلاعاتی از او دریافت نکرده اند. بعد هم، مگر یک دیپلمات در سفارت ایران در فنلاند به چه اطلاعات محرمانه ای درباره ی انتخابات دسترسی دارد که آقای علیزاده مدعی است آنها را در اختیار دارد؟&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;در مورد این مساله سه سناریو قابل تصور است:&lt;/div&gt;&lt;div&gt;الف)&amp;nbsp;جاسوس غرب است و اطلاعات واقعا محرمانه ای را برای آنها تهیه کرده است . با این تبلیغات رد هم گم می کند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;ب) نفوذی دولت است برای اینکه ببیند غرب با بریده ها چطور رفتار می کند و بعد چند روز گم و گور خواهد شد.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;ج) به خاطر پناهندگی به یک کشور اروپایی دست به تبلیغات زده است و هیچ اطلاعاتی در دست ندارد، بلوف تبلیغاتی است.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;به نظر بنده درباره ی این کارمند با درآمد پایین، گزینه ی سوم محتمل ترین سناریوهاست چون نفر قبلی هم که انگار دیپلمات ایران در نروژ بود در ماه های گذشته دست به اقدامی مشابه زد و احتمالا الان به راحتی دارد در یکی از کشورهای اروپایی زندگی می کند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;آقای حسین علیزاده! پناهندگی - یا همان وطن فروشی - چه شیرین است در کام جنابعالی که حاضری برای رسیدن به آن دست به هر کاری بزنی. مرتیکه ی خر، حداقل قبل از این جنگولک بازی ها سناریویت را یک بار می دادی به همسرت یا یکی از دوستانت تا ایرادهایش را بگیرند و بعد دست به این کار می زدی. به خدا حتی همان خبرگزاری ها هم ادعاهایت را باور نمی کنند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;باز بودن جنبش همین بدی ها را هم دارد، این ولنگ و وازی باعث سوءاستفاده های زیادی شده است. اساسا تمام مجموعه های این شکلی مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. ببینید سرکار خانم "شادی صدر" مدافع حقوق خودش است یا زنان؟ او الان دارد خودش را در شبکه های آن طرف آبی از جمله بی.بی.سی و وی.او.ای مطرح می کند یا به فکر زنان ایرانی است؟ مگر با قر دادن در آن سوی آبها می شود به فکر ایران بود؟&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;رسانه های غربی برای روز به روز ما برنامه دارند، یک روز سکینه آشتیانی را علم می کنند، یک روز حسین علیزاده را و آن روزهایی که آنها بهانه ای نداشته باشند هم حزب "خودسرها و نادانها" در داخل بهانه های مانند حمله به منزل آقای کروبی را دو دستی تقدیم آنها می کنند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;فقط در یک صورت می شود حرف های آقای علیزاده را بررسی کرد، آن هم وقتی است که مرد و مردانه به کشور بازگردد وگرنه حرف های او برای ما چندر غاز نمی ارزد، حتی اگر غربی ها برای آن صد ها هزار دلار بپردازند و کیهان و جوان هم از این طرف او را بزرگ کنند و به ما بچسبانند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;نه یک طرفدار موسوی و کروبی و نه حامی رضایی و احمدی نژاد دست به چنان کاری نمی زنند که علیزاد زده است؛ رنگ حسین علیزاده سبز نیست، رنگ او رنگ بدبختی و خودفروشی است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-1999998085709168667?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/1999998085709168667/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_418.html#comment-form' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/1999998085709168667'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/1999998085709168667'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_418.html' title='حسین علیزاده شیاد است'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-5435896069813312728</id><published>2010-09-08T11:38:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.976+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مذهبي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><title type='text'>ضرورت پیشگیری از یک شرم ابدی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SEVSNrzNyAI/AAAAAAAAAnY/nmUaMizlfPo/s1600/dr+fateh.JPG" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SEVSNrzNyAI/AAAAAAAAAnY/nmUaMizlfPo/s200/dr+fateh.JPG" width="153" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;ابوالفضل فاتح&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;بسمه تعالی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مغایرت آشکار برنامه ها ی یک کلیسا در فلوریدای آمریکا (مرکز کمک رسانی جهانی کبوتر)برای آتش زدن قرآن، کتاب مقدس مسلمانان در سالگرد یازده سپتامبر با اصول شناخته شده ی احترام به ادیان الهی و همزیستی مسالمت آمیز موحدان بر کسی پوشیده نیست. عملی که با هیچیک از تعاریف و منطق های پذیرفته شده ی آزادی بیان و مصالح انسانی سازگاری نداشته و اقدامی تهاجمی با پیامدهای بس ناگوار و آسیب زاست. سخره آنکه این اقدام توسط مرکزی صورت می گیرد که مطابق نامش باید پیام آور صلح و آرامش باشد نه خشونت و نفرت.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یازده سپتامبر جنایتی آشکار علیه بشریت بود که یکپارچه از سوی پیروان همه ی ادیان به درستی محکوم شد. بازی خوردگان و تروریست های القاعده و طالبان گرچه خود را به اسلام منتسب کرده اند، اما سمبل انحراف از قرآنند و نسبتی با اسلام پذیرفته شده ی اکثریت مسلمانان ندارند. مسلمانان و خاورمیانه خود قربانیان درجه ی اول شیوه ها و تفسیرهای ناصواب آنانند و عمل این گروه نباید به نام دین رحمانی و کتاب رهایی بخش قرآن نوشته شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مسلمانان آگاه با هر نوع خشونت بین دینی و تعدی به هر یک ازادیان و کتب الهی مخالفند و آن را بر خود حرام می شمارند، اما متاسفانه بیش از دو دهه است که با موجی از اهانت های حساب شده به ارزشهای اسلامی مواجهند که دامنه ی وسیعی از اماکن و شخصیت ها ی مذهبی، به ویژه اهانت به پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و اینک قرآن کریم را هدف قرار داده است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعید است که برنامه ی رسوا و خطرناک قرآن سوزی صرفا از اندیشه های انحرافی و اسلام هراسانه ی یک کشیش نشات گرفته باشد و چه بسا که همچون بسیاری از موارد پیشین توطئه ای حساب شده برای انحراف افکار، رنجش مسلمانان، تعمیق شکاف بین ادیان و تثبیت افراطی گری ها باشد. این چنین گناهی عظیم در خاک آمریکا سند گناه و شرم ابدی ملتی خواهد بود که همچنان به مذهبی بودن مفتخر است و معتقد به نقش خود در پیشبرد تمدن بشری و احترام به آزادی ادیان است. بعید است آمریکائیان از میزان حساسیت مسلمانان به کتاب مقدسشان بی اطلاع باشند و بعید است ندانند که کتاب سوزی برای هیچ کیش و آیینی افتخار و حیثیت نیاورده است چه رسد به قرآن سوزی که جریحه ای عمیق بر دل و جان مسلمانان بر جای خواهد گذاشت و آمریکا را در منظر آنان بیش از پیش فرو خواهد کاست.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تا همینجا روشن می شود که تا چه اندازه جریانات افراطی و خشونت آفرین در جامعه ی آمریکا ریشه دوانیده است. اندکی تامل برنامه ی کشیش منحرف کلیسای فلوریدا را آن روی سکه ی یازده سپتامبر و در ردیف ترور معنویت و اخلاق و اقدام عیه صلح و امنیت جهانی قرار می دهد. جهانی که خسته از خشونتها و شکاف های بشری محصول قدرت طلبی ها و افراطی گری ها بیش از هر زمان نیازمند به آرامش، اخلاق و معنویت است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;گرچه آمریکا اقدام به محکوم کردن این برنامه نموده، اما مسئولیت خطیر دولت و کلیسای آمریکا در پیشگیری و ممانعت از این اقدام همچنان باقی است واستناد شهردار نیویورک به حق آزادی بیان مندرج در متمم اول قانون اساسی آمریکا در این مورد رویکردی بسیار ناموجه، غیر عاقلانه و غیر مسئولانه است. در این مقطع ابراز مخالفت بی تعارف با این پدیده ی شرم آور و خشونت آفرین وظیفه ی آزادی خواهان شمرده شده و بر دولت و کلیسای آمریکاست که با اقدام پیشگیرانه نگذارند چنین برگ سیاهی در تاریخ مناسبات آنان با مسلمانان نگاشته شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;ابوالفضل فاتح&lt;br /&gt;منچستر&lt;br /&gt;17 شهریور 1389&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;In the Name of God&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;September 8, 2010&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;Pre-empting an Eternal Embarrassment&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;The alleged plan of Pastor Terry Jones and the Dove World Outreach Center to burn the holy Quran on the anniversary of September 11 directly conflicts with established principles of respect for other religions and peaceful coexistence of all believers and people irrespective of their beliefs. It is in direct contradiction with accepted credos of freedom of speech and human rights, and it can lead to dire consequences. Ironically, this plan is propagated by an organization whose name symbolizes peace and friendship, not violence and hatred.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;September 11 was an evident crime against humanity, and it was unanimously condemned by all religions around the globe. Although Al-Qaede and Taliban terrorists and their pawns associate themselves with Islam, they are the symbols of deviation from Islam, having nothing to do with the religious beliefs of the majority of Muslims. The Middle East and its Muslim population are indeed the first victims of the mistaken interpretations and practices of these groups, whose deeds should by no means be attributed to this compassionate religion and its holy book Quran.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;Learned Muslims oppose any violence against other religions, their practitioners, and their holy books. While they have strong sanctions against such violence, for the last two decades they have been subject to calculated offenses against Islamic values, sacred places, and religious figures, especially the Great Prophet Mohammad (May God’s Peace be upon Him). The offense is now being directed to the Holy Quran.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;The perilous plan for burning the Quran is unlikely to merely derive from the deviant and Islamophobic ideas of a pastor and, like many other similar incidents of the past, it might be a calculated plot to mislead public opinion, offend Muslims, deepen the differences among religions, and bolster extremism. Such an act will be a source of awful sin and eternal embarrassment for Americans who take pride in being religious and who deem themselves at the frontier of human civilization and proponents of religious freedoms. It also seems unlikely for Americans not to be aware of the sensitivity of Muslims to their Holy Book and not to be cognizant of the fact that burning books has brought about dignity and pride to no creed and religion. This is particularly true of burning the Quran, which will leave a profound wound on the hearts and souls of the Muslims around the world, increasingly denting the image of the U.S. in their eyes.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;These observations reveal the extent to which extremist and aggressive ideologies have penetrated the American society. They underscore the plan of the Floridian church as the flip side of September 11 and as a terror campaign against morality, ethics, and world peace and security — a world that, thwarted by violence and conflicts deriving from power mongering and extremism, is in need of peace, morality, and spirituality more than any other time. Although the U.S. has condemned this plan, halting it remains the strict responsibility of the U.S. government and its religious groups. Resorting to the First Amendment rights of freedom of speech by New York mayor Michael Bloomberg does not count as a judicious, justifiable and responsible approach here. They should take strong pre-emptive measures to prevent such a dark episode in their relationship with the Muslims around the world. Overt opposition against this reprehensible act is the responsibility of all freedom seekers.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;Abolfazl Fateh&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: ltr; text-align: justify;"&gt;&lt;div style="direction: rtl;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: rtl;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت(علی اصغر شفیعیان) :&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="direction: rtl;"&gt;چند روز پیش خبرش را دیده بودم اما از آنجا که غرق در سیاستیم اصلا فراموش کردم که درباره اش چیزی بنویسم. ضرورت تلاش برای جلوگیری از این اتفاق یعنی آتش سوزی قرآن در یازدهم سپتامبر برای جهان باید مهم باشد. خیلی از مصائب امروز به خاطر همین تندروی ها و خشونت ورزی هاست. واقعا چه تفاوتی بین حرکت القاعده و کلیسایی است که قصد دارد کتاب مقدس مسلمانان را به آتش بکشد؟ تنها تفاوتشان این است که فعل القاعده ماضی است و بازگشت به عقب غیر مممکن، اما فعل کلیسای آمریکایی آینده است و قابل پیشگیری. فقط وقت محدود است و باید تلاش بیشتری کنیم. از دوستان دعوت می کنم در این باره یادداشت بنویسند، در شبکه های اجتماعی آن را مطرح کنند تا انشالله بتوانید جلوی این عمل را بگیریم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-5435896069813312728?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/5435896069813312728/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_08.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5435896069813312728'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5435896069813312728'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_08.html' title='ضرورت پیشگیری از یک شرم ابدی'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SEVSNrzNyAI/AAAAAAAAAnY/nmUaMizlfPo/s72-c/dr+fateh.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-3966104552595407373</id><published>2010-09-05T13:26:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:13.990+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کروبی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><title type='text'>“نیروهای خودسر” یا “اژدهای چندسر” ؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="border-collapse: collapse; font-family: arial, sans-serif; font-size: 13px;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;ابوالفضل فاتح:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&amp;nbsp;در تداوم سلسله عملیات حزب “خود سرها” این بار منزل حجت الاسلام و المسلمین کروبی مورد تهاجم قرار گرفت. این جریان به ظاهر خودسر بیش از دو دهه است که به نام ارزشها و با شعار ولایت از خلوتخانه های نظام گرفته تا اقصی نقاط کشور خودنمایی می کند. روزی در قلب حکومت دانشگاه تهران و کوی دانشگاه را زیر چکمه های خود له می کنند و روزی در قلب وزارت اطلاعات به قتل های زنجیره ای دامن می زنند. روزی حرمت مرقد امام را می شکنند و روزی تهدید به توپ بستن مجلس می کنند. هنوز خانه ی مرجعی در قم را ترک نکرده سر به شیراز می کشند و از آنجا فارغ نشده منزل روحانی سرشناس معترضی چون مهدی کروبی را هدف می گیرند. و همه ی اینها در برابر دیدگان حیرت زده ی مردم و گویی بی عملی و انفعال دستگاه های مسئول و غیبت مدعی العموم صورت می پذیرد. پوشیده نیست که چنین پدیده ای جز با معاونت و مساعدت اشخاص و سازماندهی نهادهایی ذی نفوذ امکان وقوع ندارد. نام “خودسر” بیشتر به یک شوخی شبیه است، اینان اجماع “غالی و یاغی” و&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&amp;nbsp;اژدهای چند سرند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;. وقتی بسیاری برای حضور در یک راهپیمایی مسالمت آمیز که اکثریتی از مردم مشارکت داشته اند مورد مواخذه و محاکمه قرار می گیرند، چگونه ممکن است کسانی با خیال راحت و در ملاء عام آن هم به مدت چند شب و با ابزارهایی که صرفا در اختیار نهادهای خاص است به ضرب و جرح و تخریب و هتک و ارعاب بپردازند، جز آنکه از محافلی خاص و مقتدر اطمینان و پشتگرمی داشته باشند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;باید پذیرفت که اینک کشور با سازمانی خطرناک مواجه است که تنها نامش “خودسر” اما به واقع&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&amp;nbsp;متشکل&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;است. “خودسر” تنها عنوانی برای فرار از مسئولیت این پدیده ی خطرناک است که سایه ی شوم خود را بر امروز و آینده ی کشور گسترانیده است. متاسفانه عده ای گمان می کنند که با چنین اعمالی با کمترین هزینه منتقدان خود را منکوب کرده و در بدترین شرایط عوارض چنین عملکردی تنها متوجه عاملان سطوح پایین خواهد بود که نامشان را خودسر نهاده اند، غافل از آنکه قطعا روزی رسوایی آمران نقابدارشان را نیز بدنبال خواهد داشت. علاوه آنکه چنین اقداماتی آن هم در قلب حکومت هزینه ی هنگفتی را به اعتبار نظام در عرصه ی داخلی و بین المللی وارد می آورد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;مردم از خود خواهند پرسید&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;اگر مسئولان ذیربط به چنین اقدامات فوق العاده ظالمانه و قانون شکنانه ای رضایت ندارند چرا واکنش مناسبی از خود بروز نداده و انگیزه ی لازم برای برخورد نشان نمی دهند. یا می دانند و نمی خواهند پیش گیری کنند، یا می دانند و نمی توانند مقابله نمایند. خدا نکند، در صورت نخست که دیگر جای سخن نمی ماند جز حسرت و دریغ برای انقلابی که هدفش برپایی عدالت و برابری در برابر قانون بوده و اینک میراث دارانش به چنین مرتبه ای رسیده اند. و در صورت دوم، یعنی ناتوانی از مقابله با این قانون شکنی کریه و عریان که دیگر چه توجیهی برای این تعداد سازمانهای عریض و طویل انتظامی و امنیتی و چه ادعایی برای دفاع از جان و مال و ناموس و عرض مردم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;هزینه های بین المللی چنین&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;“خودسری های سازمان یافته” نیز نباید از چشم دور بماند. اینان با اتخاذ چنین رویکردهایی نظام را در منظر جهانیان به غایت غیر قابل اعتماد یا متزلزل جلوه می دهند. اینان همصدا با دوستان ماجراجوی داخلی خود دقیقا در جهت منافع دولت هایی حرکت می کنند که تلاششان متقاعد کردن جهانیان به خطرناک بودن و غیر قابل اعتماد بودن ایران است. دولت هایی که ایران را نظامی خودسر یا دارای سازمانهای بسیار قوی خودسر معرفی می کنند و اینگونه ایران هراسی را توسعه می دهند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;جای تامل است که اقدامات اخیر دقیقا در شرایطی صورت می پذیرد که&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;احتمال باز شدن روزنه ها و کورسویی از امید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&amp;nbsp;برای درک بهتر شرایط حساس کشور می رفت.البته پیش بینی می شد و دور از انتظار هم نبود که جریان منحرف متحجر نفوذی که جز از خشونت ارتزاق نمی کند و جز با خشونت حیات نمی یابد، به شدت نگران و مضطرب شود و تمام امکان خود را به کار بندد تا نفوذ خود در مجاری حساس تصمیم گیری را به رخ بکشد و با کشیدن خط و نشان راه را به سوی احتمال هر گونه&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;تامل ملی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&amp;nbsp;ببندد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;اینک بیم آن می رود که مراکز مدیریت این جریان خطرناک در صورت احساس خطر و با تعجیلی که برای سیطره تام و تمام بر کشور دارند، اگر بتوانند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;روی به اقدامات بسیار خطرناک آورده یا راه را بر آن باز کنند&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;تا در سایه ی شرایط فوق العاده و در یک لحظه ی حساس ضمن تصفیه حساب داخلی، به خیال واهی سلطه ی خود را بر کشور و همه ی شئون نظام دیکته و تمام کنند. آنها جریانی نوظهور هستند که اگر کشور را در انحصار خود نبینند، سرنوشت و آبروی نظام و انقلاب، عقب ماندگی کشور، فلاکت مردم یا حتی تجزیه و بود و نبود ایران نگرانشان نمی سازد. آنان تشیع و ایران را یکجا نشانه رفته اند. از این روی تا دیر نشده ضرورت حفظ&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;هشیاری، همفکری و تدبیر موثر پیشکسوتان، دلسوزان و بزرگان انقلاب برای کنترل&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;، انزوا و قطع ید این غده ی سرطانی و عبور از شرایط بسیار حساس کنونی با باز کردن روزنه های امید به شکل استراتژیک نه تاکتیکی دو چندان می نماید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-3966104552595407373?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/3966104552595407373/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_05.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/3966104552595407373'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/3966104552595407373'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_05.html' title='“نیروهای خودسر” یا “اژدهای چندسر” ؟'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-2536184525911086952</id><published>2010-09-04T00:53:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.012+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کروبی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><title type='text'>حق شهروندی کروبی و اشتباه رادیکال ها</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;با تجمع در خانه ی شیخ مهدی کروبی و فحاشی به او چه چیزی عایدشان می شود؟ می دانید دشمنان جمهوری اسلامی در پس حمایت های ظاهری از کروبی چه لبخندها که به همه ی ما نمی زنند؟ خواه ناخواه کروبی بخشی از این نظام است و اگر او و امثال او را بگیریم، به تدریج این "نظام" است که لاغر و لاغرتر می شود. کروبی خود نیز می داند که در این نظام او کروبی است وگرنه همین که تکانی بخورد دیگر "نه تو مانی و نه من" است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک استراتژی در قبال کسانی که اشتباهاتی را مرتکب شده اند این است که اگر پوست موزی به زیر پایشان افتاد با فشاری مضاعف آنها را حل دهید که به قعر چاه سقوط کنند و راه دیگر گرفتن دستشان است که حداقل بیشتر پایین نروند و یا کمک شوند تا به بالا کشیده شوند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اما این پوست موز که سال گذشته به زیر پای همگی ما اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و غیره افتاد چه بوده؟ تبلیغات و تشویق های زیرکانه ی رسانه های بیگانه و نیز عوامل مشکوک داخلی که با زیرکی موفق شدند افکار عمومی را شکل دهند و سر رشته ی کار را تا حدود زیادی هدایت کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;البته این دو طرفه است، اصولگرایان می توانند تمام شعارهای سرداده شده ی سال گذشته را به گردن کروبی و موسوی ننویسند، می توانند نیت آنها را از ابتدا بر هم زدن بازی ندانند، می توانند آنها را همانطور که رسانه های بیگانه تبلیغ می کنند به دنبال براندازی نظام ندانند، می توانند شکسته شدن حرمت مقامات عالی نظام را هدف از پیش تعیین شده ی آنها ندانند، می توانند از برقدرت بودن خود علیه مخالفان سیاسی استفاده نکنند و بخشی از نیروهای سیاسی که از ابتدای انقلاب با آنها متفاوت می اندیشیده اند را شری ندانند که باید از آن خلاصی یافت، آن را فرصت بدانند و در صدد اصلاح آن باشند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اطلاح طلبان هم می توانند اشتباهات طرف مقابل را به حساب مقامات عالی نظام ننویسند و همه ی کوتاهی ها را به ایشان نسبت ندهند یا اینکه بین تحریک کنندگان و متخلفانی همچون قاضی مرتضوی و مقامات عالی نظام تفاوت قائل شوند، تخلفات اعضای شورای نگهبان را اشتباهات شخصی بدانند و نه دستور مقامات عالی کشور، استراتژی امثال سردار مشفق و دوستانش را تصمیم اشتباه و تخلف آنها بدانند و نه استراتژی نظام و برنامه ی دیکته شده ی مقامات عالی کشور.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خدایا دشمنان ما را از احمق ها قرار بده و نه دوستان و مخالفین را. گویا اگر ما در رشته های علمی در جهان پروفسورا نداشته باشم اما در بلاهت و حماقت اینقدر داریم که دشمنان و مخالفین از آن به خوبی بهره مند هستند ولذا با فتنه ی پارسال بیگانگان دیگر به حمله ی نظامی خارجی و تحریم های بین المللی نیاز نداریم، خودمان اینقدر تواناییم که ایران و اسلام را با دست خودمان و یک باره به خاک می نشانیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اما درباره ی کروبی به یک نکته اشاره می کنم. در اتخابات پارسال کاندیدای اصلاح طلبان آقای موسوی بود اما آقای کروبی هم کاندیدا شده بود. شاید در نگاه اول ما باید یا خودشکی می کردیم که ایشان کناره گیری کند یا در انتخابات او را رقیب خود می دیدیم و به رقابت با او برمی خیزیدیم اما ارزیابی ما این بود که چون رای کروبی بسیار ناچیز خواهد بود لذا بودنش از رای ما کم نخواهد کرد و اگر با او مخالفتی کنیم همین مخالفت ما می تواند برای او بهترین تبلیغ باشد. نتیجه ی انتخابات که اعلام شد هم آقای موسوی و هم آقای کروبی و رضایی به نتیجه اعتراض داشتند اما آرای آقای کروبی اینقدر کم بود که اگر بگوید رای او 10 برابر هم بوده باز هم می شود سه میلیون رای!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;منظور اینکه جوجه افراطیان اصولگرا که هر شب به در خانه ی کروبی می روند و به فحاشی و شیطنت می پردازند غیر از بزرگ کردن مخالفشان هیچ کاری نمی کنند. آقای کروبی اگر 100 سال شعار می داد و می گفت که به هر نفر یک میلیون تومان پول می دهد هم اینقدر حامی پیدا نمی کرد که الان مردمی به خاطر حماقت های اینچنینی از مظلوم حمایت می کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;من با اشتباهاتی که آقای کروبی سال گذشته کرده و هنوز هم دارد مخالفم و این را به صراحت اعلام کرده ام ولی وقتی می بینم کروبی در خانه است و احمق هایی به نام اسلام در شب احیا به در خانه اش می روند و فحاشی می کنند، ناچارم از مظلومیتش بنویسم و بی رحمی مخالفان. نگران این بزرگ کردن های بی حساب و کتابم که آن وقت چطور می شود کروبی را کنترل کرد. این چند روز کروبی بیش از هر زمانی رسانه ای شده است و دیشب همسر کروبی هم برای اولین بار با بی.بی.سی مصاحبه کرد، این تنها نتیجه ی حماقت های افراطیان اصولگراست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک جمله هم درباره ی نفاق این افراطیان بگوییم، همانها که منافقانه خود را طرفدار رهبری می خوانند و ما را مخالف. مگر پارسال رهبر برای چندمین بار نگفته بود(نقل به مضمون) که جوانان شور ورشان ندارد و اعمال خلاف قانون انجام ندهند و بگذارند کارها قانونی پیش برود پس چرا لباس شخصی ها اینچنین بهانه به دست دیگران می دهند؟ چرا نیروی انتظامی جلوی این شعبان بی مخ ها را نمی گیرد یا دیر وارد عمل می شود؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;من از اعمال آقای کروبی و نامه ی احمقانه ای که فاطمه کروبی به رهبری نوشته است دفاع نمی کنم، اما از حقوق شهروندی کروبی دفاع می کنم، همانطور که اگر کسی بخواهد با قاضی مرتضوی یا سردار مشفق برخوردی خلاف قانون کند برآشفته می شوم. اگر قرار به برخورد قانونی با کسی باشد آقای کروبی هم مانند دیگران با شکایت قانونی به دادگاه احضار خواهد شد اما این برخوردها نتیجه ی کاملا معکوسی دارد. اگر شکایت شد دادگاه باید به شکایت رسیدگی کند و آقای کروبی موظف به تبعیت از قانون است. ایراد ما این است که با کروبی اینچنین خلاف قانون برخورد می شود و کسی هم پاسخگو نیست و از طرف دیگر وقتی دوستان ما از سردار مشفق به صورت قانونی شکایت می کنند تاکنون پاسخی به آنها داده نشده؛ البته همچنان امیدوار به رسیدگی هستیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و اما در خبرها بود که تجمع کنندگان در مقابل خانه ی کروبی از اعضای بسیج بوده اند. نمی دانم یا چنین نیست که خدا کند نباشد پس چرا تکذیب نمی شود و اگر چنین است که فاجعه؛ از یک طرف حفاظت از کروبی بر عهده ی پاسداران است و از طرفی بسیجیان به خانه ی او حمله می کنند! این کارها خنده دار است، خب بگویند همان پاسدارها به جای محافظت او را کتک بزنند و به او فحش بدهند! امیدوارم چنین خبرهایی واقعیت نداشته باشد اما متاسفانه بر مبنای سخنان منتشر شده و تکذیب نشده ی سردار مشفق چنین خبرهایی بسیار باورپذیر شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فکر می کنم جنس برخورد با آقای کروبی مانند برخورد با مرحوم آقای منتظری است. هر چند آقای کروبی در آن ماجرا خودش بی تاثیر نبود و الان دارد به سر خودش می آید اما از منظری دیگر می خواهم بگویم نحوه ی برخورد با مرحوم آقای منتظری اتفاقا به تاثیرگذاری بیشتر آن مرحوم در زمینه ی سیاسی کمک کرد، همان اشتباهی که پرفسورهای مرده زنده کن ما دارند با نفر پنجم انتخابات سال گذشته می کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هر کس به دنبال بازگشت امور به قانون است ابتدا خود باید به قانون برگردد، برخورد غیرقانونی فقط به طرف مقابل مجوز عمل غیر قانونی را می دهد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"مصاحبه ی آقای خاتمی با خبرگزاری فارس" یا "مصاحبه ی خبرگزاری فارس با آقای خاتمی"، اتفاق بیسار مهم و نشانه ی مهمی می تواند باشد. در یادداشت بعدی احتمالا این موضوع را بررسی خواهم کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 2 :&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تا پیارسال تقریبا هر ساله چه زمانی که در نوشهر بودم و یا زمان دانشجویی در گرگان و چه در این سالها در تهران در راهپیمایی روز قدس شرکت می کردم و تکلیفم هم معلوم بود. روز قدس تعریف خودش را دارد و به این و آن مربوط نمی شود. حتی اگر در ایران جمهوری اسلامی هم نباشد روز قدس روز قدس است. اما پارسال شرکت نکردم. دیروز اما به خاطر اینکه شب احیا تا سحر بیدار بودم خوابم برد و نتوانستم برسم، البته بعد از ظهر که از میدان هفت تیر رد شدم و آن همه نیروهای پلیس ویژه را دیدم زیاد هم دلم نسوخت که نرسیدم شرکت کنم چون فضا که سیاسی می شود به آدم نمی چسبد. به جایش اینجا برای روز قدس می گویم "مرگ بر اسرائیل" و در باقی روزهای سال هم می گویم "جانم فدای ایران".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پس نوشت:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از ارسال این یادداشت، یک دوست بسیجی خبر داد که در روز قدس از حاج علی فضلی جانشین بسیج شنیده که گفته است: &lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"اتفاقات شب گذشته (پنج شنبه شب در منزل کروبی) هیچ ربطی به بسیج نداشت و افراد خودسر مجری این کار بودند."&lt;/blockquote&gt;این دوست بسیجی همچنین درباره ی این اتفاق نوشته است:&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"به نظر بنده هم آنهایی که رفتند در خونه کروبی و آن اتفاقات را اجرا کردند صددرصد کاراشتباهی کردند و با این کارها همان کاری را می کنند که کروبی می خواهد.&amp;nbsp;&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;به عنوان یک بسیجی از کارهای انجام شده در جلوی منزل کروبی تبری می جویم به مانند خیل عظیم بسیجیان در آن شب عزیز مشغول استغفار و طلب عزت برای ایران اسلامی و رهبر عزیزتر از جانشان بودند."&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-2536184525911086952?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/2536184525911086952/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_03.html#comment-form' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/2536184525911086952'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/2536184525911086952'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/09/blog-post_03.html' title='حق شهروندی کروبی و اشتباه رادیکال ها'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-2296676972034947601</id><published>2010-08-31T19:38:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.027+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>شماره حساب سبزها برای دریافت دلار</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این از عدالت به دور است که 17 میلیارد دلار زیان بسته به آقایان موسوی و کروبی و خاتمی داده می شود تا بلکه عادلانه بین 13 میلیون عضو انقلاب مخملی تقسیم شود. اگر طرح هدفمند کردن یارانه ها الگوی دولت رسمی آمریکا قرار می گرفت آن بودجه به صورت مساوی و عادلانه در حساب های تک تک ما ریخته می شد و همه از حسین آقا اوباما تشکر می کردیم.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TH0Xgu4pREI/AAAAAAAABds/8FJgsmlTX4M/s1600/sobhesadegh246542654.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TH0Xgu4pREI/AAAAAAAABds/8FJgsmlTX4M/s320/sobhesadegh246542654.jpg" width="243" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مگر آقای کروبی وقتی از جزایری 300 میلیون گرفت به کسی پول داد که الان این همه را گرفته تقسیم کند؟ یا هادی خامنه ای و دیگرانی که از شهرام جون پول گرفتند همگی آن را خوردند و یک لیوان هم روش آب نوش جان کردند. چرا برای جناب آقای اوباما درس عبرت نمی شود که پول ها را به کس دیگری بدهد؟ واقعا از دست حسین آقا اوباما - یا مابااو - ناراحت هستیم و ناراحتی خود را اینچنین اعلام می کنیم که "وات آر یو دویینگ؟".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حتی چند سال پیش که جناب آیت الله مصباح یزدی از چمدان دلارها خبر داده بود باز هم نمی دانم کدام نامردی آنها را گرفته بود که حتی یک سنت هم به ما نرسید. آن زمان البته متاسفانه چون آدرسی از دریافت کننده ها نداشتیم نتوانستیم برویم و از حلقومشان بیرون بکشیم. حالا نمی دانم شاید آیت الله مصباح با کسی که دریافت کننده ی پول بوده رودربایسیتی داشته یا نه اما بالاخره اسم نیاورده بودند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اما الان الحمدالله کیهان و جوان و فارس و آیت الله جنتی و وزیر اطلاعات و چند نفر دیگر به صورت قطعی گفته اند که سران فتنه یعنی خاتمی و موسوی و البته آقای کروبی دلارهای هنگفتی را دریافت کرده اند، البته اختلاف بین علما زیاد است از یک میلیارد تا 17 میلیارد دلار. رقم خیلی بالاست، حتی اگر به همان 13 میلیون نفر قرار باشه تقسیم بشه می دونید چقدر می شود؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک پیشنهاد هم این است که دریافت کنندگان خوشه بندی شوند، خوشه یک: خود کاندیداهای جریان فتنه + خاتمی، خوشه ی دو: فعالان ستادها، خوشه ی سه: هوادارانی که رای داده اند و بعدا به خیابان ها آمده اند. طبق این خوشه بندی از کل مبلغ 33 درصد بین سران (همان سه ملعون به قول ریش قرمزی)، 33 درصد بین حدود 50 هزار نفر که در ستادها فعال بوده اند و 33 درصد هم بین 12 میلیون و 950 هزار نفر دیگر که به دنبال ما راه افتادند. این هم روش عادلانه است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اما الان مساله ی یک چیز دیگر است، بیشتر از 14 ماه از خرداد 88 گذشته و به دست ما که حتی یک دلار هم نرسیده، حتی برای اغتشاشات و فتنه گری ها از جیب هم خرج کرده ایم. وزیر اطلاعات امروز گفته که یک میلیارد نبوده و 17 میلیارد دلار بوده که از طریق ان.جی.او ها به جریان فتنه داده شده! حالا یا وزیر اطلاعات از سران فتنه باج گرفته تا بگه که پول دست خاتمی و موسوی و کروبی نیست، یا همه ی پولها رو خودشون وسط راه گرفته اند و می خواهند این طوری بین ما ها اختلاف بیاندازند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از آنجایی که ما آقای جنتی و روزنامه ی کیهان را از آقای وزیر اطلاعات بیشتر قبول داریم بنابر این الان مطمئنیم که پولهایی که اوباما جون فریتاده مستقیما به سران فتنه داده شده و برای همین همگی یکصدا فریاد برمی آوریم "موسوی، کروبی، خاتمی، دلار ما رو پس بدین".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دو کلمه هم جدی بنویسیم. اظهارات آقای جنتی در مسجد جمکران بسیار دقیق بیان شده بود و مطابق ادعای ایشان، آمریکا یک میلیارد دلار به &amp;nbsp;سران به قول آنها فتنه داده شده و کیهان هم چند روز بعد آقای خاتمی را یکی از سران فتنه خواند و ادعا کرد که "مرجع ضمیر سخنان آیت‌الله جنتی مشخص شد" یعنی یک میلیارد دلار به آقای خاتمی داده شده است! لذا &lt;a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8906061509"&gt;سخنان اخیر وزیر اطلاعات&lt;/a&gt; اگر درست هم باشد پس آقای جنتی اشتباه کرده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در اوایل مرداد ماه امسال یعنی پس از سخنان آیت الله جنتی یکهو رسانه های تندروی جناح راست ادعا کردند که "&lt;a href="http://inn.ir/newsdetail.aspx?id=48816"&gt;پس از این موضوع - انتشار سخنان جنتی - بود که عکس های دیدار سیدمحمد خاتمی با ملک عبدالله، پادشاه عربستان، به رسانه ها درز کرد&lt;/a&gt;".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;موضوع دیدار مربوط به سفر اردیبهشت ماه پارسال است که &lt;a href="http://www.khatami.ir/fa/album/101/6"&gt;گزارش تصویری کامل آن دیدار(با حدود 50 عکس) در سایت آقای خاتمی قرار دارد&lt;/a&gt; اما تندروها با پررویی تمام اینگونه القا کردند که خودشان آن دیدار را کشف کرده اند. هدف آن سفر شرکت و&amp;nbsp;سخنرانی در اجلاس مجمع تعامل بود که در کنار آن&amp;nbsp;زیارت خانه ی خدا، دیدار با مسؤولان بعثه رهبری در مکه، دیدار با ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی، دیدار با رییس بانک توسعه ی اسلامی، دیدار با رئیس سازمان کنفرانس اسلامی نیز صورت گرفته بود. آقای خاتمی هشت سال رییس جمهور ایران بوده و نحوه ی استقبال و برخورد با ایشان کاملا طبیعی است ولی انگار طرفاران دولت آقای احمدی نژاد از این که چنین برخوردی با آقای احمدی نژاد نمی شود ناراحت شده اند و این حسادت هم کاملا طبیعی است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آنها عکس ملاقات خاتمی و شاه عربستان را با تیتر "&lt;a href="http://inn.ir/newsdetail.aspx?id=48640"&gt;خاتمی دوش به دوش ملک عبدالله&lt;/a&gt;" از سایت خود خاتمی برداشته اند و بعد از یک سال بازانتشار داده اند تا مگر بتوانند او را تخریب کنند. حتی صبح صادق در شماره ی هفته ی پیش خود تصویر این دیدار را انداخته و کنار آن نوشته"دیدار خاتمی با ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی 24 اردیبهشت 1388 / این عکس اشاره دارد به دلارهای سعودی که به فتنه بعد انتخابات دامن زد"!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر دیدار و ملاقات با پادشاه عربستان بد است پس چرا شما برای چنین دیدارهایی سر و دست می شکنید، آید چون کمتر تحویلتان می گیرند دست به تخریب می زنید؟ ونزوئلا را که راهش را خاتمی باز کرد و چند بار رفت و چاوز چند باز آمد، شما با کجا ارتباطمان را کسترش دادید؟&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TH0X-Z0YNrI/AAAAAAAABdw/Vj9FVxNVbv8/s1600/25933.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="213" src="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TH0X-Z0YNrI/AAAAAAAABdw/Vj9FVxNVbv8/s320/25933.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;من هیچ وقت نیدم که آقای خاتمی زیر عکس "ملک فهد" پادشاه سابق عربستان بنشیند، اما یادمان نمی رود که آقای احمدی نژاد چندین بار به عربستان رفته، با پادشاه کنونی ملک عبدالله دیدار کرده و به طور عجیبی کاملا زیر عکس ملک فهد نشسته، یعنی گویا طوری برنامه ریزی شده بوده که عکس فهد در بین آنها هم نباشد، کاملا بالای سر احمدی نژاد باشد. (&lt;a href="http://www.president.ir/fa/?ArtID=7723"&gt;لینک به سایت ریاست جمهوری&lt;/a&gt;)&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یا آقای جنتی مرد باشد و بگوید که اشتباه کرده است، یا ثابت کند که موسوی و کروبی و خاتمی یک میلیارد دلار از آمریکا پول گرفته اند.&amp;nbsp;اگر حرف آقای جنتی ثابت نشود متاسفانه حامیان کنونی آقای جنتی هم دچار ریزش می شوند.&amp;nbsp;در حالت اول به شجاعت آقای جنتی درود خواهیم فرستاد و او را بزرگمردی به حساب می آوریم چون کمتر کسی در بین ایرانیان یافت می شود که به اشتباهش اعتراف کند و عذر خواهی کند. در حالت دوم من و دوستانمان دست آقای جنتی را می بوسیم، اگر به دست قانون مجازات نشوند، خودمان خرخره ی آقایان موسوی و کروبی و خاتمی را با دستان خودمان می گیرم و آنها را خفه خواهیم کرد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-2296676972034947601?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/2296676972034947601/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/2296676972034947601'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/2296676972034947601'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='شماره حساب سبزها برای دریافت دلار'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/TH0Xgu4pREI/AAAAAAAABds/8FJgsmlTX4M/s72-c/sobhesadegh246542654.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-4735810631548170201</id><published>2010-08-30T19:21:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.051+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مذهبي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>تصاویری از فتنه ی دولت در نمایشگاه قرآن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;در نمایشگاه قرآن امسال غرفه ای به سفارش وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد به تخریب سرمایه های انقلاب اختصاص داده شده است؛ به خاطر این عمل دولت، به ویژه پس از دعوت رهبری به وحدت در سخنرانی هفته ی پیش، تمامی ضد انقلاب و منافقین و امریکا و اسرائیل یک صدا از دولت جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد تقدیر و تشکر می کند.&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;(برای مشاهده ی تصاویر در اندازه ی واقعی، روی تصاویر کلیک کنید)&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;گزارش تصویری زیر بخشی از آن چیزی است که در نمایشگاه دیده ام؛ برای مشاهده ی تصاویر بیشتر خودتان به نمایشگاه قرآن تشریف ببرید تا آرشیو کیهان و جوان و فارس را به صورت مولتی مدیا و زیپ شده در چند دقیقه ملاحظه کنید. وای بر کسانی که قرآن را بازیچه ی مقاصد سیاسی خویش کرده اند، انشالله همین قرآن کمرشان را بزند.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgHeYwpiI/AAAAAAAABcE/ilVufvCrOlY/s1600/ng1.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgHeYwpiI/AAAAAAAABcE/ilVufvCrOlY/s200/ng1.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره 1&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;برای تخریب آقای هاشمی رفسنجانی، قسمتی از کتاب "هاشمی بدون روتوش" را نقل کرده اند که هاشمی در آن گفته "زنان می توانند کت و شلوار بپوشند". در تابلویی که این جمله نوشته شده، تصویر زنی دیده می شود که کت و دامن پویشده است. عنوان این تابلو را گذاشته اند "تساهل و تسامح فرهنگی مورد دلخواه دشمن در دولت سازندگی". البته عکس مذکور به نظر مربوط به همین امسال یا پارسال است نه دوران سازندگی!&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgKY6vfqI/AAAAAAAABcI/1evrds-vxUQ/s1600/ng2.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgKY6vfqI/AAAAAAAABcI/1evrds-vxUQ/s200/ng2.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;2&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در تابلویی با عنوان "سران داخلی جریان فیمینیسم"، تصاویر و جملاتی از زهرا رهنورد، فائزه هاشمی رفسنجانی و شیرین عبادی وجود دارد که درباره ی دیه، طلاق و تعدد زوجات نظرشان را گفته اند. اتفاقا این نظرات هم اکنون در مجلس شورای اسلامی هم درباره ی چند لایحه و طرح به صورت علنی مطرح می شود و طرح آن موضوعات مغایرتی با اسلام ندارد.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgM4XzXlI/AAAAAAAABcM/G-qYareZAug/s1600/ng3.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgM4XzXlI/AAAAAAAABcM/G-qYareZAug/s200/ng3.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;3&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در تابلوی "ابتذال" تصاویر چند جوان رپ و معتاد را انداخته که احتمالا مربوط به همین امسال یا پارسال است، اما در کنار آن چند جمله از نشریاتی مربوط به سالهای 1377 و 1378 درج شده که به عنوان نمونه نوشته شده است "دختر و پسر به دوستانی از جنس مخالف احتیاج دارند ... ". معلوم نیست آیا مسوولیت نوشتن چنین جملاتی با آقایان خاتمی و هاشمی بوده؟ مگر احمدی نژاد نگفت که آیا مشکل کشور ما موی دختران است؟ چرا آن را در وضعیت فعلی حجاب موثر نمی دانند یا نظرات آقای مشایی رییس دفتر آقای احمدی نژاد را اگر خاتمی گفته بود که کفن پوشان به خیابان می ریختند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #333333; font-family: Arial, Tahoma, Helvetica, FreeSans, sans-serif; font-size: 15px; line-height: 20px;"&gt;خبرگزاري فارس به نقل از رحيم مشايي(&lt;a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8702080522" style="color: #992211; text-decoration: none;"&gt;يكشنبه 8 ارديبهشت 87&lt;/a&gt;) : «هنوز فكر مي‌كنند روسري يك ذره تكان بخورد، همه عالم به هم مي‌ريزد در حاليكه اين توهمه، دروغه. بعضي‌ها مي‌گويند در بازار كه راه مي‌روي گوش‌هايت را ببند و اگر ناچار شدي گذرت به بازار افتاد، بدان كه اولاً اين اراده شيطان است كه تو گذرت به بازار افتاده سرت را پايين بينداز، گوش‌هايت را ببند. يك تسبيح هم بگير، چپ و راستت را نگاه نكن چون همه طرف شيطان است. زيبايي وسيله شيطان نمي‌شود. اين منطق، خيلي وارونه است. منجلاب وسيله شيطان است، سياهي، فقر، زشتي، پلشتي و پليدي وسيله شيطان است. در زيبايي و علم بايد خدا را جستجو كرد در قدرت بايد خدا را جستجو كرد، عرفان اين است. البته معنايش اين نيست كه از فردا هر كسي در خيابان اين طرف و آن طرف را نگاه كند و بگويد كه من عرفان دارم.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #333333; font-family: Arial, Tahoma, Helvetica, FreeSans, sans-serif; font-size: 15px; line-height: 20px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgOkFVUYI/AAAAAAAABcQ/X78Uw9m7gds/s1600/ng4.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgOkFVUYI/AAAAAAAABcQ/X78Uw9m7gds/s200/ng4.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;4&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در مورد تابلوی "عدم مرزبندی با دشمن" البته شاید ایراداتی وجود داشته باشد اما واقعیت این است که حامیان احمدی نژاد هم در تخریب سرمایه های انقلاب با منافقین و صهیونیست ها مرزبندی ندارند و به همان اندازه که منافقین و سلطنت طلب ها از خاتمی و هاشمی و موسوی کینه به دل دارند، اینها هم گویا کینه ی شتری به دل دارند.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgRUWOTgI/AAAAAAAABcU/RUvvdJ1xjdU/s1600/ng5.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgRUWOTgI/AAAAAAAABcU/RUvvdJ1xjdU/s200/ng5.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;5&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;در تابلوی شماره ی 5 با شیطنت، سخنان آقایان خاتمی و کدیور که روحانی هستند و در مورد دین می توانند اظهارنظر کنند در کنار گفته ای از اکبر گنجی آورده شده که درباره ی امام خمینی است و جالب است منبع سخن گنجی روزنامه ی کیهان سال 1377 است! امروز ما سخنانی از آقای مشایی درباره ی خدا و پیغمبر می شنویم که به مراتب از سخنان گنجی در آن مقطع حساسیت برانگیزاننده تر هستند.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THplz3fvEBI/AAAAAAAABcY/-8JsUakilKw/s1600/ng6.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THplz3fvEBI/AAAAAAAABcY/-8JsUakilKw/s200/ng6.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;6&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;" ما باید بیاییم و توان بگذاریم تا به هر قیمتی رهبری را تضعیف کنیم". این جمله ی 100 درصد دروغ در تابلوی شماره ی 6 به موسوی خوئینی ها نسبت داده شده است. از دولتی که رئیسش در تلویزیون خیلی فاش دروغ می گوید(تکذیب هاله ی نور و نرخ تورم) چنین کارهایی بعید نیست.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl1O_2ygI/AAAAAAAABcc/qjpqkbkKIBE/s1600/ng7.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl1O_2ygI/AAAAAAAABcc/qjpqkbkKIBE/s200/ng7.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;7&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در &amp;nbsp;تابلویی که تصویری از بهزاد نبوی در دادگاه بر آن نقش بسته است تمام عقده های خود را خالی کرده اند و درباره ی چریک پیر که از ابتدای انقلاب نتوانسته اند به زانو دربیاورند و انشالله نخواهند توانست، نوشته اند: "فرد مرموزی که در اکثر حوادث پس از انقلاب رد پای مشکوکی از او دیده می شود". نبوی از پاکترین مسوولان پس از انقلاب است.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl2pvqglI/AAAAAAAABcg/0q_YUb65k1c/s1600/ng8.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl2pvqglI/AAAAAAAABcg/0q_YUb65k1c/s200/ng8.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;8&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تصویر یکی از هواداران میرحسین موسوی در تابلوی "عدم موضع گیری نسبت به هنجار شکنی ها" دیده می شود. حامیان آقای احمدی نژاد از خاطر برده اند که در همان ایام خودشان از هوادارنشان چه عکس هایی منتشر می کردند؟&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THp5KBiZ_QI/AAAAAAAABdk/UM1-dTffhQM/s1600/L00908401123.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="140" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THp5KBiZ_QI/AAAAAAAABdk/UM1-dTffhQM/s200/L00908401123.jpg" style="cursor: move;" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;سایت روزنامه ی جام جم، انتخابات 1388&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این عکس(بالایی) نمونه ای از هواداران آقای احمدی نژاد است که جام جم آنلاین منتشر کرده بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl4Q2QUOI/AAAAAAAABck/-YEVAYFtIlc/s1600/ng9.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl4Q2QUOI/AAAAAAAABck/-YEVAYFtIlc/s200/ng9.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;9&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;در تابلوی دیگری در نمایشگاه قرآن، به استناد اعترافات کیان تاجبخش، مجددا دروغ دیدار آقای خاتمی با جورج سوروس مطرح شده است. جالب اینکه برای واقعی نشان دادن آن اعترافات کذایی، در ابتدای جمله ی نقل قول شده نوشته شده است "به گزارش خبرگزاری های معتبر" ! این در حالی است که آقای خاتمی به صراحت چنین دیداری را تکذیب کرده است.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl6wJgRkI/AAAAAAAABco/K-aqIPmWgHc/s1600/ng10.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl6wJgRkI/AAAAAAAABco/K-aqIPmWgHc/s200/ng10.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;10&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;عنوان تابلوی دیگری "تساهل و تسامح فرهنگی مورد دلخواه دشمن در دولت اصلاحات" است. در آن تصاویری از آقای خاتمی در جمع یا یک یا چند زن دیده می شود، برخی مربوط به داخل است که زنان محجبه هستند و برخی مربوط به سفرهای خارجی ایشان است که طبیعتا زنان غیر محجبه بوده اند. جالب است که آنها تصاویر زنان نیمه برهنه در کنار احمدی نژاد در سفرهای خارجی و یا تصاویر بوسه ی احمدی نژاد بر دستان یک زن به بهانه ی این که او معلمش بوده، تصاویر جفت مشایی با هدیه تهرانی و فیلم و عکس های حضور مشایی در مجلس رقص در ترکیه و از این قبیل را اصلا نادیده می گیرند.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THuBHUtRleI/AAAAAAAABdo/MHV4ni7JgaQ/s1600/00001.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="149" src="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THuBHUtRleI/AAAAAAAABdo/MHV4ni7JgaQ/s200/00001.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;سایت تابناک، 27 آذرماه 1388&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این هم عکس مسابقات کاراته ی بانوان ایرانی بدون حجاب که در دولت حجت الاسلام والمسلمین احمدی نژاد! اتفاق افتاد و کفن پوشان کفن نپوشیدند. شاید خوششان آمده است؟! برای دیدن عکس های بیشتر به سایت تابناک مراجعه شود (&lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=77719"&gt;کلیک کنید&lt;/a&gt;).&amp;nbsp;حالا باز هم بگویید تساهل و تسامح در دولت های سازندگی و اصلاحات؛ دولت احمدی نژاد که آخرش است. هاشمی و خاتمی باید لنگ بیاندازند.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl86zeU5I/AAAAAAAABcs/GfzOiD_paJM/s1600/ng11.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpl86zeU5I/AAAAAAAABcs/GfzOiD_paJM/s200/ng11.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;11&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تابلوی شماره ی 11، سوءاستفاده از نام امام" نام دارد. در این تابلو به دروغ ادعا شده که جمعیت حاضر در یکی از همایش های پیش از انتخابات در زمان پخش یک کلیپ درباره ی زمان فوت امام شادی کرده اند، در حالی که با اطلاع عرض می کنم چنین اتفاقی نیافتاده بود. جالب اینکه تصاویر این تابلو کاملا خلاف این را نشان می دهد. بر روی پلاکاردی که یکی از بانوان حامی آقای موسوی در دست دارد نوشته شده است "اماما، رای ما، یار وفادار تو".&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmDG2IAiI/AAAAAAAABc0/jk6nTTjfAbk/s1600/ng13.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="150" src="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmDG2IAiI/AAAAAAAABc0/jk6nTTjfAbk/s200/ng13.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;12&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در عکس شماره ی 12 دولت آقای احمدی نژاد سعی کرده است که صراحتا به تخریب هاشمی رفسنجانی بپردازد و این ادامه ی همان راهی است که احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی دور دوم سال 1384 و مناظره های انتخاباتی سال 1388 پی گرفته بود. بر روی یک سکوی دایره ای شکل یک کره ی زمین وجود دارد، مقداری دلار آمریکا بر روی زمین ریخته شده، یک صندلی سلطنتی در یک طرف آن است، روی صندلی یک تابلویی تکیه داده شده، بر روی تابلوی تصاویری از فرزندان هاشمی رفسنجانی و بخشی از نامه ی او به رهبری درج شده است. پای مجسمه ی جوانی با آستین کوتاه با زنجیر به پایه ی صندلی بسته شده. البته زنجیر از داخل یک شناسنه ی بزرگ رد شده است، صفحه ی مربوط به مشخصات همسر و فرزندان آن شناسنامه باز است و بر روی آن یک یادداشتی وجود دارد که نوشته " این شناسنامه نماد «حب همسر و فرزند» می باشد. متعلق بت فرد خاصی نیست؟! ".&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmAc03l8I/AAAAAAAABcw/sFi_KE1gAvE/s1600/ng12.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmAc03l8I/AAAAAAAABcw/sFi_KE1gAvE/s200/ng12.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;13&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تابلوی دیگری هم به این سکو دیده می شود که عنوانش "کینه در برخی سیاسیون" است. بر روی آن نوشته شده که به دلیل برخی ملاحظات سیاسی، اقتصادی، ... از ذکر نام برخی افراد معذوریم!&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmFnPrRUI/AAAAAAAABc4/GVeopsQSrhc/s1600/ng14.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmFnPrRUI/AAAAAAAABc4/GVeopsQSrhc/s200/ng14.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;14&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در تابلوی دیگری تصویری از مهندس موسوی نقش بسته و دستاندرکاران نمایشگاه او رااز دنیا برحذر داشته اند. حال آنکه خود این دوستان به خاطر دنیای خودشان حتی از نمایشگاه قرآن و کلام حضرت علی(ع) سوءاستفاده می کنند و آیا می دانند که نهج البلاغه ی حضرت امیر توصیه به حکمرانی خوب است نه این نوع رفتار دولتیان ما با مخالفانشان؟&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmIvc5o8I/AAAAAAAABc8/Y5kwQbu4rBE/s1600/ng15.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmIvc5o8I/AAAAAAAABc8/Y5kwQbu4rBE/s200/ng15.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;15&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در تابلوی شماره ی 15 فقط نفرت و مخالفت مردم با بیان دروغ نمایش داده شده است. آیا مردمی که نسبت به دروغ های رییس جمهورشان در مناظره ی تلویزیونی واکنش نشان بدهند کار بدی کرده اند یا آن رییس جمهور؟ آیا کسی غیر از آقای احمدی نژاد قضیه ی هاله ی نور را تکذیب کرد؟ آیا احمدی نژاد میزان تورم را 15 درصد اعلام نکرده بود در حالی که مطابق اعلام بانک مرکزی بالای 20 درصد بود؟ اصل حساسیت مردم نسبت به خطای مسوولانشان بسیار غنیمت است، هر چند با توجه به جو غالب در فضای احساسی انتخابات قطعا نقاط ضعف بزرگنمایی هم شد. از آن طرف هم یادمان نرود که یکی دو روز قبل از انتخابات روزنامه ی رسمی دولت (روزنامه ی ایران) تیترش این بود که "موسوی دروغ می گوید".&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmLeEvf3I/AAAAAAAABdA/kZkQqsjwDCA/s1600/ng16.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="150" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmLeEvf3I/AAAAAAAABdA/kZkQqsjwDCA/s200/ng16.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;16&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اظهارات چند نفر از سیاسیون خارجی و چند ایرانی بر روی یک تابلوی بزرگ حدود دو و نیم متر در دو و نیم متری درج شده است که برخی درباره ی اتفاقات سال گذشته و تعدادی اساسا ربطی به جنبش سبز و اتفاقات سال گذشته ندارد اما تهیه کنندگان نمایشگاه آن را برای تخریب طرف مقابل مناسب دیده اند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در این سالها آنچه آدم افراشی در دنیا بوده هم از آقای احمدی نژاد حمایت کرده است، حتی یکی از مقامات امریکایی گفته بود که هیچ سربازی برای ما نمی تواند مانند احمدی نژاد در خلیج فارس کار کند، چون وضعیت را به حد فاجعه می رساند و خودش باعث درگیری و منازعه خواهد شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یا تاکید آقای مشایی و تایید احمدی نژاد بر حرف های او که گفته بود ملت ایران با ملت اسرائیل دوست هستند! یادمان نمی رود که این حرف چقدر در محافل صهیونیستی برد داشت و برای آنها طرفدار جذب کرد.&amp;nbsp;خبر ملاقات وزیر دولت نهم با یکی از وزرای رژیم ضهیونیستی هم که دوستان خودتان منتشر کردند، خبر بی.بی.سی و سی.ان.ان. نبود.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THppgG_JxZI/AAAAAAAABdg/5scZlzeQX0o/s1600/ng17.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THppgG_JxZI/AAAAAAAABdg/5scZlzeQX0o/s200/ng17.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;17&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تابلوی شماره ی 17 نیاز به توضیح ندارد، هیچ آدم عاقلی از خشونت حمایت و دفاع نمی کند، اما در همین تصویر معلوم است که جواب معترضان با یک لا پیراهن با پلیس ضد شورش داده شده است. من از آتش زدن ها دفاع نمی کنم اما مسلم است که اگر نیروهای نظامی و انتظامی معقولانه برخورد می کردند وضع به آنجا کشیده نمی شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هیچ وقت فراموش نمی شود دوره ی سردار طلایی که علی رغم اختلاف نظر های سیاسی شخصی خود، اما در چنین مواردی بسیار هوشمندانه عمل می کرد و اعتراضات دانشجویی زمستان سال 1382 در تهران را به خوبی کنترل کرد و کمترین درگیری بین پلیس و معترضان به وجود آمد.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmPcH2FPI/AAAAAAAABdE/Y6mgvlHDN2k/s1600/ng18.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmPcH2FPI/AAAAAAAABdE/Y6mgvlHDN2k/s200/ng18.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;18&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بر خلاف تابلوی قبلی، تابلوی شماره ی 18 برخوردهای خشن و اشتباهات را انگار می خواسته به رخ بکشد. تصاویری از لباس شخصی ها، برخورد پلیس با مردم (مثلا مصروب کردن یک جوان توسط پلیس با باتوم)، حرکت جمعی موتورسواران پلیس،&amp;nbsp;نیز چند عکس پس از حمله به کوی دانشگاه تهران که در زیر ان نوشته شده "کوی دانشگاه تهران/ حوادث بعد از انتخابات 1388"، همچنین&amp;nbsp;تصویری از سه شهید زندان کهریزک که در زیر آن نوشته شده "کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک". به اینجا که رسید دیگر از فعل مجهول استفاده می شود "کشته شده"، چه کسی یا کسانی مسبب آن بوده اند خدا می داند و برگزار کنندگان نمایشگاه در جریان آن نیستند که مثلا قاضی مرتضوی دادستان برکنار شده ی تهران و دو یارش در ارتباط با همین از قضاوت تعلیق شده اند.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmRHyfOHI/AAAAAAAABdI/mgtclACzh5c/s1600/ng19.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmRHyfOHI/AAAAAAAABdI/mgtclACzh5c/s200/ng19.jpg" width="149" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;19&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;موضوع تبلیغات غرب بر روی کشته شدگان بعد از انتخابات به نوعی اشتباه مطرح شده است. در این تابلو با اشاره به آیه ی 6 سوره ی حجرات، خواسته اند بگویند که خبر دروغ بوده است. در حالی که اگر از ابتدا خبر رسانی داخلی آزاد گذاشته می شد قطعا شایعات رواج پیدا نمی کرد و البته نفی واقعیت کشته شدن تعدادی از هم وطنان در آن حوادث راه حل مسائل نبود.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmTU3XAaI/AAAAAAAABdM/2BE1afXgcEw/s1600/ng20.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="149" src="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmTU3XAaI/AAAAAAAABdM/2BE1afXgcEw/s200/ng20.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;20&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تاکید مکرر برگزار کنندگان نمایشگاه یعنی وزارت ارشاد بر تخریب آقای خاتمی است و اصرار دارند که حداقل عکس آقای خاتمی را در کنار جورج سوروس و جین شارپ بگذارند و بگویند که خاتمی دنبال انقلاب رنگی است. خب گیریم که به فرض محال آقای خاتمی دنبال رنگی بوده و شکست خورده، اما برگزار کنندگان نمایشگاه لطف کنند بفرمایند که آقای سردار مشفق و دوستانشان که گویا برنده شده اند برای مبنای چه کتاب ها و جزواتی به دنبال کودتا علیه بخشی از کاندیداهای رقیب خود بوده اند، برای تحقق آن اقدامات در کجا آموزش دیده اند؟ ما فکر می کردیم انتخابات است، نمی دانستیم دوستان در پشت پرده دوپینگ می کنند. می دانید چند وقت از انتشار حرف های منتسب به سردار مشفق گذشته؟ پس چرا تکذیب نمی شود؟ چرا به شکایت دوستان ما درباره ی آن سخنان رسیدگی نمی شود؟ این دیگر چه رسمش است که شاکی به زندان برود؟&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmVoF5_XI/AAAAAAAABdQ/La9WLVapR2o/s1600/ng21.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="167" src="http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmVoF5_XI/AAAAAAAABdQ/La9WLVapR2o/s200/ng21.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;21&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در گوشه ی یکی از تابلوها طرحی از تصویر موسوی، خاتمی و کروبی در حال تعظیم در مقابل پرچم امریکا درج شده است. در همان تابلو تصویر چند نفر دیده می شود که پارچه نوشته ی "جانم فدای رهبر" را به دست گرفته اند. مگر می خواهند رای گیری کنند بین این و آن؟ این چه حماقتی است که خودتان سطح منازعه را بالا می برید؟ می خواهید بخشی از مردم بگویند این یا آن؟! حماقت از این بالاتر؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همیشه مردم حق را به مظلوم می دهند و در این نمایشگاه وقتی مردم می بینند که وزارت ارشاد آقای احمدی نژاد یک طرفه به قاضی رفته است مطمئنا حس خوبی پیدا نمی کنند و نادیده حق را به فرد غایب می دهند که زبانش کوتاه است از پاسخگویی.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وقتی از این غرفه بازدید می کردم به غرفه دارانش گفتم واقعا شما خجالت نمی کشید که گرداندن این غرفه را قبول کرده اید؟ ساعتی با آنها گفتگو کردم و نیمی از آن را با دوربینشان فیلم برداری کردند. گفتم من حرف خودم را می زنم اما اطمینانی ندارم که از آن چه استفاده ای خواهید کرد. گفتند برای خود غرفه می گیریم! باور نکردم اما گذاشتم بگیرند. هر چند باکی از گفتن واقعیت نداریم، اتفاقا می گوییم اجازه بدهید در مقابل همه حرفمان را بزنیم. آنها جرات ندارند که پخش کنند.&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmYFOjfGI/AAAAAAAABdU/mPY4o6O7dZ8/s1600/ng22.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpmYFOjfGI/AAAAAAAABdU/mPY4o6O7dZ8/s200/ng22.jpg" width="153" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;نمایشگاه قرآن 1389 شماره&amp;nbsp;22&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;غیر از تابلوها که از بخش هایی از آنها عکس گرفته بودم، فیمی هم مشابه همین اراجیف در غرفه پخش می شد. سی در آن را هم می فروشند. چند کتاب درباره ی انتخابات پارسال منتشر شده که در حاشیه ی همین غرفه به فروش می رسید. عکس بالا تصویر جلد یکی از این کتابهاست با عنوان "شنبه ی پس از انتخابات" که مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده و به چاپ سیزدهم رسیده است. آن را نخریدم اما حتما همان چرندیاتی است که در جوان و فارس و کیهان در 14 ماه گذشته دیده ایم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دیشب برای افطاری به یک ساندویچی در خیابان طالقانی رفتیم. حدود 25 دقیقه طول کشید. وقتی برگشتم متوجه شدم آقا دزده درب ماشین را با پیچ گوشتی باز کرده و لاستیک زاپاس را برده است. جالب اینکه گویا دزدی هم بسیار تخصصی شده و دزدهای 206 فقط از طرف شاگرد با یک پیچ گوشتی درب را با یک تقه باز می کنند و فقط زاپاس را از صندوق برمی دارند. یک کیف چرمی در کنار زاپاس بود اما اصلا به آن دست نزده است. چه دزدهای متخصصی. خدا عمرشان بدهد که قدر شب قدر را دانسته اند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-4735810631548170201?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/4735810631548170201/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_30.html#comment-form' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4735810631548170201'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4735810631548170201'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_30.html' title='تصاویری از فتنه ی دولت در نمایشگاه قرآن'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THpgHeYwpiI/AAAAAAAABcE/ilVufvCrOlY/s72-c/ng1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-907149047435489815</id><published>2010-08-29T15:38:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.071+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>گفت وگوی ملی؛ راه نجات کشور از خشونت طلبان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;ابوالفضل فاتح -&amp;nbsp;&lt;/b&gt;بازتاب نوشته ی اجمالی اخیر تحت عنوان “&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/08/blog-post_21.html"&gt;گذرگاه خطیر و روزنه های عبور&lt;/a&gt;” مرا بر آن داشت اندکی به بسط مطالب مطروحه در این مقاله بپردازم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله سه محور عمده را شامل می شد: ۱) ضرورت نفی تهدید خارجی ۲) تاکید بر کنترل سطح مناقشات داخلی ۳) پیشنهاد باز کردن باب های گفت و گوی ملی&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;۱) نفی تهدید خارجی از جمله موضوعات مورد اتفاق همه ی حریانات سیاسی علاقمند به دین و میهن در کشور بوده است. ایرانی هر که باشد نمی تواند با مداخله ی خارجی در امور داخلی خود موافق باشد، چه رسد به تهدید و تحریم. استدلال اینکه تحریمها و تهدیدها متوجه دولت است نه ملت نیز استدل نادرستی است، چرا که نهایتا ره آورد آن موجب عقب ماندگی کشور خواهد بود. به یاد می آورم که در تابستان ۱۳۸۲ خدمت مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی رسیدم. آن ایام رسانه های خارجی تبلیغ توسعه ی دموکراسی با کمک سیاست جنگی آمریکا در منطقه را می کردند. ایشان در کنار تبیینی عمیق از تحولات سیاسی جهان فرمودند: ” نکند یک وقتی به سوی اجنبی و خارج کسی چشم داشته باشد یا متوسل شود. اگر آنچه در عراق اتفاق افتاد در جاهای دیگر اتفاق بیافتد؛ بیرون آمدن از آن ممکن نیست. البته دیگران هم توجه کنند به خواسته‌های مردم. باید بین مردم و مسوولین و روشنفکران همدلی و همفکری باشد.”.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شرایطی که بنا بر اکثر تحلیل ها، تحریم سیاست قطعی و تهدید خارجی یک احتمال جدی علیه کشورمان تلقی می شود و به ویژه در روزهای منتهی به سوخت گذاری تاسیسات بوشهر که تهدید در بالاترین سطح خود قرار داشت، تنها اقدام ممکن از سوی جنبش اصیل سبز برای انصراف تهدید خارجی از خشونت نظامی، ابراز مخالفت جدی،علنی و بدون قید و شرط بود. این به مفهوم نادیده گرفتن اقدامات و سیاست های ماجراجویانه ی برخی دست اندرکاران امور که هم ردیف با برخی دول خارجی موجب تقویت ایران هراسی و تصویر کردن چهره ی ایران به عنوان یک تهدید جهانی گردیده و یا فراموشی مافیای نوظهور ثروت و قدرت که جنگ یا پیشامدی نظیر آن را امکانی برای تصفیه حساب داخلی و خیمه زدن بیشتر بر منابع کشور می داند نیست. آن را باید متذکر شد و مورد نقد جدی قرار داد، اما مگر می شود به این دلیل، نسبت به دولت هایی که تاریخ خود را با جنگ و خشونت در منطقه آمیخته اند مظنون نبود و در برابر تهدید مستقیمشان سکوت اختیار کرد؟ ما که سر جنگ با کسی نداریم، طبیعی است که خواهان روابط بهتری با جهان باشیم و از زیاده گویی مشکوک ماجراجویان و فرصت سوزی برخی دست اندرکاران ناخرسند،اما کیست که بر ایمانیت و ایرانیت خود بنازد و بی استثنا مداخله یا فرصت طلبی دول خارجی در مناقشات داخلی را مردود نداند؟ مگر همین چند ماه پیش بسیاری بر امتیاز گیری یک طرفه ی چین و روسیه (صرف نظر از شعار نامریوط و دست ساخت مرگ بر روسیه) معترض نبودند؟ آیا میان امتیازگیری اروپاییان و امریکا با دول قدرتمند شرقی تفاوت ماهوی وجود دارد؟ هر دو مردود است و منطقا موضع گیری بی چون و چرا و البته سنجیده در برابر هر دو الزامی است. در چنین صورتی است که انتقاد به سیاست ضعیف یا غلط خارجی و مواضع نادرست و بی مبنای برخی دست اندرکاران حجیت واقعی پیدا کرده و مفهوم ملی می یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲) تاکید بر کنترل سطح مناقشات داخلی: این گزینه هم در شرایط تهدید گزینه ای معقول است و هم از منظر اصلاحات داخلی. این نه سخنی بدیع است نه بی مبنا. حتی دول متخاصم در شرایط جنگ عندالزوم نسبت به کنترل سطح منازعه اقدام می کنند. ایران و آمریکا چند دهه است که در شرایط مخاصمه اند. آیا با همه ی ابزارها، روشها و در بالاترین سطح به منازعه وارد می شوند؟ حتی در موارد برخورد نظامی چه در شرایط جنگ ایران و عراق و چه پس از آن، هر دو کشور از بالا گرفتن شعله ی برخورد فی مابین و گسترش آن به مرزهای بی کنترل پرهیز کردند. کیست که تهدید اخیر اتمی آمریکا علیه کشورمان را در ردیف افراطی گری و ناپختگی های سیاسی نشمارد. در تمام شرایط جنگ تلاش ها متوجه آن بود که صدام از موشک پراکنی و بمباران شیمیایی و حمله به مردم بی دفاع پرهیز داده شود، نه آنکه مقابله به مثل شود. جنگ تمام عیار آخرین و البته سیاهترین مرحله مناقشات جهانی است که حتی همان هنگام نیز بسیاری از دولتها به کنترل آن همت می گزینند. بدون آنکه در مثل مناقشه ای باشد جایگاه این قاعده ی معقول در شکاف های داخلی دو صد چندان و بی نیاز از توضیح است. نمی دانم چرا عده ای از این پیشنهاد بر آشفتند، البته برآشفتن همزمان مطرودان بیرونی و افول گرایان داخلی که نان خود را در تنور افراطی گری می پزند مفهوم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از بزرگترین اعتراضاتی که به دست اندرکاران وقایع روزهای پس از انتخابات وجود دارد، همین بی قاعده بودن مواجهه با مردمی است که فریادشان سکوت بوده است. چرا اسلحه، چرا خشونت؟ چرا زندان؟ چرا اتهام؟ چرا تهدید؟ چرا تحقیر؟ چرا خفقان؟ چرا تغییر رادیکال فاز سیاسی به امنیتی؟ چرا حصر خبری، تهدید و توهین به رهبران سبز آن هم رهبرانی که در ایمانشان به انقلاب، اسلام و ایران از بسیاری از مدعیان نوظهور پیشتازترند؟ متقابلا، انتظار می رود همین نکته نیز در رویکرد معترضان و منتقدان مورد توجه باشد. نمی توان به کسانی که ناگهان در میان معرکه ی علاقمندان به اجرای درست و همه جانبه ی قانون اساسی، سخن از تغییر بنیادی نظام می گویند، کسانی که نوای ضدیت با دین سر می دهند، و کسانی که توهین را شعار می کنند خوشبینانه نگریست. کیست که نداند بسیاری از این رخدادها، دست ساخت قدرت طلبان نوکیسه یا فرصت طلبان برای بدنام کردن معترضان بود. آنها می خواستند مناقشه را از قاعده بیرون برده و مردم به ویژه جوانان را به واکنش غیر حساب شده وادارند تا دستشان برای هر اقدام کور و ناصواب و اهداف پنهان باز شود. کیست که نداند مردم معترض انگیزه ای برای بالا بردن سطح مطالبات نداشتند و دیگران با برخوردها و مواضعشان سطح مطالبات را افزون نمودند. مرحبا به مردمی که با هوشیاری و بینش مثال زدنی با آنکه دلهایشان مالامال از نقد و نظر بوده و است، با بردباری و ذکاوت مانع بهانه جویی ها بوده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با آن که عمق و سطح نارضایتی در بخش معنی داری از جامعه وجود دارد، اما نباید آن را به مفهوم رسیدن مردم به آستانه ی تقاضای تغییر رادیکال تفسیر کرد که راهبردی بس خظرناک و بی فرجام است. بر این باورم که ایده هایی که تغییر نظام را دنبال می کند، اقدامات و شعارهایی که سطح و مرز ندارد و حتی بسیاری از فاش گویی ها و نامه های سرگشاده موضوعیت نمی یابد. آنها که معتقدند باید مناقشه را به بالا ترین سطح کشاند، باید پاسخ دهند که چنین راهبردی به کجا ختم خواهد شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید انتظار از خود را منطقی کنیم. ملت ما در بسیاری از شئون از تراز بالایی برخوردار است، اما نباید کاستی های خود به ویژه در تجربه ی کشور داری و مردمسالاری، اخلاق حکمرانی، دانش مدیریت به ویژه مدیریت منابع، حقوق اساسی، تفاهم داخلی و تعامل با جهان را فراموش کنیم. با همه ی تفاوت هایی که بین اصول گرایان و اصلاح طلبان وجود دارد، اما کسی نسخه ای برای اصلاح یک شبه ی کشور ندارد. بیماری های کشور گام به گام بهبود می یابد. مشکل اصلی آن جریان منحرف است. باید همگان را از جریان منحرفی که چون ویروسی خطرناک به جان مملکت افتاده و بر مراکز کلیدی تکیه زده است آگاه ساخت و راه را بر آن بست، اما این با تغییر و جهت گیری رادیکال متفاوت است. در شرایط فعلی هر اقدام رادیکال که منجر به بالاتر رفتن سطح مناقشه شود تنها به نفع جریان نفوذی منحرف متحجری است که می خواهد سرنوشت خود و نظام را به هم پیوند بزند. به سرمقاله ها و رسانه هایشان نگاه کنید، حتی تغییر لحن امام جمعه ای را هم بر نمی تابند. چرا با هرگونه تلطیفی مخالفند؟ این لزوما دلیل تامی نیست، اما نشانه ی مهمی برای شناخت کسانی است که از کنترل سطح منازعه بیمناکند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنان بر نقش رهبران عالی در سیاست کنترل سطح منازعه پای می فشارم و خواهان تعمیق و گسترش آن هستم. به صراحت عرض می کنم نادیده گرفتن ایمان و باورهای دینی مردم، رویکردهای بی تفکیک و شعار های بدون مرز ریختن آب به آسیاب جریان منحرفی است که توانسته تا خلوتگاهها نفوذ کند. کسانی که نظام و حاکمیت رایکپارچه خطاب می کنند به خطا رفته اند. باید تمرکز بر هسته ها و حوزه های تولید ظلم و فساد باشد نه کلیت و ارکان نظام. آقای مهندس موسوی به درستی بیان داشته اند که باید با حفظ مرزبندی با اقتدارگرایان در برابر تهدید و تعدی خارجی ایستاد. همین سخن از سوی دیگر نیز مصداق دارد. یعنی با حفظ مرزبندی با مخالفان اساس انقلاب و نظام، باید در برابر مراکز تولید فساد و ظلم داخلی ایستاد. تمایز هر اقدامی فراتر از این با رادیکالیسم دشوار است. اصلاحات رادیکال که دیگر اصلاحات نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند ماه پیش عرض شد که آقایان موسوی، خاتمی و کروبی متشکلتر شوند و از نخبگان داخلی هر دو جناح کمک بگیرند. امروز این امر ضرورتی عینی تر است تا هم از آنارشی و مرزشکنی و رادیکالیسم پیشگیری شود و هم تصویر و راهبرد روشنتری از مسیر ارائه گردد. مردم شریفی که آن صحنه های به یاد ماندنی را در انتخابات آفریده اند،امروز چشم به گام های نخبگانشان دوخته اند که چگونه راه احقاق حقوق مردم و ارتقاء کشور را می گشایند. مردم آگاه ایران به مراکز تولید ظلم پشت و آنان را به خود واگذار کرده اند. روزنه ها را بسته اند و گرنه نگاهی به خلوت مردم فاصله ی عمیق با جلوت را آشکار می سازد. نگرانی ها ی جریان منحرف از آینده ی خود آشکار است و از این رو هر آینه محتمل است تا به یهانه ی پیشامدی رفتاری رادیکال بروز دهد. باید در برابر رادیکالیسم از هر نوع و در هر جبهه ای هشیار بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳) پیشنهاد باز کردن باب های گفت و گوی داخلی: تجربه می گوید و بسیاری معترفند که هیچ یک از دو جریان اصلی کشور قابل حذف از جامعه نیستند. ممکن است بتوان بخشی را برای مدتی از قدرت حذف کرد، اما حذف از جامعه خیال پردازی است. باید هویت ها را به رسمیت شناخت و راه اداره ی بهتر کشور را باز کرد. متاسفانه جماعتی بزرگ از اصولگرایان قدرت طلبی کرده اند و به مدد افول گرایان راه های گردش قدرت در جامعه را به نفع خود بسته اند. آنان خواسته یا ناخواسته کشور را به گرداب فرصت سوزی و سرمایه سوزی کشانده اند. این قدرت طلبان جماعت بزرگی از مردم را کنار گذاشته و تلاش دارند بخش دیگر را در برابر آنان قرار دهند و خود سهم عظیمی از سرمایه و فرصت کشور را یا به کنترل بخش کنار گذاشته معطوف کرده اند و یا با سیاست ها و مدیریت غلط بر باد می دهند. نتیجه آن می شود که با همه ی استخراج بی رویه ای که از منابع مادی و معنوی کشور شده است در داخل با مشکلات عدیده ی مدیریتی و توسعه ای مواجهیم و در خارج با تهدید و تحریم و واگذاری امتیازهای بی حساب. نهایتا به عنوان نمونه ترکیه و برزیل که سی سال پیش از مقروض ترین کشورهای دنیا بوده اند اینک از ما پیش افتاده اند در حالی که هیچ یک از هزینه های ملت ما را نیز نپرداخته اند. نه صدها هزار شهید و نه آبروی اسلام و ایران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید راهی برای تصحیح امور پیدا کرد. وقتی سخن از باز کردن راه های گفت و گو به میان می آید، به معنی معامله یا عبور و عدول از حقوق مردم نیست که کسی حق ندارد و نمی تواند چنان بگوید، به معنی پیدا کردن راهی معقول و پایدار برای ایفای حقوق امروز و آتی مردم است، وگرنه معلوم است که در نزد وجدان و دادگاه جامعه و در پیشگاه تاریخ نام چه کسانی به تباهی و چه کسانی به حق طلبی و آزادگی درج خواهد شد. اینکه به لحاظ فرهنگی و تاریخی، خوانش از گفت و گو گفت و گو بده بستان، سازش و خیانت است و اینکه پیشقدمی در گفت و گو به مفهوم ضعف و عقب نشینی ترجمه می شود موضوع مطلقی نیست و اینجا مصداق ندارد. این همان تلقی است که سالهاست تعمیم پیدا کرده و هم موجب عدم مفاهمه ی داخلی و هم مانع مراوده بهتر ما با جهان شده است و بسیاری از ما به آن معترضیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشن است که چه کسانی به دور خود و کشور دیوار برلین کشیده و مانع مفاهمه و بهره گیری از روش های مردمسالارانه در اصلاح امورند، اما باید دعوتشان کرد و پیشقدم شد. طرفداران مردمسالاری بر گفت و گو غیرت نمی کنند. این شیوه ی تمامت خواهان است که از گفت و گو می هراسند و اتکا به اقتدار را مکفی میدانند. پیشقدمی در گفت و گوی ملی نشان دهنده ی خیرخواهی و بلند نظری است و مستوجب تقدیر است نه تحقیر. باز کردن فضای گفت و گو یعنی به رسمیت شناختن تفاوت های مردم و خروج از فاز امنیتی به فاز سیاسی. گفت و گو یعنی باز شدن راهی برای تمرکز بر اصلاح سیاست ها و روشها به جای تمرکز بر افراد. گفت و گو یعنی باز کردن فضای عمومی برای طرح و فهم ایده ها در همه ی سطوح. طبیعتا باز شدن فضای رسانه ای، آزادی زندانیان، آزادی احزاب و گروه های سیاسی، رسیدگی به مظالم رفته، حق تعیین سرنوشت، مفاهمه ی نخبگان جناح های سیاسی، گفت و گوی نخبگان و حاکمان و در یک کلام خروج از فاز ناموجه امنیتی و ورود به فاز سیاسی نیز در همین چارچوب قابل تعریف است. باز کردن باب گفت و گو به مفهوم بسته شدن باب خشونت از هر نوعش و از جانب هر کس است و طبیعی است که تنها خشونت طلبان می توانند مخالف گفت و گوی ملی باشند. باز کردن باب گفت و گو و مفاهمه ی ملی رسالتی همگانی است که حاکمان و نخبگان بر آن مسئولترند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه معدودی در نقد مقاله ی پیشین جانب انصاف و آداب نقد نگاه نداشتند و نشان دادند که تنوع آرا در نزدشان شعاری بیش نیست، اما خدا را شاکرم که دیدگاه های ارزنده ای مطرح و باب این بحث گشوده شد. می دانم که در فضای فعلی برای بسیاری اینگونه سخنان خوشایند نیست و نقد و افشاگری و فریاد خریدار بیشتری دارد، اما به اصول این دیدگاه باور دارم و بر اساس مکاتبات فراوانی که از افراد بسیار موثر دریافت کرده ام، می دانم این دیدگاه از طرفداران جدی در جریان داخلی سبز و نخبگان جریانات دیگر برخوردار است، لذا هم طرح و پیگیری و هم نقد و موشکافی آن را ضروری می دانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می دانم که بسیاری از کسانی که بر سریر قدرت نشسته اند تمایلی به رسمیت شناختن طیف وسیع منتقدان خود ندارند و این دیدگاه از قبل با چالش جدی مواجه است، و چه بسا همین روزها پیشامدها و تندروی هایی را مخالفان این دیدگاه به ویژه همان جریان منحرف شکل دهند تا به مدد آن، زمزمه های این چنینی را در نطفه خفه کنند، کما اینکه به جای آنکه زندانیان را آزاد و فشارها را کم کنند، آزاد شدگان را به زندان فرا خوانده و به عنوان نمونه برای رییس ستاد آقای مهندس موسوی آقای دکتر بهزادیان که شرافت ذاتی و سلامت نفسش زبانزد است، حکم پنج ساله می نویسند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همینجا لازم است تصریح شود که ایده ی گفت و گو دشوارتر از هر ایده و مسیر دیگری است. عادت تاریخی نخبگان و حکام ما اتکا به شیوه های دیگر است. باید مفهوم و ارزش گفت و گو و فرهنگ آن را در همه ی سطوح و عرصه ها بازشناسی کنیم. دشوار است که تندروها فرصت دهتد که گفت و گویی از هر نوع و در هر سطحی شکل بگیرد، دشوار است که با گفت و گو تندروی های ریشه دار و عمیق، شکاف های سنتی و تاریخی، خلق و خوهای نا صواب و بی قانونی های بی حد و حصر کنترل شده یا انعطاف و اصلاحی معنی دار صورت پذیرد. حتی محتمل است برخی مدت کوتاهی نرمش و روی خوش نشان دهند و دوباره به خصلت مالوف برگردند، اما نباید مایوس شد و در چنبره ی این عادت تاریخی زمینگیر ماند. بالاخره باید روزی بر این قرار متقاعد شد. راه های دیگر شاید برای ما آسانتر بنماید چرا که به آن خو گرفته ایم، اما تعمقی بر آن نشان می دهد که بس خسارت بار و کم فایده است. دشوار است از هزینه های آن برای دین و میهن خوف نکنیم. شاید نادیده گرفتن این اصل بوده است که با یک تاریخ مملو از قهرمانان ملی هنوز به جایگاه مطلوب خود نرسیده ایم؟ اگر فرجی باشد و بخواهیم قله های بلوغ ملی را فتح کنیم، همین راه گفت و گوی داخلی با تکیه بر بدنه ی اجتماعی، به رسمیت شناختن متقابل و تفاهم ملی برای پیشرفت کشور، اصلاح روشها و اتفاق برای جراحی غده ی سرطانی منحرفین است. سخن از گفت و گوی ملی نیازمند به جان خریدن طعن و زخم رفیق و رقیب است، لکن بی شک کسانی که قدم در این مسیر پر مرارت اما فرهنگساز و راه گشا برای کشورمان بگذارند، در پیشگاه تاریخ سربلندتر خواهند بود، حتی اگر در کوتاه مدت در قاب قهرمانان ملی و تاریخی ننشینند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آینده قضاوت خواهد کرد که هر فرد و گروه کدام مسیر را برگزیده است و نتیجه ی عمل کدامیک موجب عبرت یا مایه ی مباهات فرزندانمان خواهد بود؟&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;درباره ی بخشی از بازتاب یادداشت آقای دکتر فاتح، یادداشتی نوشته بودم با این عنوان &lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #333333;"&gt;&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/08/blog-post_23.html" style="color: #992211;" target="_top"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;همصدایی مشکوک مخالفان یادداشت فاتح&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;".&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-907149047435489815?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/907149047435489815/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_29.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/907149047435489815'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/907149047435489815'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_29.html' title='گفت وگوی ملی؛ راه نجات کشور از خشونت طلبان'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-5845110716076199022</id><published>2010-08-28T18:21:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.086+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>بگومگو با محمدعلی رامین در نمایشگاه قرآن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سه شنبه ی گذشته در حاشیه ی بازدید از نمایشگاه قرآن با محمدعلی رامین - معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد - برخوردی داشتم که بیان بگومگویمان خالی از لطف نیست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای رامین در یکی از غرفه های پایین شبستان مصلا نشسته بود و داشت در دفتر یادبود آن غرفه چیزی می نوشت. دو نفر دیگر هم دور آم میز نشسته بودند. چند نفر از مسوولان آن غرفه هم دور و بر رامین جمع شده بودند. از جلوی غرفه که رد می شدم، سرش را بالا گرفت و مرا دید. آقای رامین از دو - سه سال پیش در حاشیه ی یک مصاحبه من را می شناسد. رفتم جلو، سلام و علیکی کردیم و حال و احوالی.&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.fararu.com/images/docs/000034/n00034689-r-b-001.gif" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="205" src="http://www.fararu.com/images/docs/000034/n00034689-r-b-001.gif" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چون اتفاقا همان روز یادداشت &lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;"&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #333333;"&gt;&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/08/blog-post_24.html" style="color: #992211; text-decoration: none;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;دستور وزارت ارشاد خلاف نظر رهبری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&amp;nbsp;" &lt;/span&gt;را نوشته بودم، از آقای رامین پرسیدم که "آیا این بخشنامه به روزنامه ها که می گویند صادر کرده اید واقعیت دارد؟". گفت "بالاخره تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها".&amp;nbsp;گفتم "کار اشتباهی بود"، گفت "خب، حالا بگو که چی بود؟".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای معاون مطبوعاتی که خودش از محتوایش اطلاع داشت، می خواست من بر زبان بیاورم تا اطرافیانی که آنجا بودند متوجه شوند، من هم توضیح دادم که:&amp;nbsp;"کار اشتباهی بود که روز چهارشنبه رهبری از وحدت سخن گفت و جنابعالی صبح پنج شنبه بخشنامه ی ممنوع التصویر و خبر شدن آقای موسوی و آقای کروبی و آقای خاتمی را صادر کردید".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رامین با صدای بلند و طوری که اطرافیان بشنوند گفت "آن سه ملعون!". گفتم، نخیر، آقایان خاتمی، ..." وسط حرفم پرید و گفت "لعنت الله علیه". بی درنگ به نمایندگی از همه ی دوستان سبز به رامین گفتم "لعنت الله بر شما. من منظورم آقایان خاتمی، .." دوباره گفت "لعنت الله علیه" و من دوباره پاسخش را دادم "لعنت الله بر جنابعالی". بار سوم هم گفت و پاسخ گرفت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعد رامین توضیح داد که این سه نفر جاسوس صهیونیست ها هستند". من هم پاسخش را مثل خودش دادم، گفتم که "شما نفوذی و جاسوسید آقای رامین!". پرسید "یعنی چی که من جاسوسم؟"، گفتم "یعنی اینکه انگار برنامه داری که بین همه اختلاف ایجاد کنی، این بخشنامه اشتباه بود".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;کمی جاخورده بود و اطرافیانش هم که سلام و علیک و برخورد اولیه ی ما را دیده بودند تعجب کرده بودند. سرش را پایین انداخت و می خواست به نوشتن در دفتر یادبود آن غرفه ادامه دهد که دستم را جلو بردم و گفتم خدا نگهدار. اما دستش را جلو نیاورد، گفت "دیگر نجس شدی، هر کسی که پشت سر خاتمی نماز بخواند نجس است". پاسخش را دادم که "حتما به خاطر دارید دو سال پیش در بین مصاحبه، اصرار داشتید که در نماز خانه جلو بایستید ولی حاضر نشدم پشت سر جنابعالی نماز بخوانم برای همین فرادا خواندم تا نجس نشوم!".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس از رد و بدل شدن این جملات بود که یکی از کسانی که دور میز کنار رامین نشسته بود دست من را گرفت و چند کلامی با هم صحبت کردیم و آن شخص هم متوجه بی منطقی رامین شده بود ولی جناب آقای رامین اینقدر از مرحله پرت هست که حتی نمی داند چند روز دیگر قرار است کنار گذاشته شود!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 1:&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای رامین اصرار زیادی دارد که برای رهبری واژه ی "امام خامنه ای" را جابیاندازد اما با وجود این همه اصرار بر پاچه خواری، حتی در دفتر آقای خامنه ای هم او را آدم حساب نمی کنند و مسخره اش می کنند. در گزارشی که سایت بیت رهبری از حاشیه ی بازدید از نمایشگاه کتاب در اردیبهشت ماه تهیه کرده بود، به صراحت نوشته بود که آقای رامین هی می خواسته به جلو برود که خودنمایی و پاچه خواری کند اما اینقدر جلوش را گرفته بودند که حوصله اش سر رفته و رفته پی کارش.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;عین جملاتی که در &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=9383"&gt;گزارش سایت دفتر رهبری&lt;/a&gt; درباره ی تلاش محمدعلی رامین برای پاچه خواری آمده بود اینچنین است:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;blockquote style="text-align: justify;"&gt;" نیم‌ساعتی از بازدید رهبر گذشته بود كه یكی از معاونین (غیرمرتبط با كتاب) وزیر ارشاد آمد. خواست برود جلوتر كه محافظی جلویش را گرفت. محافظ دیگری به شوخی گفت: ایشان معاونِ فلان هستند،‌ تعطیل‌تان می‌كنندها! بعد خود معاون گفت: ما از بس خودمان فاصله می‌گیریم، دیگر كسی ما را نمی‌شناسد.&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote style="text-align: justify;"&gt;یك‌بار دیگر هم در مراسم شب‌های محرم این معاون وزیر را دیده‌بودم كه می‌خواست برود جلوتر و نمی‌گذاشتند و او سعی می‌كرد خودش را بیشتر بشناساند و متوجه نمی‌شد كه محافظ می‌گوید: می‌شناسم‌تان، ارادت دارم خدمت‌تان ولی همین جا تشریف داشته باشید. وقتی معاون وزیری خودش را بزرگ‌تر از وزیر ببیند یا حس كند، همین هم می‌شود.&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote style="text-align: justify;"&gt;... معاون غیر مرتبط وزیر چند دقیقه بعد به حلقه‌ اول نزدیك شد. مثل روز روشن بود كه خیلی زود باز هم از ردیف اول بازدید دور می‌شود. خودش هم اگر به عنوانش دقت می‌كرد می‌فهمید غیرمرتبط است و غیرمرتبط باید عقب بایستد.&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote style="text-align: justify;"&gt;... چند دقیقه‌ای بود كه معاون غیرمرتبط را نمی‌دیدم. احتمالا حوصله‌اش از این همه كتاب سر رفته بود و رفته بود پی كارش! "&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;پی نوشت 2:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یکی از غرفه های نمایشگاه قرآن به شکل زننده ای به محاکمه ی آقایان خاتمی، موسوی، کروبی و هاشمی اختصاص دارد. سعی می کنم که یادداشتی درباره ی آن بنویسم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-5845110716076199022?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/5845110716076199022/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_28.html#comment-form' title='31 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5845110716076199022'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/5845110716076199022'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_28.html' title='بگومگو با محمدعلی رامین در نمایشگاه قرآن'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>31</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-4896910370793554835</id><published>2010-08-26T17:30:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.098+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کهریزک'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>دستمریزاد به دستگاه قضا و یک خواسته</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;اصلاح طلبان از تعلیق قضات برجسته ی دستاندرکار اتفاقات سال گذشته استقبال می کنند و آن را نشانه ای می دانند از عزم قوه ی قضاییه برای التیام بخشیدن به دردهایی که کشیده اند؛ بعد از برکناری قاضی مرتضوی از دادستانی تهران، تعلیق او و همکارانش آرزوی نه تنها یک ساله بلکه چند ساله ی ما بود و شنیدن این خبر خوشحال کننده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن برکناری و اکنون تعلیق کردن مرتضوی، حداد و حیدری فرد چند پیام دارد؛ اول اینکه جمهوری اسلامی نمی خواهد با متخلفین شوخی داشته باشد، لذا دوستان تندروی مرتضوی در دولت و مجلس حواسشان جمع باشد که قرار است قانون حاکم باشد. و از این بابت از آن استقبال می کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سوی دیگر پیامش به مخالفان، نوید باز شدن تدریجی فضاست، فضایی که آقای مرتضوی و دوستانشان در این سالها به وجود آورده بودند و البته متاسفانه در طول فعالیت ده ساله ی آیت الله هاشمی شاهرودی منجر به بی اعتمادی هایی نسبت به دستگاه قضایی شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخشی از نفرت های به وجود آمده در میان بخشی از مردم و حکومت ناشی از برخوردهای بی حساب و کتاب تیم آقای مرتضوی بوده است. در این ماه های اخیر علی رغم انتقاداتی که به دستگاه قضایی همچنان وارد است اما اساسا وضعیت با ماقبل آن تفاوتهایی کرده و قابل مقایسه است. تصویری که از آقای دولت آبادی در ذهن مردم وجود دارد با تصویر دادستان سابق آقای مرتضوی زمین تا آسمان متفاوت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا بعد از برکناری این قضات و تعلیقشان، آقای حیدری فرد که قبل از این دادیار شعبه ی امنیت دادگاه انقلاب بوده &lt;a href="http://www.jomhourieslami.com/1389/13890602/13890602_03_jomhori_islami_akhbar_dakheli_0031.html"&gt;نامه ای را منتشر کرده&lt;/a&gt; که در آن نسبت به تعلیق شدن اعتراض کرده و همه ی کاسه و کوزه های ماجرای کهریزک را بر سر ماموران دون پایه ی زندان انداخته و خود را و دوستان را مبرای از خطا دانسته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلا نوشته که سلسله مراتب حاکم است و ادعا کرده که چون فرمانده ی وقت نیروی انتظامی از اتفاقات و برخوردهای زندان کهریزک بی اطلاع بوده، بنابر این مامورانی که دست به آن اعمال غیر انسانی زده اند خودشان مقصرند.&amp;nbsp;حضرت آقای حیدری فرد! درباره ی قضیه ی سلسله مراتب که می فرمایید، اتفاقا بر همین مبنا چون قاضی مستقل است پس شما را سوای از قوه ی قضاییه و ریاست آن می باید دید و لذا شما معلق شده اید و ریاست قوه ی قضاییه هم با تعلیق حکم سه قاضی متخلف در میان مردم محبوب می شود و ما به او دست مریزاد می گوییم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جناب آقای حیدری فرد! بد نیست به پرونده ی بازداشت خودم اشاره ای کنم در سال 1387 یعنی پنج ماه قبل از انتخابات سال گذشته. به خاطر می آورید که جنابعالی از همان روز اول از تک تک افراد بازداشت شده در آن پرونده (بنده و شش نفر دیگر بازداشت شده در مقابل حسینیه ی ارشاد) بازپرسی کردید و من در همان روز اول توضیح کاملی دادم از اتفاقی که در زمان بازداشت افتاد و البته آن را به صورت مکتوب هم نوشتم و امضا کردم (البته در ساعت اول بازداشت نیز ماجرا را به صورت مکتوب برای بازجوهای کلانتری نوشته بودم). و جواب شما در همان روز اول تهدید کردید که ما هفت نفر را به کهریزک می فرستید که البته نمی دانم چطور شد به اوین رفتیم و نزدیک چهل روز در انفرادی آب خنک نوش جان کردم. چندین بار دیگر در دادگاه انقلاب و البته به صورت تفصیلی در زمان بازجویی در زندان اوین همان گفته های روز اولم تکرار شد اما شما که کار خود را می کردید و به آن اصلا توجهی نداشتید. پس اینقدر از وظیفه شناسی خود نفرمایید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای حیدری فرد در نامه اش نوشته که موضوع مربوط به رسیدگی به اتهامات اغتشاشگران روز 18 تیر پارسال بوده است&amp;nbsp;که "&amp;nbsp;نظم و امنيت شهر را مختل و با آتش زدن وسايل نقليه و امكانات مربوط به خدمات عمومي با نيروهاي امنيتي و انتظامي درگير و تعدادي از پرسنل پليس امنيت تهران در اثر اصابت چاقو و قمه مضروب و عده‌اي از آنها در حالت كما و بي‌هوشي در بيمارستان بستري گرديدند".&lt;br /&gt;جناب آقای حیدری فرد! آیا امثال شهیدان جوادی فرد، کامرانی و روح الامینی چاقو و قمه کشیده بودند و امنیت شهر را مختل کرده بودند و جایی را آتش زده بودند؟ این دقیقا از سنخ همان اتهاماتی است که به بنده زده بودید و احتمالا خیلی از حکمهایتان به همین شکل خلاف قانون بوده است. از برکناری و تعلیق حضرتعالی در پوست خود نمی گنجم آقای حیدری فرد! به خاطر بیاورید که چقدر خانواده و دوستانم آن روزها نگران بودند. حالا امروز که آبرویتان را برده اند و عزل شده اید، ما امیدواریم که درسی بشود برای کسانی که بخواهند راه شما را بروند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواهشمان از دستگاه قضا این است که به شکایت هفت اصلاح طلب درباره ی اظهارات منتسب به سردار مشفق نیز رسیدگی کنید. فارغ از نتیجه ی پرونده ی این شکایت، مطمئن هستم که صرف رسیدگی به این شکایت ثمرات بسیار زیادی برای جمهوری اسلامی دارد و می تواند اعتماد بخشی از مردم را که در این سالها سلب شده تا حد بسیاری ترمیم کند. انشالله.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-4896910370793554835?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/4896910370793554835/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_26.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4896910370793554835'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/4896910370793554835'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_26.html' title='دستمریزاد به دستگاه قضا و یک خواسته'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-6115815041807993652</id><published>2010-08-24T11:12:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.126+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>دستور وزارت ارشاد خلاف نظر رهبری</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;دولت آقای احمدی نژاد فردای &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&amp;amp;id=7123"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;سخنان رهبری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt; در بخشنامه ای به رسانه ها دستور داده که برخلاف نظر اخیر رهبری عمل کنند و حتی تصاویر و سخنان آقایان موسوی و کروبی و حتی خاتمی را منتشر نکنند؛ این چه جذب حداکثری است که چهارشنبه 26 مرداد ماه رهبری بر آن تاکید می کند و رسانه ها آن را در بوق و کرنا می کنند و پنج شنبه 27 مرداد ماه هم آقای احمدی نژاد حتی آمدن نام این بزرگواران را ممنوع کرده است؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;هر چند روزنامه ها و خبرگزاری ها نباید خود را ملزم به اجرای دستور وزارت ارشاد بدانند و تنها شورای عالی امنیت ملی است که طبق قانون گاهی برخی موارد را به رسانه ها اعلام می کند و مبنای قانونی دارد. دوستان روزنامه نگار باید در مقابل چنین بخشنامه های خلاف قانون و نادرستی بایستند و آن را اجرا نکنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;البته&amp;nbsp;من این کار را زیر سر محمدعلی رامین، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد می دانم که عملکردش غیر از ایجاد و عمیق بخشیدن به شکاف های جامعه اثری نداشته است و امروز هم تلاش می کند از هر تلاشی برای وحدت جلوگیری کند. رامین به صدور بخشنامه بسنده نمی کند و رسانه ها را به صورت غیر رسمی به توقیف تهدید می کند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;این در حالی است که&amp;nbsp;مطابق ماده ی 4 قانون مطبوعات:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;هيچ مقام دولتي و غيردولتي حق ندارد براي چاپ مطلب يا مقاله اي درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآيد و يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;لذا دوستان روزنامه نگار و خبرنگار چه اصلاح طلب و چه اصولگرا، باید با قدرت و قوت جلوی زیاده خواهی های وزارت ارشاد دولت آقای احمدی نژاد بایستند تا زخم های یک سال گذشته بلکه کمی التیام پیدا کند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;امروز دولت برای آرامش بخشی به فضای جامعه باید به مخالفانش تریبون بدهد نه اینکه حتی از چاپ تصویر آقای خاتمی هم جلوگیری کند؛ هر چند دولت در مواقع عادی هم اساسا حق چنین کاری را ندارد اما الان ضرورت جامعه ایجاب می کند که دست تحریک کننده هایی مانند آقای رامین را بگیرند و از دولت به بیرون بیاندازند. این کار به جامعه آرامش می بخشد نه قوائد محدود کردن مطبوعات که آقای رامین احتمالا از دوستان نئو نازی خود در زمان سالها اقامت در آلمان آموخته است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس انتظار می رود که نسبت به چنین اقداماتی واکنش نشان بدهند و البته تمام آن نمایندگانی که دیروز در بیانیه ای از سخنان اخیر رهبری در مورد جذب حداکثری و دفع حداقلی دفاع کرده اند هم انتظار می رود اقدام عملی کنند و به شعار بسنده نکنند، مثلا به احمدی نژاد در مورد حرکت های مشکوک امثال محمدعلی رامین تذکر بدهند و چنین تندروهایی را از خر شیطان پایین بیاورند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;متن بخشنامه یا دستور العملی مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد خطاب به روزنامه ها، خبرگزاری ها امروز در اینترنت منتشر شده است. از دو سه خبرنگار رسانه های مختلف صحت و سقم آن را جویا شدم که تایید کردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;«به اطلاع می‌رساند با توجه به این که فضای آرامش‌بخش در جامعه و افکار عمومی وظیفه ذاتی رسانه‌ها می‌باشد و از آن‌جا که مراجع ذی‌صلاح امنیتی، نسبت به آثار احتمالی منفی انتشار اخبار، تصاویر و سخنان آقایان «میرحسین موسوی»، «مهدی کروبی»، «سیدمحمد خاتمی» برای کشور دارای ملاحظاتی هستند، با رعایت تبصره ۲ ماده ۵ قانون مطبوعات از انعکاس خبر، تصویر و یا گزارش درمورد افراد فوق خودداری نمایید.»&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-6115815041807993652?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/6115815041807993652/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_23.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6115815041807993652'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/6115815041807993652'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_23.html' title='دستور وزارت ارشاد خلاف نظر رهبری'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-8074285606733367938</id><published>2010-08-23T17:48:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.156+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات'/><title type='text'>همصدایی مشکوک مخالفان یادداشت فاتح</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&amp;nbsp;موضع اخیر دکتر ابوالفضل فاتح در یادداشت با عنوان "&lt;a href="http://shafieyan.blogspot.com/2010/08/blog-post_21.html"&gt;گذرگاه خطیر و مرحله عبور&lt;/a&gt;" هرچقدر از سوی سیاسیون معتدل استقبال شد اما هم از سوی ضدانقلاب و هم از سوی &lt;a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8906010124"&gt;خبرگزاری فارس&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://www.inn.ir/NewsDetail.aspx?pr=s&amp;amp;id=50813"&gt;سایت روزنامه ی رسمی دولت&lt;/a&gt; و امثالهم (مشرق و چهان نیوز و ...) که طرفدار سرسخت دولت هستند مورد فحاشی قرار گرفته است؛ کسانی از اساس با گفتگو مخالفند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THKHPhLvRgI/AAAAAAAABb4/fxCMBafFjgg/s1600/112121.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="130" src="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THKHPhLvRgI/AAAAAAAABb4/fxCMBafFjgg/s200/112121.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;فاتح در این یادداشت از موضع خط امامی صحبت از اتحاد در برابر بیگانه و گفتگوهای داخلی کرده است و با مایه گذاشتن از آبروی خویش فراتر از جناح بندی های موجود همه را به تلاش برای محافظت از دستاوردهای صدساله فراخوانده اما اینکه چرا دوستان افراطی آقای احمدی نژاد دردشان آمده را خدا می داند و بهتر است از عبارت خود ایشان وام بگیرند که آب را آنجایی بریزند که می سوزد!&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;صد البته که فحاشی&amp;nbsp;سایت اخبار روز( نزدیک به مارکسیست ها) و انتشار مقالات پی در پی بر علیه یادداشت دعوت به وحدت دکتر فاتح قابل درک است اما سایت روزنامه ی دولتی "ایران" (شبکه ایران) چرا باید چنین مغرضانه موضعگیری کند؟ شاید هم&amp;nbsp;شکاف رسانه ای در رسانه های جناح راست آنها را نگران کرده باشد چون&amp;nbsp;خبرآنلاین، تابناک، عصرایران، دی نیوز، شفاف و تهران امروز از جمله ی رسانه های اصولگرایی بودند که از این یادداشت کاملا استقبال کردند. و در این مورد هم نوا شدند با از جمله کلمه، پارلمان نیوز، روزنامه ی مردمسالاری، روزنامه ی آرمان، آفتاب نیوز که رسانه های نزدیک به اصلاح طلبان سبز هستند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چه خوب است که همگی نیروهای سیاسی با دیدگاه های متفاوت از نیروهای معتدل و زمینه ساز همگرایی در موقعیت های حساس حمایت کنند و این جدای از اختلاف سلیقه است که انکار نشدنی نیست. قرار نیست که کسی سال گذشته یا ده سال گذشته یا 50 سال گذشته را فراموش کند اما می توان تبصره ای برای مواقعی بگذاریم که ایران نیازمند وحدتمان است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;( داخل پرانتز بگویم که نقد موضع گیری متفاوت با فحاشی و وارانه نمایی آن است، در همین چند روز کم نبودند کسانی که موضع گیری آقای فاتح را مورد نقد قرار دادند و مثلا از لحاظ زمانی و یا برخی انعطاف ها به آن یادداشت ایراد وارد می دانستند اما این با تخریب و بستن تهمت به نویسنده متفاوت است. )&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;برای آشنایی کامل خوانندگان محترم با نحوه ی همسویی افراطی ها در مقابل نوای وحدت، دو گزارش زیر را آورده ام که خواندن آنها خالی از لطف نیست. هر چند پیشاپیش حتی از انعکاس انواع و اقسام تهمت ها و توهین هایی که در این دو گزارش آمده عذرخواهی می کنم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;a href="http://draft.blogger.com/goog_1862018132"&gt;گزارش سایت روزنامه ی دولتی ایران با تیتر &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;a href="http://draft.blogger.com/goog_1862018132"&gt;"&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #003366;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;a href="http://draft.blogger.com/goog_1862018132"&gt;ابراز نگرانی مشاور لندن‌نشین برای آینده سران فتنه&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: inherit;"&gt;&lt;a href="http://www.inn.ir/NewsDetail.aspx?pr=s&amp;amp;id=50813"&gt;&amp;nbsp;"&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مشاور رسانه‌ای میرحسین موسوی که در انتخابات سال گذشته و آشوب‌های پس از آن به سران فتنه مشاوره می داد، خواستار ایجاد فضای گفت‌وگو میان مسئولان نظام با سران جریان فتنه شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گزارش شبکه ایران(سایت خبری روزنامه ی ایران)، "ابوالفضل فاتح" که بیشتر از یک سال است به انگلیس سفر کرده و در لندن زندگی می‌کند، بدون اشاره به اقدامات ساختارشکنانه سران جریان فتنه در سال گذشته که با استقبال گسترده دشمنان ایران و اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران روبرو شد، تلاش کرده تا هجمه آمریکا و برخی کشورهای اروپایی را نتیجه عملکرد مسئولان عنوان کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فاتح در این زمینه مدعی شده است: "برخی بی‌کفایتی‌ها و شکاف و نابسامانی‌های داخلی، ماجراجویان خارجی را به طمع بیشتر انداخته و سودای عقب نگه داشتن کشور را چه با تحریم و چه تهدید دامن زده است."&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مشاور آقای موسوی همچنین در ادعایی جالب، بهره‌برداری و راه‌اندازی نیروگاه هسته‌ای بوشهر را دستاورد "دهه‌های گذشته" نامیده است و اشاره‌ای به اقدامات دولت‌های نهم و دهم در این زمینه نکرده است!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای فاتح در بخش دیگری از یادداشت خود که در یک سایت ضدانقلاب منتشر شده، خواستار گفت‌وگوی مسئولان نظام و سران آشوب‌های سال گذشته شده و حتی تلویحا تهدید کرده که اگر این اتفاق صورت نگیرد، "نقد آیندگان متوجه کسانی خواهد بود که گفت‌وگو و اصلاح را رد کرده‌اند."&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فعالان سیاسی معتقدند این اظهارات مشاور میرحسین موسوی به منزله ناامیدی کامل از احیا و ادامه فتنه و تلاش برای بازگشت به فضای سیاسی کشور است؛ مساله‌ای که به گفته بخشی از کارشناسان با توجه به مواضع ساختارشکنانه سران این جریان در سال گذشته، غیرممکن ارزیابی شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بر همین اساس یادداشت این مشاور موسوی، یک "هشدار" به سران اصلاح طلب درباره حذف شدن این جریان از صحنه سیاسی کشور ارزیابی شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;گفتنی است فاتح چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری از انگلیس به ایران آمد و مسئولیت ستاد تبلیغات آقای موسوی را برعهده گرفت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;طراحی نمادهای انتخاباتی برای میرحسین موسوی آنچنان که در انقلاب‌های رنگین و مخملی مورد استفاده قرار گرفته است، به این مشاور رسانه‌ای موسوی نسبت داده شده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://draft.blogger.com/goog_1862018136"&gt;گزارش سایت ضد انقلاب " همبستگی ملی " با تیتر "&lt;/a&gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://draft.blogger.com/goog_1862018136"&gt;&amp;nbsp;کرنش نامه باند مغلوب &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;a href="http://hambastegi-meli.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=10977:-l-r-lr-&amp;amp;catid=16:2009-10-10-12-51-04&amp;amp;Itemid=56"&gt;"&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک روز پس از سخنرانی ولی فقیه ارتجاع در جمع سردمداران و کارگزاران رژیم که در آن باند مغلوب را به کرنش و توبه فراخواند، مسئول کمیته اطلاع رسانی ستاد موسوی، در نمایش انتخابات سال گذشته و یکی از نزدیکان وی، طی مقاله یی که در سایت کلمه متعلق به موسوی منتشر شده، به خامنه ای لبیک گفت و از نقش همزمان موسوی و ولی فقیه ارتجاع «در کنترل منازعات داخلی» تقدیر کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ابوالفضل فاتح، از مأموران رانده شده وزارت اطلاعات وابسته به باند مغلوب، که در مقاله خود تحت عنوان «گذرگاه خطیر و مرحله عبور» که روز پنجشنبه بر روی سایت کلمه متعلق به موسوی منتشر شده، به بهانه «تهدیدات بیگانه» به صراحت کرنش باند مغلوب رژیم را در برابر خواست ولی فقیه ارتجاع به نمایش گذاشت و نوشت: «...بیگانه باید بداند و دریابد که ایرانی با هر آیین و زبان و از هر جناح و خط سیاسی به رغم همه تفاوتها و اختلاف نظرها در برابر تهدید او ید واحده است. ایستادگی سبز و غیر سبز نمی شناسد....بیگانه، هر که می خواهد باشد، حق ندارد و به یاری خدا نمی تواند مناقشات و مجادلات داخلی را بهانه خشونت و ماجراجویی جدیدی در منطقه کند».&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مسئول کمیته اطلاع رسانی موسوی و یار غار او، در عجز نامه خود، ولی فقیه ارتجاع را به «بهره گیری از حداکثر ذخیره عقلانی و مدیریتی» فراخواند و گلایه کرد که چرا به بیانیه شماره هفده موسوی که در آن «حسن نیت و نقشه راه» بود، «پاسخ درخوری» نداده است. وی نوشت:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;«گرچه بیانیه هفدهم آقای مهندس میرحسین موسوی که بیانیه حسن نیت و نقشه راه بود پاسخ درخوری حتی در موضوع آزادی زندانیان نیافت و به جای خود باقی است، اما به رغم همه این تلخی ها، در ایفای وظیفه ی ملی و ایمانی ما در شرایط حساس تهدید خارجی تردیدی ایجاد نمی کند. بر این اساس انتظار می رود هر کس و در هر جا به نوبه خود تلاش کند تا در این وضعیت هشدار، از سطح منازعات داخلی کاسته و در برابر تهدید احتمالی اما جدی بیگانه، عمق و گستره وفاق ملی را افزونی دهد.در این شرایط همین طور بازگشت به قانون ولو گام به گام، آزادی رسانه های منتقد و آزادی هر زندانی پاسخ مثبتی است که تداوم آن مرهمی کاری بر زخم های عمیق خواهد بود».&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ابوالفضل فاتح در ادامه مقاله خود در سایت موسوی خطاب به باند ولی فقیه ارتجاع اطمینان داد که: «اما به رغم همه این تلخی ها، در ایفای وظیفه ملی و ایمانی ما در شرایط حساس تهدید خارجی تردیدی ایجاد نمی کند»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مسئول کمیته اطلاع رسانی ستاد موسوی در نمایش انتخابات در حالیکه کرنش در برابر ولی فقیه ارتجاع را «وفاق ملی» در برابر تهدید خارجی توصیف می کرد، به تجلیل مشمئز کننده از خامنه ای پرداخت و «عزیز» دانست، و نوشت:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;«...معتقدم خوشبختانه با همه شدت و حدت مواجهات و به رغم برخی فشارها هم رهبری انقلاب و هم رهبران جنبش سبز در کنترل سطح منازعه داخلی موثر بوده اند. همین که تاکنون این عزیزان آگاهانه در خطاب ها از تلویح عبور نکرده و یکدیگر را خطاب مستقیم نداده اند، “تخفیف سطح مناقشه” و باز نگهداشتن یک “امکان مهم” است، که ضروری است مغتنم شمرده شده و عمق و وسعت یابد..نه همه چیز را به پرده بردن و نه همه چیز را پرده برداشتن روا نیست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این مهره اطلاعاتی وابسته به باند مغلوب نظام و از نزدیکان و هم فکران موسوی با اذعان به سرنوشت محتوم دیکتاتوری آخوندی، هشدار داد که اگر از این فرصت برای پذیرش کرنش آنها توسط ولی فقیه ارتجاع غفلت شود، ممکن است دیر شود. وی نوشت: چند ماه پیش عرض کردم “تا فرصت هست، تا هنوز الفتی هست، تا نسل نخست انقلاب هست، تا هنوز احتمال اجماعی هست، تا خاطره ی همنشینی با امام هست، تا بزرگان و مراجع عظام هستند، تا رهبری انقلاب هستند، تا مهندس موسوی هست، تا خاتمی و کروبی و هاشمی هستند باید فکری کرد. در غیر این صورت، خدای ناکرده حسرت غفلت از امروز بر جای خواهد ماند”.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/83956588940729820-8074285606733367938?l=alishafieian.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://alishafieian.blogspot.com/feeds/8074285606733367938/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_9328.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/8074285606733367938'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/83956588940729820/posts/default/8074285606733367938'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://alishafieian.blogspot.com/2010/08/blog-post_9328.html' title='همصدایی مشکوک مخالفان یادداشت فاتح'/><author><name>aliasghar shafieian</name><uri>https://profiles.google.com/105230764375156004214</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='//lh4.googleusercontent.com/-wz73_pkemUQ/AAAAAAAAAAI/AAAAAAAAAAA/eeptapxOL9M/s512-c/photo.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/THKHPhLvRgI/AAAAAAAABb4/fxCMBafFjgg/s72-c/112121.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-83956588940729820.post-4983584549366424341</id><published>2010-08-21T17:29:00.000+04:30</published><updated>2010-12-17T18:32:14.171+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سياسي'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فاتح'/><title type='text'>گذرگاه خطیر و روزنه های عبور</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: auto;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SEVSNrzNyAI/AAAAAAAAAnY/nmUaMizlfPo/s1600/dr+fateh.JPG" imageanchor="1" style="clear: left; display: inline !important; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em; text-align: justify;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://4.bp.blogspot.com/_x9DzzdV79rw/SEVSNrzNyAI/AAAAAAAAAnY/nmUaMizlfPo/s200/dr+fateh.JPG" width="153" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;b&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;&lt;b&gt;ابوالفضل فاتح &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: normal;"&gt;-&amp;nbsp;بر اساس شواهد و قرائن، تهدیدات خارجی نسبت به کشور روندی رو به تزاید یافته است. بیگانه ی مدعی دیر زمانی است که با “ایران به ما هو ایران” سر ناسازگاری داشته و انقلاب اسلامی دلیل مضاعفی بر عداوت پیشین است؛ چنان که در ۲۸ مرداد شاهد بودیم و طی سی سال اخیر نیز صرف نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، 
